توافق نفتی آمریکا و ونزوئلا که به دولت ایالات متحده کنترل بر ۶۵ میلیارد بشکه ذخایر اثباتشده را میدهد توسط هر دو دولت اعلام شد، چیدمانی بسیار پیچیده است که بلافاصله طوفانی از حدسوگمان درباره انگیزههای آن برپا کرد.
بخش زیادی از حدسوگمانهایی که درباره این توافق - که گفته میشود توسط وزیر خارجه مارکو روبیو و وزیر جنگ پت هیگست با رئیسجمهور ونزوئلا، دلسی رودریگز، مذاکره شده است - در جریان است، غیرواقعی بوده و نشاندهنده عدم درک انگیزههای پشت این توافق و آنچه واقعاً برای به تولید رساندن یک پروژه منابع عظیم در دنیای مدرن لازم است، میباشد.
توافق آمریکا و ونزوئلا درباره چه نیست
اول، بیایید مشخص کنیم که این توافق درباره چه چیزی نیست. معامله ترامپ با دولت رودریگز مربوط به امروز نیست. این توافق درباره تأثیرات کوتاهمدت برای کاهش قیمت نفت و بنزین نیست. این توافق درباره جایگزینی میلیونها بشکه نفت خامی که روزانه از کاندا، که روزبهروز با چین صمیمیتر میشود، وارد میشود، با تأمینکنندگان فوری از دولتی دوستانهتر در ونزوئلا نیست.
قیمتهای نفت بلافاصله به دلیل این توافق به ۶۰ دلار در بشکه سقوط نخواهند کرد و قیمت بنزین در پمپبنزین نیز هفته آینده به سطوحی که پیش از اول مارس دیده میشد، پایین نخواهد آمد.
درصد بالایی از زمینهای مشمول این توافق، زمینهای سبز (greenfield) هستند که احتمالاً ۷ تا ۱۰ سال طول میکشد تا به تولید برسند. نه ۷ تا ۱۰ روز – ۷ تا ۱۰ سال. بخش زیادی از زمینهای باقیمانده شامل توسعههای قهوهای (brownfield) است که تحت حکومتهای هوگو چاوِس و نیکلاس مادورو رها شده و به حال خود واگذار شدند. این داراییها زمان و میلیاردها دلار سرمایهگذاری نیاز دارند تا به تولید اولیه یا افزایش یافته تبدیل شوند.
این توافق درباره چیست
به سادگی، توافق نفتی آمریکا و ونزوئلا یک بازی بلندمدت است. این توافق درباره جایگزینی تولید داخلی و واردات از دولتهای نامناسب با حجمهایی از یک دارایی ژئوپلیتیک مهم در کشوری دیگر است که گزارش شده تحت کنترل آمریکا برای ۱۰۰ سال خواهد ماند.
مدت زمان اجارهنامه مهم است زیرا تاریخ به ما میگوید که توسعه کامل و استخراج این منابع زیرزمینی دههها طول خواهد کشید.
انگیزههای راهبردی پشت توافق آمریکا و ونزوئلا
جریان نفت از خاورمیانه به نظر میرسد به سطوحی بازگشته که برای حفظ تعادل نسبی در بازار جهانی در حال حاضر لازم است، هرچند چالشهای واقعی برای بازگشت به یک تعادل پایدار و واقعی همچنان باقی است. در نهایت، ایالات متحده نمیتواند به طور نامحدود ذخایر استراتژیک نفتی خود را تخلیه کند. صنعت پالایش داخلی نیز نمیتواند مدت بیشتری با ظرفیت ۹۶ درصد فعالیت کند، زیرا توقف دورهای برای نگهداری و بازرسیهای ایمنی ضروری خواهد بود.
اما، با توافق گلدمن ساکس و دیگران در روزهای اخیر بر این نکته که تخمینهای ایالات متحده از نفت خامی که اکنون وارد بازار میشود احتمالاً دقیق است، و مسدودسازی دریایی ایالات متحده طبق قصد عمل میکند تا توانایی ایران برای صادرات را سلب نماید، امید وجود دارد که بدترین حالت گذشته است. آن واقعیتها، همراه با اقدامات سایر کشورهای صادرکننده خلیج فارس برای توسعه سریع مسیرهای جایگزین برای عرضه نفت خام خود در بازار آزاد، فشار بیشتری بر دولت مدنی ایران وارد میکند تا راهی برای خروج از این بنبست بیابد.
دولت ترامپ میداند که تأثیرات بسته شدن تنگه هرمز بر اقتصاد آمریکا میتوانست بدتر باشد – بسیار بدتر. ایالات متحده توانسته است برخی از تأثیرات وحشتناکی که این بحران بر سایر ملتها گذاشته است را به لطف سطح بالای امنیت انرژی خود اجتناب کند.
اما رئیسجمهور ترامپ و مشاوران کلیدی او نیز میدانند که آمریکا همیشه در تولید نفت و گاز طبیعی پیشرو جهان نخواهد بود. منابع عظیم شیلی که امروز تولید آمریکا را هدایت میکنند، در نهایت به اوج رسیده و شروع به کاهش خواهند کرد. بدون کشفیات داخلی جدیدی در مقیاس و دسترسی لازم برای جایگزینی آنها، تولید کلی قابل پایداری نخواهد بود.
این کاهش نه به زودی که منتقدان صنعت ادعا میکنند رخ خواهد داد و نه آنقدر در آینده دور که خوشبینان باور دارند: اما رخ خواهد داد. این همان کاری است که این صنعت انجام میدهد – این چرخه طبیعی آن است.
تخریب روابط با کانادا نیز عامل مؤثر است
اینجا جایی است که رابطه日益 تنشآمیز آمریکا با دولت به رهبری مارک کارنی در اتاوا مطرح میشود. حتی اگر ایالات متحده روزانه بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و مایعات نفتی تولید کند، این مقدار برای پاسخگویی به مصرف روزانه کافی نیست. علاوه بر این، کمبود مداوم ظرفیت پالایش برای پردازش میلیونها بشکه نفت خام سبک و شیرین حاصل از حوضه پریمین و سایر بازیهای شیل بزرگ به این معنی است که میلیونها بشکه از آنها باید هر روز صادر شود تا پالایشگاه مناسب خود را پیدا کنند.
آن بشکههای صادر شده باید با واردات از کشورهای دیگر جبران شوند و همانطور که در مقاله اخیر اینجا اشاره کردم، بیشتر این واردات در سالهای اخیر از نفت خام کانادایی تولید شده در آلبرتا بوده است. نفت خام سنگین حاصل از شنهای نفتی کانادا دقیقاً همان گرادی است که بسیاری از پالایشگاههای میانه غرب و ساحل خلیج برای پردازش آن تنظیم شده بودند و صادرات آن به ایالات متحده منبع درآمد اصلی برای اقتصادی کانادا بوده است که از سال ۲۰۱۵ در میان کشورهای عضو OECD در رشد اقتصادی در رتبههای پایین قرار داشته است.
آن مسیر تجاری آسان بین دو کشور همسایهای که دولتهایشان تا زمانی اخیر در روابط دوستانه بودند، فشارها را بر دولت مرکزی کانادا برای اجازه دادن به ساخت خطوط لوله شرق-غرب کاملاً داخلی و سایر زیرساختهای بزرگ مرتبط با شنهای نفتی کاهش داد. این فقدان سرمایهگذاری در زیرساختهای داخلی، در نوبت خود به دولتهای به رهبری کارنی و جانشین او، جاستین ترودو، کمک کرده است تا اهداف نشاندادن صفر کربن تا سال ۲۰۵۰ خود را دنبال کنند. این ماهیت یک arrangement سودمند متقابل برای هر دو کشور بوده است.
اما اکنون، با چرخش شدید کارنی به سمت چین و سیاستهای تهاجمی تجاری و تعرفهای ترامپ، آن رابطه دوستانه دچار تنش شده است. همانطور که بحث در کانادا به طور فزایندهای بر جستجوی مسیرهای جایگزین برای نفت خام آلبرتان متمرکز میشود، توافق با ونزوئلا به خانه سفید امکان میدهد تا به یک جایگزین بلندمدت احتمالی اشاره کند.
رقابت با چین و روسیه کلیدی برای توافق آمریکا و ونزوئلا است
رقابت ایالات متحده با چین برای نفوذ ژئوپلیتیک جهانی و هژمونی نیز در اینجا یک ملاحظات بزرگ است. تحت رهبری مادورو، ونزوئلا و بخش نفتی آن تحت نفوذ و کنترل چین قرار گرفته بود، با ورود روسیه نیز به این بخش. ترامپ هیچ پنهانکاری درباره قصد خود برای توقف نفوذ رو به رشد هر دو کشور مهاجم نه تنها در ونزوئلا، بلکه در سراسر نیمکره غربی ندارد. هر اقدامی که دولت در امسال در رابطه با ونزوئلا انجام داده، بازتابدهنده آن هدف فراگیر است.
توافق اعلام شده روز جمعه، پایگاهی محکم برای ایالات متحده در این کشور فراهم میکند، یکی که به احتمال زیاد شامل حضور امنیتی قابل توجه ایالات متحده در داخل کشور خواهد بود که برای جلوگیری از پیشرفتهای بیشتر آن کشورها خدمت خواهد کرد. چنین حضوري به نظر میرسد نتیجهای اجتنابناپذیر باشد اگر ایالات متحده امید دارد سرمایهگذاری عمده توسط شرکتهای محتاط نسبت به ریسک مانند اکسونموبیل را دوباره به منطقه نفتی ونزوئلا جلب کند.
خلاصه کلام، این یک بازی بلندمدت است که برای تقویت امنیت انرژی آمریکا و نیمکره غربی برای ربع قرن آینده و فراتر از آن طراحی شده است. رانندگان آمریکایی در نهایت سود خواهند برد، اما نباید انتظار داشته باشند که تأثیرات توافق نفتی آمریکا و ونزوئلا را به زودی در پمپ بنزین ببینند.