اشتراک
کشتی‌های لنگر انداخته در تنگه هرمز در نزدیکی بندرعباس، ایران، ۱۰ اوت.
کشتی‌های لنگر انداخته در تنگه هرمز در نزدیکی بندرعباس، ایران، ۱۰ اوت.
دیدگاه خاورمیانه سیاست

چهار فرض اشتباه واشنگتن درباره جنگ ایران

مقامات آمریکایی تهران را بازیگری منطقی می‌دانند، اما این رژیم آستانه تحمل درد بالایی دارد که از آن به عنوان اهرم فشار استفاده می‌کند

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

مقاله حاضر به نقد چهار فرض نادرست سیاست‌گذاران آمریکایی در قبال جمهوری اسلامی ایران می‌پردازد. نخست اینکه واشنگتن با تصور «بازیگر منطقی» بودن تهران، ویژگی‌های ایدئولوژیک و بقامحور رژیم را نادیده می‌گیرد؛ رژیمی که سازش را نه احتیاط، بلکه ارتداد می‌داند. دومین اشتباه، باور به وجود آستانه تحمل درد مشخص برای فروپاشی رژیم است، در حالی که واشنگتن معمولاً پیش از رسیدن به نقطه نهایی، فشارها را کاهش می‌دهد. سومین فرض غلط این است که شکست‌های نظامی لزوماً به تسلیم در مذاکرات می‌انجامد؛ تهران حتی در اوج ضعف نیز با بهره‌گیری از تاکتیک‌های چانه‌زنی، خود را پیروز جلوه می‌دهد. سرانجام، تصور تضعیف رژیم توسط ناآرامی‌های داخلی نادیده گرفتن ماهیت سرکوبگرانه آن است که حاضر است برای حفظ بقا، هزینه‌های انسانی سنگینی بپردازد. نویسنده تأکید می‌کند که تهران با استفاده از این ضعف‌ها و آمیختن آن با اعتقادات ایدئولوژیک، در حال انجام یک بازی پیچیده برای کنترل روایت جنگ و مذاکره است. از نگاه تحلیلگر، رژیم ایران زخمی است اما خسته نیست. پیشنهاد می‌شود ایالات متحده به جای اتکا به مدل‌های سنتی، به جایگزین‌هایی نظیر تضعیف مالی رژیم از طریق انسداد درآمدهای نفتی و همچنین توانمندسازی مخالفان داخلی و حمایت از مردم ایران روی آورد. در نهایت، موفقیت استراتژیک در برابر ایران نیازمند کنار گذاشتن فرضیات قدیمی و اتخاذ راهبردی ظریف‌تر است که نه تنها فشار بر ساختار قدرت، بلکه حمایت از جایگزین‌های احتمالی در دوران پسا‌رژیم را نیز در بر گیرد تا از بهره‌برداری تهران از ضعف‌های ظاهری خود جلوگیری شود.

محمدباقر ذوالقدر، که تا استعفایش در این هفته ریاست شورای عالی امنیت ملی ایران را بر عهده داشت، روز شنبه گفت که تنگه هرمز تا زمانی که ایالات متحده «رفتار خود را اصلاح نکند» بازگشایی نخواهد شد. شرایط او عبارتند از: پایان دائمی جنگ، خروج کامل آمریکا از منطقه، رفع محاصره دریایی، آزادسازی دارایی‌های مسدود شده ایران و جبران خسارات جنگ. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فراتر رفت و گفت که هرمز هیچ ربطی به مذاکرات موازی ایران و عمان ندارد و واشنگتن باید از «دخالت» در مذاکرات منطقه‌ای دست بردارد.

گزارش‌های اطلاعاتی عربستان و آمریکا نشان می‌دهد که رژیم، شبه‌نظامیان عراقی و حوثی‌ها را به سمت یک حمله هماهنگ به عربستان سعودی هدایت می‌کند. مقامات سعودی معتقدند که این حملات به گونه‌ای زمان‌بندی خواهند شد که همان مذاکراتی را که تهران ادعا می‌کند با حسن نیت نهایی می‌کند، منفجر کنند.

رژیم ایران با نشان دادن خود به عنوان یک بازیگر غیرقابل انعطاف، آسیب‌پذیری خود را پنهان می‌کند. اگرچه از موضع ضعف مذاکره می‌کند، اما بقای خود را به عنوان پیروزی جلوه می‌دهد. اینگونه است که نخبگان رژیم سعی کرده‌اند روایت جنگ، سرعت مذاکرات و شرایط هر توافقی را کنترل کنند.

دیپلمات‌های آمریکایی قبلاً این را دیده‌اند. پس از مذاکره با نخست‌وزیر محمد مصدق در طول بحران ملی شدن نفت در سال‌های ۱۹۵۱-۱۹۵۳، ورنون والترز، مترجم دبلیو. آورل هریمن، به شوخی گفت که مصدق «هنر یک قدم به جلو برداشتن برای دو قدم به عقب رفتن را به کمال رسانده است.» یک عمر و یک انقلاب بعد، برخی اصول در سیاست خارجی ایران ثابت مانده‌اند. سازش به عنوان ضعف تلقی می‌شود، و ضعف – مگر اینکه مورد سوءاستفاده قرار گیرد – به معنای شکست است.

توماس شلینگ، استراتژیست جنگ سرد، در مورد تاکتیک‌های چانه‌زنی اشاره کرد که ضعف می‌تواند قدرت باشد اگر طرفی که گزینه‌های کمتری برای عقب‌نشینی دارد، پل‌های پشت سر خود را بسوزاند و سیگنال دهد که عقب‌نشینی گزینه‌ای نیست. این باعث می‌شود که سازش بر عهده طرفی باشد که گزینه‌های بیشتر و تحمل درد کمتری دارد. تهران دقیقاً همین کار را می‌کند، موضع خود را تغییر می‌دهد و فهرست شرایط قابل قبول را کوچک می‌کند و میانجی‌های آمریکایی را در ژنو، اسلام‌آباد و مسقط گیج می‌کند.

واشنگتن همچنان چهار فرض غلط درباره ایران دارد. اول، مقامات آمریکایی فرض می‌کنند که رژیم یک بازیگر منطقی است که هزینه‌ها و منافع را می‌سنجد. تهران در مواجهه با تهدیدات وجودی، احتیاط نشان داده، جاه‌طلبی‌های خود را کاهش داده و مصالحه‌های نرمی را در برنامه هسته‌ای خود پذیرفته است. اما این رژیم همچنین یک دولت انقلابی است که از سال ۱۹۷۹ به همان اندازه که با محاسبه، با اعتقادات ایدئولوژیک نیز پابرجا مانده است. واشنگتن قدرت نظامی بسیار برتری دارد. نمی‌تواند تصویر خود رژیم را به عنوان رهبر «محور مقاومت» که اسطوره‌های بنیان‌گذار آن به آن اختصاص داده‌اند، از بین ببرد، هویتی که سازش عادی را نه احتیاط، بلکه ارتداد جلوه می‌دهد.

دوم، مذاکره‌کنندگان آمریکایی فرض می‌کنند که آستانه درد ثابتی وجود دارد که رژیم در آن فرو خواهد پاشید. این ممکن است تا حدی درست باشد، اما با بی‌صبری واشنگتن تضعیف می‌شود. محاصره دریایی که ایالات متحده در ۱۳ آوریل علیه صادرات نفت ایران آغاز کرد، نمونه‌ای از این است: طبق گفته دولت ترامپ، روزانه حدود ۵۰۰ میلیون دلار برای تهران هزینه داشت، با این حال در ماه ژوئن قبل از اینکه هیچ امتیاز معنی‌داری گرفته شود، متوقف شد. مشکل ممکن است این نباشد که آستانه تهران دست‌نیافتنی است، بلکه واشنگتن دائماً قبل از رسیدن به آن متوقف می‌شود.

سوم، دیپلمات‌های آمریکایی به اشتباه معتقدند که شکست‌های میدان نبرد به شکست‌های مذاکراتی تبدیل می‌شوند. شکست کامل نظامی که منجر به تسلیم می‌شود، خاطره بنیان‌گذار فرهنگ استراتژیک آمریکا است، از سال ۱۹۴۵ تا شکست ۱۰۰ ساعته عراق در طول عملیات طوفان صحرا در سال ۱۹۹۱. اما اینها پیروزی‌های زمینی بودند، نه فقط کمپین‌های هوایی. حتی در کوزوو، موردی که اغلب برای ظرفیت نیروی هوایی در تحمیل تسلیم به یک دشمن ذکر می‌شود، سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) تنها زمانی پیروز شد که حمله زمینی قریب‌الوقوع به نظر می‌رسید. نیروهای نیابتی ایران از بین رفته‌اند و پدافند هوایی آن دو بار نقض شده است، با این حال هیچ حمله‌ای صورت نگرفته است، و مذاکره‌کنندگان آن در عمان همچنان طوری رفتار می‌کنند که گویی پیروز هستند.

چهارم، ایالات متحده تصور می‌کند که ناآرامی‌های داخلی دست دولت را در خارج از کشور تضعیف می‌کند. قانون مجازات اسلامی ایران، ناآرامی‌های داخلی را «محاربه» یا «جنگ با خدا» می‌داند، جرمی که می‌تواند مجازات اعدام داشته باشد. محمد موحدی آزاد، دادستان کل ایران، این استاندارد را در ژانویه گسترش داد تا شامل تخریب اموال عمومی نیز شود و به دادستان‌ها دستور داد که چنین پرونده‌هایی را بدون اغماض دنبال کنند. رژیمی که مایل است هزاران شهروند خود را بکشد، نشان داده است که می‌تواند قبل از تسلیم شدن، درد زیادی را تحمل کند و تحمیل کند. این رژیم می‌خواهد هر مذاکره‌کننده‌ای در آن سوی میز این محاسبات را درک کند.

هیچ یک از اینها به معنای امنیت رژیم نیست. ممکن است به محدودیت‌های صبر واشنگتن نزدیک شود. پرزیدنت ترامپ روز یکشنبه به آکسیوس گفت که او «فقط نیمه‌مذاکره می‌کند» و «با ایران با احتیاط رفتار می‌کند»، احتمالاً اشاره‌ای به بازگشت به عملیات خشم اقتصادی و از سرگیری محاصره ایران. این تصمیم درستی است. هیچ چیز محتاطانه‌ای در مورد استراتژی که بی‌سر و صدا رژیم را خفه می‌کند، و روزانه حدود ۵۰۰ میلیون دلار از صادرات نفت و پتروشیمی آن را محروم می‌کند، وجود ندارد. به گفته میعاد مالکی از بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، این رویکرد باعث نکول وام و افزایش بدهی در شرکت ملی نفت ایران شده است. تضعیف رژیم از طریق رگ‌های مالی آن به جای آسمان، ممکن است دقیقاً همان حمله بی‌سر و صدایی باشد که رئیس‌جمهور از آن صحبت می‌کند.

در کنار فشار بر تهران، واشنگتن باید برای آنچه که از آن حمایت می‌کند، نه فقط آنچه که با آن مخالف است، استدلال کند. این یک مشکل پیام‌رسانی است، و رژیم بارها از آن سوءاستفاده کرده است. واشنگتن باید راه‌های جدیدی برای تسخیر روایت رژیم و ثبات در آن، تمایز بین رژیم و مردم، درگیر کردن جوانان ایرانی، فراهم کردن دسترسی به اینترنت در طول قطعی‌های تحمیلی رژیم، و توانمندسازی شخصیت‌های کلیدی که ممکن است در ایران پسا رژیم نقش داشته باشند، پیدا کند. اجرای یک محاصره فیزیکی ممکن است آسان‌تر از بسیج حدود ۸۰ درصد از ایرانیانی باشد که با رژیم مخالفند. اما توانمندسازی مخالفان استراتژی‌ای است که می‌تواند در حالی که رژیم برای بقا می‌جنگد، سودمند باشد.

تهران زخمی است، نه خسته. مدیریت بقا در دو جنگ، رهبری سر بریده، پدافند هوایی و دریایی از بین رفته، نیروهای نیابتی تضعیف شده و اقتصاد رو به زوال، به آن اجازه داده است که با دست ضعیف قوی بازی کند. اما بقا مشروعیت نیست، و تجاوز قدرت نیست. ایالات متحده و اسرائیل به شدت توانایی‌های رژیم را کاهش داده‌اند. مذاکره‌کنندگان آمریکایی نیز باید فرضیات قدیمی را برای درک و استراتژی ظریف‌تر کنار بگذارند. تا آن زمان، تهران همچنان از ضعف خود برای به هم ریختن ورق‌ها استفاده خواهد کرد.

خانم موینیان پژوهشگر همکار در موسسه خاورمیانه و نویسنده کتاب «روایت‌های نارضایتی در سیاست خارجی ایران» است که در سپتامبر ۲۰۲۷ منتشر خواهد شد.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: wsj.com