هنگامی که تقریباً یک دهه پیش فعالیت تحقیقاتی خود را آغاز کردم، هیچ آکادمیسین زنی در گروه مهندسی معدن دانشگاه مرکزی جنوب در چانگشا، چین وجود نداشت. تنها امسال بود که این گروه مرا به عنوان اولین استاد زن خود منصوب کرد. من از این تغییر استقبال میکنم، اما این نشان میدهد که انتظارات در مورد اینکه چه کسی میتواند مشاغل معدن را دنبال کند، تنها اخیراً شروع به تغییر کرده است.
من برای تحقیق و کار میدانی به بسیاری از معادن در چین و خارج از کشور سفر کردهام، اما اغلب به من گفته شده که نمیتوانم به زیرِ زمین بروم. گاهی اوقات، این اتفاق پس از آن رخ میداد که من کار را برنامهریزی کرده و به آنجا سفر کرده بودم. این وضعیت پوچ به نظر میرسید: یک محقق که به طراحی سیستم نظارت یا هشدار برای یک معدن عمیق کمک میکرد، نمیتوانست محیطی را که این سیستم در آن کار میکرد، ببیند.
من مدیران معدن را به دلیل رد دسترسی سرزنش نمیکنم. آنها باید از قوانین کار تبعیت کنند و خطرات فوری و جدی را مدیریت کنند: سنگ ناپایدار، گرما، آب، گرد و غبار، ماشینآلات سنگین و مسیرهای فرار محدود.
اما حفاظت زمانی ناعادلانه میشود که هر فعالیتی که «معدنکاری زیرزمینی» نامیده میشود، طوری تلقی شود که گویی شامل همان میزان مواجهه با خطر است. قانون سال ۲۰۱۲ چین که حقوق کار و قوانین بهداشتی زنان را بهبود میبخشد، همچنان کار زیرزمینی در معادن را برای کارمندان زن ممنوع میکند. دهها کشور محدودیتهای مشابهی دارند. این قانون هدف حفاظتی دارد: زنان در معادن با خطرات منحصر به فردی روبرو هستند (O. S. Mokwena et al. Safety 12, 1; 2026). با این حال، این قانون بین شیفتهای مکرر و یک بازدید کوتاه و تحت نظارت برای کالیبره کردن یک حسگر یا بازرسی یک سیستم نظارتی تمایز قائل نمیشود. حل این تنش نیازمند اصلاحات نظارتی است.
زمانبندی اهمیت دارد. معدنکاری مدرن بسیار فراتر از حفاری است. محققان حسگرها را نصب و آزمایش میکنند، سیگنالهای لرزهای را تحلیل میکنند، تهویه را مدلسازی میکنند، تجهیزات خودکار را نظارت میکنند، هستهها را بررسی میکنند، سیستمهای کنترل از راه دور را به کار میگیرند و بازسازی اکولوژیکی را برنامهریزی میکنند. بسیاری از این وظایف به طور کامل در سطح زمین انجام میشوند. برخی دیگر ممکن است نیاز به دسترسی محدود به زیرِ زمین داشته باشند. خطرات یکسان نیستند، بنابراین قوانین نیز نباید یکسان باشند.
من خواستار یک سیستم مبتنی بر وظیفه با سه مسیر هستم.
کارهای تولیدی طولانیمدت و با مواجهه بالا باید تحت سختگیرانهترین حمایتهای قانونی قرار گیرند. هیچ کارفرمایی نباید از شمول به عنوان بهانهای برای تضعیف الزامات ایمنی، کاهش کارکنان یا تحت فشار قرار دادن کسی برای پذیرش خطرات استفاده کند.
با این حال، بازدیدهای کوتاه برای تحقیق و آموزش باید یک مسیر قانونی داشته باشند. ورود باید به ارزیابی ریسک خاص سایت، آموزش اجباری، تجهیزات حفاظتی مناسب، محدودیتهای زمانی سختگیرانه، ردیابی در زمان واقعی، نظارت و یک برنامه اضطراری بستگی داشته باشد. مشارکت باید داوطلبانه باشد. هنگامی که این اقدامات حفاظتی نمیتوانند تضمین شوند، یا زمانی که همان هدف را میتوان از سطح زمین به دست آورد، ورود به زیرِ زمین نباید اتفاق بیفتد.
نامزدها برای نقشهای مبتنی بر سطح باید بر اساس شایستگی ارزیابی شوند، نه قوانین صلاحیت دسترسی به زیرِ زمین از دوران دیگر.
ماهیت تحقیقات خودم نشان میدهد که چرا این تمایز لازم است. حسگرهای میکرو لرزهای میتوانند سیگنالهای ناشی از ترکخوردگی سنگها را تشخیص دهند و سیستمهای تحلیلی به تیمهای معدن کمک میکنند تا ناپایداریهای در حال ظهور را شناسایی کنند. سیستمهای نظارت بر گاز، تهویه، تجهیزات و پرسنل میتوانند مواجهه غیرضروری با خطرات زیرِ زمین را کاهش دهند. مراکز عملیات از راه دور، ویدئوهای زنده، دوقلوهای دیجیتال (نسخههای مجازی از سیستمهای دنیای واقعی) و شبیهسازیها میتوانند از تحقیق و آموزش از سطح زمین پشتیبانی کنند.
با این حال، یک صفحه نمایش همیشه هندسه یک تونل، وضعیت سازههای پشتیبانی یا نحوه تعامل کارگران با یک سیستم ایمنی را منتقل نمیکند. تجهیزات گاهی اوقات باید در محلی که استفاده میشوند کالیبره شوند. دانشجویان برای درک پیامدهای یک تصمیم مهندسی به تجربه مستقیم نیاز دارند. سوال درست این نیست که آیا زنان باید اصلاً وارد معادن زیرزمینی شوند، بلکه این است که کدام وظایف واقعاً نیاز به ورود دارند، تحت چه شرایطی و با چه جایگزینهایی.
کارفرمایان باید شرح وظایف را برای پاسخ به این سوالات بازنویسی کنند. دانشگاهها و اپراتورهای معدن باید توافقنامههای کار میدانی را ایجاد کنند. ناظران، انجمنهای حرفهای و انجمنهای صنعتی باید یک الگوی مشترک ارزیابی ریسک مبتنی بر وظیفه را توسعه داده و آن را با دانشگاهها و معادن آزمایش کنند. آنها باید دادههای تفکیک شده بر اساس جنسیت را در مورد آموزش میدانی، دسترسی رد شده، کارآموزی، دستههای شغلی و نتایج ایمنی جمعآوری کنند. بدون چنین شواهدی، موسسات نمیتوانند بدانند که آیا یک قانون از آسیب جلوگیری میکند، فرصت را محدود میکند یا هر دو.
منتقدان به درستی استدلال خواهند کرد که اجرای قوانین ساده آسانتر است، اپراتورهای معدن با مسئولیت مواجه هستند و یک بازدید کوتاه هنوز هم میتواند به یک وضعیت اضطراری تبدیل شود. این نگرانیها دقیقاً به همین دلیل است که دسترسی نباید به مذاکرات شخصی بستگی داشته باشد. یک فرآیند رسمی و قابل حسابرسی ایمنتر از تصمیمات ناسازگار گرفته شده در هر سایت خواهد بود.
و قوانین دقیقتر و مبتنی بر وظیفه میتوانند فراتر از چین مفید باشند. برخی کشورها در حال کنار گذاشتن ممنوعیتهای کلی هستند. به عنوان مثال، هند اکنون به زنان اجازه میدهد تا با رضایت خود و اقدامات ایمنی اجباری، در زیرِ زمین کار کنند. کنیا، مغولستان و کلمبیا نیز ممنوعیتهای قبلی را لغو کردهاند. در سال ۲۰۲۴، کنفرانس بینالمللی کار رسماً کنوانسیون ۱۹۳۵ کار زیرزمینی (زنان) خود را که زنان را از چنین کاری منع میکرد، پایان داد.
معدنکاری مدرن دقیقتر شده است. سیستم حفاظتی آن نیز باید همینطور باشد.