اشتراک
خاورمیانه سیاست امنیت

سفر قاآنی به بغداد چه چیزی را درباره معضل پس از جنگ ایران آشکار می‌کند

سفر فرمانده نیروی قدس به بغداد در حالی انجام می‌شود که ایران با انتخاب‌های دشواری در عراق مواجه است؛ جایی که دولت پس از جنگ اخیر در حال حرکت به سمت تحت کنترل دولت درآوردن گروه‌های مسلح قدرتمند است

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

سفر اخیر اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران به بغداد، نشان‌دهنده چالش استراتژیک ایران در مدیریت متحدان مسلح خود در عراق است. دولت عراق با هدف تقویت حاکمیت ملی و تحت کنترل درآوردن سلاح‌های خارج از نهادهای نظامی، مهلتی را برای تحویل تجهیزات تعیین کرده است؛ فشاری که پس از جنگ اخیر و با هدف بهبود روابط با ایالات متحده و کشورهای منطقه تشدید شده است. بر اساس گزارش‌ها، قاآنی به گروه‌های همسو با ایران توصیه کرده است که ضمن حفظ توان تسلیحاتی خود، از هرگونه درگیری مستقیم با دولت عراق پرهیز کرده و به دنبال راه‌حل‌های سیاسی باشند. این رویکرد بیانگر تلاش تهران برای جلوگیری از دو پیامد نامطلوب است: از یک سو، حفظ شبکه‌ی نفوذ خود در عراق و از سوی دیگر، جلوگیری از یک بحران داخلی در بغداد که می‌تواند منجر به کاهش نفوذ سیاسی ایران یا افزایش فشارهای بین‌المللی شود. اگرچه گروه‌های مسلح عراقی تاکنون در برابر طرح دولت برای خلع سلاح مقاومت کرده‌اند، اما شرایط پس از جنگ، تهران را در موقعیتی قرار داده که شاید ناچار شود به جای تکیه بر ساختارهای امنیتی موازی و خودمختار، به نوعی از قدرت‌نمایی از طریق کانال‌های سیاسی و نهادهای دولتی تن دهد. این تحولات در حالی رخ می‌دهد که بغداد می‌کوشد تعادلی میان روابط خود با تهران و واشنگتن برقرار کند تا از تبدیل شدن کشور به عرصه‌ی درگیری‌های منطقه‌ای جلوگیری کرده و ثبات اقتصادی و امنیتی خود را تضمین نماید. در نهایت، آزمون بزرگ برای تمامی طرفین، مدیریت روند انتقال سلاح‌ها و بازتعریف نسبت میان حاکمیت رسمی دولت و گروه‌های قدرتمند مسلحی است که بخشی از پیکره‌ی امنیتی عراق محسوب می‌شوند.

تهران — اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، این هفته از بغداد دیدار کرد؛ در حالی که تهران با معضلی فزاینده بر سر شبه‌نظامیان متحد خود مواجه است: چگونه سلاح و نفوذ آن‌ها را حفظ کند و در عین حال از رویارویی آن‌ها با دولت عراق جلوگیری نماید.

به گزارش شفق نیوز عراق به نقل از منابع مطلع، قاآنی به رهبران جناح‌های همسو با ایران گفته است که تحویل سلاح‌های خود را «در مرحله کنونی» رد کنند و در عین حال از درگیری مسلحانه با دولت بپرهیزند. به گفته منابع، وی به جناح‌ها و رهبران سیاسی چارچوب هماهنگی توصیه کرده است که به جای آن به دنبال راه‌حل سیاسی باشند.

پیام گزارش‌شده به معنای رد کامل کنترل بغداد نیست. در عوض، نشان می‌دهد که تهران به دنبال مدیریت مسئله‌ای است که از زمان جنگ عراق که در فوریه آغاز شد، بسیار دشوارتر شده است.

ایران سال‌هاست که برای اعمال نفوذ منطقه‌ای و حفظ نفوذ خود بر ایالات متحده به گروه‌های مسلح عراقی تکیه کرده است. اما هرچه این گروه‌ها قوی‌تر می‌شوند، برای بغداد دشوارتر است که ادعای تمرکز این گروه‌ها در دستگاه امنیتی کشور را داشته باشد و هرچه حضور آن‌ها در معادن مختلف عراق بیشتر شود، فشار بر دولت عراق افزایش می‌یابد.

این فشار از زمان جنگ به شدت افزایش یافته است. نخست‌وزیر علی الزیدی، تحت کنترل دولت درآوردن سلاح‌ها را به عنصر اصلی سیاست خود تبدیل کرده است. بغداد مهلت ۳۰ سپتامبر را برای تسلیم سلاح‌هایی که خارج از چارچوب دولت وجود دارند توسط گروه‌های مسلح تعیین کرده است و هیچ گزینه‌ای جز تحویل تجهیزات نظامی باقی نمی‌گذارد و این امر همزمان با پایان مأموریت ائتلاف به رهبری آمریکا در عراق است. دولت همچنین هشدار داده است که سلاح‌های خارج از نهادهای دولتی ممکن است پس از آن تاریخ با اقدام قانونی مواجه شوند.

واشنگتن نیز به وضوح اعلام کرده است که انتظار دارد بغداد با گروه‌های مسلحی که ممکن است تهدیدی برای منافع آمریکا باشند مقابله کند و همکاری امنیتی و اقتصادی عمیق‌تر را به پیشرفت در این موضوع مرتبط کرده است.

محدودیت‌های کنترل ایران

محدودیت‌های کنترل ایران

دستورالعمل‌های گزارش‌شده قاآنی نشان می‌دهد که ایران لزوماً نمی‌خواهد متحدانش دولت عراق را از نظر نظامی به چالش بکشند. یک رویارویی می‌تواند بغداد را مجبور به انتخاب روشن بین جناح‌های تحت حمایت ایران و حفظ دولت کند و به طور بالقوه نفوذ سیاسی را که تهران از طریق آن در عراق عمل کرده است تضعیف نماید.

بنابراین، این پیام کمتر شبیه رد قاطعانه اقتدار بغداد به نظر می‌رسد تا درخواست زمان. جناح‌ها سلاح‌های خود را حفظ می‌کنند، بغداد از درگیری فوری اجتناب می‌کند و مذاکرات سیاسی ادامه می‌یابد، در حالی که تهران همچنان روابط بین عراق و واشنگتن را ارزیابی می‌کند.

نیروهای بسیج مردمی (PMF) این مسئله را به ویژه پیچیده می‌کنند. بسیاری از جناح‌های همسو با ایران بخشی از سازمان کلمبیا هستند؛ ساختاری که رسماً بخشی از نهادهای امنیتی عراق است و پس از ظهور داعش در سال ۲۰۱۴ برجسته‌تر شد. این امر به متحدان تهران اجازه داده است استدلال کنند که آن‌ها بخشی از سیستم امنیتی عراق هستند، نه صرفاً گروه‌های نظامی خارجی.

با این حال، وضعیت در بغداد سؤالاتی را ایجاد می‌کند. سؤال اصلی این نیست که آیا این گروه‌ها می‌توانند در ساختار امنیتی باقی بمانند، بلکه این است که چه کسی در نهایت سلاح‌ها و تصمیمات آن‌ها را کنترل می‌کند.

شفق نیوز گزارش داده است که روند انتقال سلاح‌ها به نگهداری دولت همچنان حل‌نشده باقی مانده است. مهلت ۳۰ سپتامبر آزمونی خواهد بود برای اینکه آیا عراق می‌تواند تعادل بین حاکمیت رسمی خود و شبکه‌های سیاسی مسلح تعبیه‌شده در آن را بازتعریف کند.

عمل متعادل‌کننده عراق

عمل متعادل‌کننده عراق

جنگ این آزمون را فوری‌تر کرده است. عراق از قبل بین واشنگتن و تهران گرفتار شده بود. این درگیری هزینه‌های این وضعیت را آشکار کرد، به ویژه برای گروه‌های مسلح عراقی که تا حدی در درگیری منطقه‌ای و نیروهای آمریکایی به عنوان هدف بالقوه درگیر بودند.

نتیجه برای بغداد یک پارادوکس بود، جایی که همان گروه‌های مسلح که ایران از نظر استراتژیک به آن‌ها می‌نگرد می‌توانند عراق را در معرض تلافی مطلق قرار دهند، حاکمیت کشور را تضعیف کنند و روابط آن را با آمریکا و سایر همسایگان عربی پیچیده سازند.

هفته گذشته، نخست‌وزیر زیدی با خالد الحمیدان، رئیس اطلاعات عربستان سعودی، در میان تنش‌های فزاینده بر سر گروه‌های مسلح عراقی و حملاتی که عربستان به گروه‌های فعال از خاک عراق نسبت می‌دهد، دیدار کرد. نخست‌وزیر عراق مجدداً تأکید کرد که خاک کشورش برای حملات علیه سایر کشورها استفاده نخواهد شد.

دولت عراق دلایل قوی برای برقراری مجدد کنترل دولت بر گروه‌های مسلح دارد. این کشور به ثبات امنیتی و اقتصادی، دسترسی به سرمایه‌گذاری بین‌المللی و روابط خوب با ایالات متحده و کشورهای خلیج فارس نیاز دارد. همچنین به نفع عراق است که از تبدیل شدن به سکوی پرشی برای درگیری منطقه‌ای ایران جلوگیری کند.

این لزوماً به معنای شکست عراق با ایران نیست. بغداد به دلایل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی همچنان به تهران نزدیک است. اما جنگ این استدلال را تقویت کرده است که حفظ این روابط مستلزم پذیرش خودمختاری نامحدود برای گروه‌های مسلح تحت حمایت ایران نیست.

برای خود این گروه‌های مسلح، مانند کتائب حزب‌الله، کتائب الشهدا و حرکة النجباء، آن‌ها طرح دولت را رد کرده‌اند و برخی اصرار دارند تا زمانی که نیروهای آمریکایی باقی هستند و تا زمانی که حاکمیت عراق را تهدیدشده می‌دانند، سلاح‌های خود را حفظ کنند.

محیط سخت‌تر برای تهران

محیط سخت‌تر برای تهران

مقاومت شبه‌نظامیان همچنین محدودیت‌های کنترل تهران را برجسته می‌کند. ایران روابط عمیقی با این جناح‌ها ایجاد کرده است، اما آن‌ها سیاست‌ها و وابستگی‌های ایدئولوژیک خاص خود را دارند. در این زمینه، اقدامات و پیام‌های فراخوان‌های گزارش‌شده قاآنی برای اجتناب از درگیری با دولت عراق ممکن است یک نقطه عطف باشد.

به نظر می‌رسد ایران در تلاش است تا از دو پیامد ناخواسته به طور همزمان جلوگیری کند: از دست دادن شبکه مسلحی که برای نفوذ عراقی‌اش حیاتی است، یا ایجاد یک درگیری داخلی عراقی که می‌تواند فشارهای حتی بیشتری از سوی آمریکا و منطقه به همراه آورد.

سؤال اصلی این است که آیا تهران می‌تواند بدون تکیه بر همان سطح خودمختاری نظامی که سال‌ها از آن استفاده کرده است، به اعمال نفوذ در عراق ادامه دهد.

پس از جنگ، ایران ممکن است مجبور شود شکل محدودتری از قدرت را بپذیرد، که عمدتاً از طریق اتحادهای سیاسی، نهادهای دولتی و ادغام جزئی گروه‌های مسلح اعمال می‌شود، نه از طریق یک ساختار امنیتی موازی کنترل‌نشده.

این ممکن است فرصتی برای بغداد باشد تا قدرت خود را افزایش دهد. برای واشنگتن، می‌تواند مسیری برای پایان دادن به چالش‌های امنیتی جهانی ناشی از نیروهای تحت حمایت ایران بدون درگیری مستقیم فراهم کند، فراتر از تمرکز بر این مسئله.

با این حال، برای تهران، این می‌تواند به معنای از دست دادن تدریجی توانایی آن در تأثیرگذاری بر اقتدار دولت عراق و تصمیمات بغداد باشد، به طوری که جایگاه خود را در منطقه از دست بدهد.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: al-monitor.com