هر هفته، فهرست خرید ایرانیها کوتاهتر میشود؛ تورم افسارگسیخته و قدرت خرید رو به زوال است.
«وقتی چیزها از سر سفره ناپدید میشوند، اول میوه میرود، بعد لبنیات، و بعد هر چیزی که غیرضروری به حساب میآید.» این را زنی در پایتخت ایران، تهران، در یک پیام صوتی که برای رادیو فردا، وابسته به رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی (RFE/RL) فرستاده بود، گفت.
«در نهایت، هر چیزی که میخریم فقط ضروری است، اما حتی آنها هم قابلقیمت نیستند.» این زن که به دلایل امنیتی خواست نامش فاش نشود، افزود.
او یکی از میلیونها ایرانیای است که با تبعات اقتصادی جنگ پنجماهه ایران با آمریکا و اسرائیل دستوپنجه نرم میکنند.
سالها تحریم بینالمللی و سوءمدیریت دولت از قبل اقتصاد ایران را فلج کرده بود. اما جنگ، این کشور با جمعیتی حدود ۹۰ میلیون نفر را به آستانه فروپاشی اقتصادی کشانده است.
بحران حتی قبل از اولین حملات هوایی در حال جوشیدن بود.
تورم فزاینده، سقوط آزاد ارز و وخامت شرایط زندگی، در پایان دسامبر – دو ماه قبل از شروع جنگ – اعتراضاتی را برانگیخت که به گفته بسیاری از تحلیلگران، جدیترین تهدید برای نظام جمهوری اسلامی از زمان انقلابی بود که آن را در سال ۱۹۷۹ به قدرت رساند.
از مغازهداران تا سالمندان و دانشجویان، صدها هزار ایرانی در تمام ۳۱ استان به خیابانها آمدند تا خشم خود را نسبت به رهبرانی که آنها را به نابودی کشور متهم میکردند، نشان دهند.
معترضان با شعارهای «مرگ بر خامنهای» – که در روز اول جنگ بر اثر حملات هوایی آمریکا و اسرائیل کشته شد – آشکارا به چالش با رهبر معظم، آیتالله خامنهای پرداختند و از سختیهای اقتصادی روزمرهای که با آن مواجه بودند، گلایه کردند.
این تهدید برای مقامات منجر به سرکوب خونین توسط نیروهای امنیتی شد. سازمانهای حقوق بشری بیش از ۶۰۰۰ کشته را در جریان این سرکوب مستند کردهاند، اما بسیاری میگویند که آمار واقعی بسیار بالاتر است. برخی تخمینها این رقم را در دهها هزار نفر میدانند.
از آن زمان، جنگ بر این فشارهای اقتصادی افزوده است. کارزار بمباران آمریکا و اسرائیل بخشی از زیرساختها و صنایع ایران را ویران کرده و تورم و بیکاری را مهارناپذیر کرده است. حتی با افزایش بیکاری، قیمت مواد غذایی اساسی، دارو و خدمات عمومی به شدت افزایش یافته است.
زن دیگری در تهران گفت که قیمت اقلام اساسی تقریباً روزانه در حال افزایش است.
او گفت که هفته گذشته یک کیلوگرم سیبزمینی ۵۴۰,۰۰۰ ریال (۰.۳۹ دلار) بود، در حالی که امروز ۷۲۰,۰۰۰ ریال (۰.۵۲ دلار) است. به گفته او، قیمت یک شانه تخممرغ ۳۰ عددی در تنها یک هفته از ۴,۰۰۰,۰۰۰ ریال (۲.۹۰ دلار) به ۵,۷۰۰,۰۰۰ ریال (۴.۱۵ دلار) افزایش یافته است. در همین حال، قیمت نان در تهران نسبت به سال گذشته دو برابر شده است.
این زن در پیام صوتی که برای رادیو فردا فرستاده بود، گفت: «از میوه حتی شروع نکنید – خیلی گران است. ما به سادگی نمیتوانیم آن را بخریم. پول ما قبل از پایان ماه تمام میشود.»
در ایران، حداقل حقوق ماهانه حدود ۱۰۰ دلار است. به گزارش رسانههای ایرانی، یک خانواده متوسط چهار نفره اکنون حدود ۷۰ درصد از درآمد خود را صرف مواد غذایی اساسی میکند.
این زن ۴۸ ساله که به دلایل امنیتی خواست نامش فاش نشود، گفت که بسیاری از ایرانیها «بیسروصدا به سمت مرگ میروند.»
او افزود: «من از خودم دست کشیدهام. تنها نگرانی من آینده فرزندم است، چون آنها آیندهای ندارند.»
فشار اقتصادی
فراتر از خسارات ناشی از کارزار بمباران، واشنگتن به دنبال افزایش فشار اقتصادی بر تهران با هدف قرار دادن مهمترین منابع درآمدی آن بوده است.
برای مختل کردن صادرات نفت ایران، که شریان حیاتی اقتصاد آن است، ایالات متحده محاصره دریایی بنادر و کشتیهای ایرانی اعمال کرده است. این محاصره به عنوان بخشی از توافق صلح موقت که در ژوئن توسط تهران و واشنگتن امضا شد، برداشته شد. اما پس از فروپاشی توافق در عرض چند هفته، دوباره اعمال شد.
وزارت خزانهداری آمریکا همچنین تحریمهای جدیدی را علیه ایران اعمال کرده است تا دسترسی تهران به ارز خارجی و بازارهای مالی بینالمللی را بیشتر محدود کند.
به گفته ناظران، به نظر میرسد دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، شرط بندی کرده است که فشار تحریمها و محاصره دریایی، ایران را مجبور به امضای توافق صلح بر اساس شرایط آمریکا خواهد کرد.
ترامپ در ۹ اوت به رسانه آمریکایی آکسیوس گفت: «ما داریم آن را کمرنگ میکنیم» و این نشان میدهد که او آماده است فشار اقتصادی بر ایران را تشدید کند تا اینکه حمله نظامی دیگری را آغاز کند.
او گفت: «ما فقط نیمهراه با آنها مذاکره میکنیم. ما فقط داریم ایران را با تورم عظیمش و این واقعیت که آنها پولی ندارند تماشا میکنیم.»
کارشناسان میگویند مشخص نیست که آیا این استراتژی مؤثر خواهد بود یا خیر. جمهوری اسلامی از مواضع کلیدی خود عقبنشینی نکرده و نشان داده است که حاضر است هزینههای بالایی – اقتصادی و نظامی – را برای تضمین بقای خود بپذیرد.
ایران همچنین توانسته است هزینههایی را بر ایالات متحده و متحدانش تحمیل کند. تهران با بستن عملی تنگه هرمز، که شریان کلیدی برای عرضه جهانی نفت و گاز است، بازارهای بینالمللی انرژی را متشنج کرده و اقتصاد جهان را بر هم زده است.
توافق صلح موقت امضا شده در ژوئن به دنبال پایان دادن به برنامه هستهای ایران در ازای کمکهای اقتصادی بود. اما مفاد مبهم آن به سرعت بر سر کنترل تنگه اختلاف ایجاد کرد. تهران اصرار دارد که این آبراه را کنترل میکند، که منبع اصلی اهرم فشار آن در جنگ است، و خواستههای گستردهای برای بازگشایی آن به روی کشتیرانی بینالمللی مطرح کرده است.
«پاشنه آشیل ایران»
آنچه مسلم است این است که اقدامات آمریکا بحران اقتصادی ایران را عمیقتر میکند.
واردات نفت ایران به حالت تعلیق درآمده است. مقامات در حال جیرهبندی سوخت و برق و همچنین محدود کردن دسترسی به ارز خارجی هستند. صندوق بینالمللی پول پیشبینی میکند که تورم کلی امسال به نزدیک ۶۹ درصد برسد که بالاترین میزان از انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ است.
معصومه طاهرخانی، تحلیلگر اقتصادی مقیم لندن، گفت: «پاشنه آشیل ایران اقتصاد است. حتی قبل از جنگ، اقتصاد ایران از قبل در مشکل جدی بود و به سمت دورهای از رکود تورمی شدید و احتمالاً حتی ابرتورم میرفت.»
او گفت که اکنون جنگ و محاصره دریایی، این کشور خاورمیانهای را به بحرانی حتی عمیقتر کشانده است.
طاهرخانی به رادیو فردا گفت: «ظرف کمتر از یک سال، اقتصاد میتواند به فروپاشی شدید نزدیک شود، که میتواند نقطه عطف بزرگی باشد.»
او گفت که در نهایت، این ایرانیهای عادی هستند که هزینه آن را پرداخت خواهند کرد، زیرا کمبود کالاهای ضروری بدتر میشود و دولت یارانهها را کاهش میدهد.
اولین زن در تهران گفت: «برنامهریزی برای فردا دیگر ممکن به نظر نمیرسد. پسانداز کردن مثل نگه داشتن آب در غربال است: ارزشش مدام در حال لغزیدن است.»
«مردم روی گذراندن امروز متمرکز هستند، چون هیچکس نمیداند فردا چقدر گرانتر خواهد بود.»