دلسی رودریگز، رئیسجمهور موقت ونزوئلا، امور کشور را از کاخ میرافلورس، یک عمارت نئوکلاسیک قرن نوزدهمی در قلب کاراکاس، اداره میکند. پرترههای طلایی سیمون بولیوار و هوگو چاوز از دیوارهای سالنهای مجلل به پایین خیره شدهاند. پرندگان در باغهای آراسته آواز میخوانند. یک تیم امنیتی فوقالعاده فشرده، هر قدم رودریگز را زیر نظر دارد. این احتیاط قابل درک است: چندی پیش، ایالات متحده یک واحد دلتا فورس را به اقامتگاه سلف او در یک پایگاه نظامی نزدیک فرستاد تا مردی را که او سالها به او خدمت کرده بود، دستگیر کند.
این ممکن است توضیحدهنده رفتار محتاطانه رودریگز باشد. او به طور منظم با رئیسجمهور دونالد ترامپ و وزیر امور خارجه مارکو روبیو صحبت میکند و زبان انگلیسی او تقریباً بیعیب و نقص است. با این حال، هنگامی که او برای یک مصاحبه نادر با یک رسانه آمریکایی با تایم مینشیند، یک مترجم را فرا میخواند. من پیشنهاد میکنم که صحبت کردن به انگلیسی آسانتر خواهد بود.
او میگوید: «وقتی مصاحبه میکنم، دوست دارم آنها را به اسپانیایی انجام دهم.»
من میگویم: «مطمئن نیستم که این برای این یکی بهترین باشد.»
او با لبخندی کمرنگ پاسخ میدهد: «برای من بهترین است.»
درک استراتژی او آسان است. صحبت کردن از طریق یک مترجم، سرعت مکالمه را کاهش میدهد و به رودریگز کنترل بیشتری بر کلماتی میدهد که در نهایت به صفحه میرسند. این غریزه یک اپراتور منضبط است که دههها را در یکی از بیرحمترین سیستمهای سیاسی جهان گذرانده است – و اکنون در حال هدایت یک لحظه دیپلماتیک فوقالعاده است.
رودریگز ۵۷ ساله، یک سوسیالیست ثابتقدم که از حلقه داخلی چاوز بالا رفت و سالها به عنوان معاون نیکلاس مادورو خدمت کرد، یکی از شناختهشدهترین چهرههای جنبشی بود که برای دههها عمدتاً با خصومت خود نسبت به ایالات متحده تعریف میشد. امروز، او متولی یک نزدیکی قابل توجه با واشنگتن است. در ازای حمایت ایالات متحده، او به ترامپ و روبیو اجازه داده است تا ونزوئلا را به یک کشور دستنشانده (vassal state) بالفعل تبدیل کنند و به آنها نفوذ بیسابقهای بر کشورش بدهند.
در یک مصاحبه یک ساعته، رودریگز اصرار دارد که او حاکمیت ونزوئلا را تسلیم نمیکند، بلکه اقتصاد کشور را به نفع مردمش باز میکند. او به من میگوید: «من با حسن نیت شروع میکنم و اعتماد دارم که این روابط میتواند با حسن نیت توسعه یابد. استراتژی کنونی و آینده من همیشه تضمین صلح و آرامش در کشور بوده است – آرامش و رفاه اجتماعی و اقتصادی.»
کشوری که رودریگز اکنون اداره میکند، همان کشوری نیست که قبل از حمله منجر به دستگیری مادورو وجود داشت. قبل از سقوط او، ونزوئلا در حال زوال شدید بود: غرق در فساد، در آستانه فروپاشی اقتصادی، و تحت حکومت یک دیکتاتور که ایالات متحده و ناظران مستقل بینالمللی میگویند انتخابات ۲۰۲۴ خود را دزدیده بود. ابرتورم پسانداز شهروندان را از بین برده بود. تولید نفت، شریان حیاتی اقتصاد، پس از سالها فساد، سرمایهگذاری ناکافی و تحریمها به شدت کاهش یافته بود. تقریباً ۸ میلیون ونزوئلایی فرار کرده بودند که بزرگترین بحران مهاجرت در تاریخ نیمکره غربی را رقم زد. قطعیهای مکرر برق، کمبود آب، بیمارستانهای در حال فروپاشی و کمبود غذا و دارو به امری عادی تبدیل شده بود. ونزوئلا که زمانی یکی از ثروتمندترین کشورهای آمریکای لاتین بود، به یکی از فقیرترین آنها تبدیل شده بود.
از زمان به قدرت رسیدن رودریگز در ژانویه، نشانههایی از بهبود شروع به ظهور کرده است. جرثقیلهای ساختمانی دوباره در بخشهایی از کاراکاس ظاهر شدهاند. قفسههای فروشگاهها پرتر شدهاند. میادین نفتی غیرفعال دوباره فعال شدهاند. شرکتهای آمریکایی – از جمله اکسونموبیل (ExxonMobil)، کونوکو فیلیپس (ConocoPhillips)، هالیبرتون (Halliburton) و جیای ورنوا (GE Vernova) – بازگشتهاند یا مذاکرات برای سرمایهگذاریهای جدید را آغاز کردهاند. پروازهای تجاری بین ایالات متحده و ونزوئلا برای اولین بار از سال ۲۰۱۹ از سر گرفته شده است. دلار به صورت آزاد در گردش است. مدیران اجرایی خارجی، دیپلماتها و سرمایهگذاران هتلها را پر کردهاند – لابی هتل جیدبلیو ماریوت (JW Marriott) اکنون محل تجمع مدیران نفتی است، در حالی که در کایِنا کاراکاس (Cayena Caracas) انحصاریتر، سرمایهداران و مقامات دولتی با لباسهای بیعیب و نقص در میان مرمرهای صیقلی و جاز ملایم، درباره حقوق اکتشاف، قراردادهای زیرساختی و آینده ونزوئلا گفتگو میکنند.
همه اینها بهایی داشته است. تحت توافقی که توسط روبیو نظارت میشود، ایالات متحده عمیقاً در امور دولتی ونزوئلا درگیر شده است. در توافقی که توسط سه مقام ارشد ایالات متحده و ونزوئلا به تایم توصیف شده است، وزیر امور خارجه ایالات متحده بر چارچوب حاکم بر درآمدهای نفتی و مالیه عمومی ونزوئلا نظارت میکند و عملاً یک صندوق مشترک را اداره میکند که به واشنگتن نفوذ بر همه چیز از نحوه تخصیص درآمدهای صادراتی کشور تا بازگشایی بخش انرژی و رفتار ترجیحی با شرکتهای آمریکایی را میدهد. مقامات میگویند روبیو و رودریگز تقریباً هر روز از طریق تماسهای تلفنی و پیامهای واتساپ در تماس هستند. به گفته سه مقام مطلع از این توافق، رودریگز در مورد انتصابات داخلی، از جمله انتخاب وزیر دفاع خود، با او مشورت میکند. جیمز استوری، سفیر سابق ایالات متحده در ونزوئلا در دوران ریاست جمهوری ترامپ و بایدن، میگوید: «اساساً، شما چیزی را دارید که آنها آن را «رودریگاتو» (Rodrígato) مینامند که در حال فعالیت است.» او این توافق را اینگونه توصیف میکند که دولت رودریگز در قدرت باقی میماند در حالی که اولویتهای استراتژیک واشنگتن را اجرا میکند. «آنها هر کاری را که ما از آنها میخواهیم انجام میدهند.»
واشنگتن و کاراکاس اکنون در عملیات اطلاعاتی و مبارزه با مواد مخدر نیز همکاری میکنند. در ژوئن، این همکاری منجر به کشته شدن نینو گوئرو (Niño Guerrero)، رهبر سازمان جنایی فراملیتی «ترن د آراگوا» (Tren de Aragua)، در مجتمع او در ایالت بولیوار ونزوئلا شد. رودریگز میگوید ونزوئلا اطلاعاتی را که محل گوئرو را شناسایی کرد، فراهم کرد و نیروهایی را در محل مستقر کرد که حمله هوایی ایالات متحده را ممکن ساخت. او به من میگوید: «مهم این است که فرصتهایی برای همکاری مشترک وجود دارد. به عنوان مثال، علیه قاچاق مواد مخدر و علیه جرایم سازمانیافته فراملیتی. این برای ما بسیار مهم است.» هزاران زندانی سیاسی تحت چارچوب عفو عمومی که توسط ایالات متحده تشویق شده بود، آزاد شدهاند، در حالی که مذاکرهکنندگان همچنان در حال نهایی کردن دهها توافق اقتصادی اضافی هستند.
ونزوئلا به یک مورد مطالعاتی از توانایی ترامپ در تغییر شکل جهان در پیگیری اولویتهای خود، بدون محدودیتهای کنوانسیونهای دیپلماتیک که پیشینیان او را محدود میکردند، تبدیل شده است. او یک کمپین غیرقانونی از زور و اجبار را آغاز کرد که با حملات به قایقهای مظنون به قاچاق مواد مخدر آغاز شد و با دستگیری یک رئیس کشور در حال خدمت به اوج خود رسید، که برای مواجهه با اتهامات مواد مخدر و سلاح به ایالات متحده آورده شد. مادورو اکنون در یک زندان فدرال در شهر نیویورک است و جایگزین او یک جانشین مطیع شده است که دولت ترامپ معتقد بود با منافع آمریکا سازگار خواهد بود و در عین حال ثبات را در کاراکاس حفظ خواهد کرد.
رودریگز، کوچک و لاغر، با کت و شلوارهای دوخته شده و عینکهای بزرگ، بیشتر شبیه یک تکنوکرات است تا یک آتشافروز. همکاری با ایالات متحده به او اجازه داده است تا در دورهای از آشفتگی عظیم، قدرت را تثبیت کند. این معامله به همان اندازه که گستاخانه است، شکننده نیز هست و اهرم فشار از هر دو طرف عمل میکند. در طول دو دهه، رودریگز خود را به عنوان یکی از چهرههای ضروری چاویسم تثبیت کرد. هیچ تضمینی وجود ندارد که رهبر دیگری بتواند چنین ترتیبی را حفظ کند – یا انتخاب کند که ونزوئلا را با واشنگتن همسو کند تا پکن یا مسکو.
برای رودریگز، این نقش نیازمند یک تعادل ظریف است. تعداد کمی از ونزوئلاییها پس از سالها سرکوب و فروپاشی اقتصادی، از رفتن مادورو ناراحت هستند. اما آسودگی از برکناری او به شور و شوق برای جانشینش تبدیل نشده است. برای بسیاری، او بیشتر یک خائن است تا یک ناجی. اما آینده او کمتر به محبوبیت عمومی بستگی دارد تا به توانایی او در برآورده کردن خواستههای ترامپ و متقاعد کردن شهروندان که تبدیل شدن به یک کشور مشتری یک قدرت خارجی منفور، به نفع ملی است.
هنگامی که در ژوئن یک زلزله بزرگ کاراکاس را لرزاند و بیش از ۵۰۰۰ نفر را کشت و حدود ۶.۷ میلیارد دلار خسارت وارد کرد، رابطه جدید با واشنگتن سودمند بود. وزارت امور خارجه یک بسته بازسازی ۳۰۰ میلیون دلاری را جمعآوری کرد و فرماندهی جنوبی ایالات متحده حمایت نظامی برای تلاشهای امدادی ارائه داد. یکی از دستیاران رودریگز به لحظاتی مانند این اشاره میکند به عنوان اثباتی بر اینکه این معامله میتواند یک نعمت باشد، حتی با وجود اینکه ونزوئلاییها از او به دلیل طولانی شدن زمان برای رسیدگی عمومی به فاجعه، هشت روز قبل از برگزاری کنفرانس مطبوعاتی، انتقاد کردند.
اینکه آیا این توافق در نهایت زندگی ونزوئلاییهای عادی را بهبود میبخشد یا صرفاً نخبگان ممتاز را ثروتمند میکند، نامشخص است. رودریگز گامهای کمی برای ایجاد اصلاحات دموکراتیک برداشته است. ماریا کورینا ماچادو، رهبر اپوزیسیون که جایزه صلح نوبل ۲۰۱۵ را برای ترویج حقوق دموکراتیک در ونزوئلا دریافت کرد و اکنون در تبعید زندگی میکند، میگوید: «میلیونها ونزوئلایی که میخواهند بازگردند، تنها در صورتی این کار را خواهند کرد که مطمئن باشند حقوقشان رعایت خواهد شد.» به گفته ماچادو، که از شرکت در آخرین انتخابات ونزوئلا منع شده بود، رودریگز در پی قدرت و حفظ خود، تسلیم واشنگتن شده است. ماچادو میگوید: «او حاضر است هر چیزی را که از او خواسته شود، بدهد – هر چیزی. اینگونه است که کسانی که مرتکب جنایت شدهاند، استدلال میکنند.»
رودریگز این انتقاد را رد میکند. رودریگز به من میگوید: «من سعی میکنم اطمینان حاصل کنم که سیاست داخلی کشور دیگری بر ونزوئلا تأثیر نمیگذارد. امیدوارم ونزوئلا به مهرهای در دستور کار سیاسی کشور دیگری تبدیل نشود.»
همانطور که در اتاقی با مرمرهای صیقلی و برگهای طلا نشستهایم، رودریگز زنجیره حوادثی را که او را به قدرت رساند، با لحنی آرام و سنجیده بازگو میکند؛ لحنی که نشان میدهد او به اعمال قدرت بدون بالا بردن صدا عادت دارد. او به یاد میآورد که در ۲ ژانویه، با مادورو ملاقات کرد تا درباره برنامههای اقتصادی ونزوئلا و محاصره دریایی مداومی که ایالات متحده از دسامبر اعمال کرده بود، گفتگو کند. پس از آن، او به جزیره مارگاریتا، تفریحگاه کارائیب در سواحل شمالی ونزوئلا، پرواز کرد، جایی که برادر و برادرزادههایش در تعطیلات بودند. او حدود ساعت ۱۱ شب رسید، تنها چند ساعت قبل از شروع تماسهای تلفنی دیوانهوار.
در ساعات اولیه صبح، واحدهای نظامی ایالات متحده به مجتمع مادورو در داخل مجموعه نظامی فورت تیونا (Fort Tiuna) در حالی که او خواب بود، نفوذ کردند. آنها او را در لباس خوابش پیدا کردند، دستگیرش کردند و او و همسرش را از کشور خارج کردند. رودریگز به من میگوید: «ما لحظات اضطراب بزرگی را پشت سر گذاشتیم، وقتی فکر میکردیم رئیسجمهور و بانوی اول را کشتهاند. سپس متوجه شدیم که آنها او را به ایالات متحده میبرند. این وضعیت را کاملاً تغییر داد.»
یکی از اولین تماسهای رودریگز با یک شخصیت غیرمنتظره بود: شیخ تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر، که او با او رابطهای برقرار کرده بود. رودریگز به یاد میآورد که او گفت: «اکنون مسئولیت بر دوش شماست. شما مسئولیت حفظ ونزوئلا را دارید.»
به گفته رودریگز و مقامات آمریکایی، مقامات قطری به ترتیب یک کنفرانس تلفنی بین او و روبیو در بعدازظهر ۳ ژانویه کمک کردند. او پرسید: «آیا مادورو زنده است؟» روبیو به او اطمینان داد که زنده است؛ برای اثبات آن، مقامات آمریکایی عکسهایی از او را در لباس زندان در هلیکوپتر در مسیر نیویورک فرستادند. سپس وزیر امور خارجه یک اولتیماتوم داد: خواستههای ایالات متحده را برآورده کنید یا با فشار نظامی مداوم روبرو شوید. رودریگز موافقت کرد. یکی از دستیاران میگوید او هیچ جایگزین قابل قبولی ندید. رودریگز به من میگوید: «اگر کاملاً صادق باشم، هرگز فکر نمیکردیم پایتخت کشور مورد حمله قرار گیرد، چه رسد به اینکه تصور کنیم چه اتفاقی برای رئیسجمهور و بانوی اول افتاد.»
او صبح روز بعد برای اولین بار با ترامپ صحبت کرد. رودریگز میگوید: «ما در مورد چگونگی برقراری روابط دیپلماتیک بین ونزوئلا و ایالات متحده و اینکه چه زمینههایی از منافع مشترک ممکن است شناسایی شود، بحث کردیم.» ترامپ به ذخایر عظیم نفتی ونزوئلا علاقهمند بود و آنها را راهی برای افزایش عرضه جهانی، کاهش قیمت انرژی و تقویت اقتصاد ایالات متحده پیش از انتخابات میاندورهای میدید. اما او مسئولیت لجستیک را به روبیو، پسر مهاجران کوبایی، واگذار کرد، که برای او ریشهکن کردن رژیمهای چپگرا در آمریکای لاتین یک اولویت دیرینه است. به عنوان وزیر امور خارجه، او ناگهان فرصتی برای پیگیری این جاهطلبی پیدا کرد.
بر اساس این توافق، ایالات متحده درآمد حاصل از بیشتر صادرات نفت ونزوئلا را دریافت میکرد و سپس این پول را از طریق سیستم بانکی ونزوئلا بازپرداخت میکرد. یک مقام ارشد آمریکایی توضیح میدهد که این ساختار مانند یک حساب امانی عمل میکند: واشنگتن تنها زمانی وجوه را آزاد میکند که کاراکاس شرایط توافق شده را برآورده کند. با کنترل جریان درآمد، ایالات متحده بر نحوه هزینه شدن پول نفوذ پیدا میکرد و در عین حال فساد و نفوذ قدرتهای خارجی رقیب را محدود میکرد. در مقابل، رودریگز رئیسجمهور باقی میماند و با ورود سرمایهگذاریهای آمریکایی و مزایای اقتصادی ادغام مجدد تقویت میشد. دولت ترامپ این را یک معامله ساده میدید: ثبات سیاسی در ازای نظارت اقتصادی، دسترسی به انرژی و همسویی استراتژیک یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان از نظر منابع.
یک صبح چند هفته بعد، رودریگز یک تماس غیرمنتظره از روبیو دریافت کرد. روبیو به او گفت: «شما را به کسی وصل میکنم که میخواهد سلام کند.» ترامپ بود. به گفته رودریگز، رئیسجمهور به او گفت که از همکاری او پس از استخراج مادورو راضی است. او گفت، به عنوان پاداش، ایالات متحده پروازهای تجاری به ونزوئلا را از سر خواهد گرفت. تا آوریل، امریکن ایرلاینز (American Airlines) خدمات بین میامی و کاراکاس را از سر گرفت. در ماه مه، یونایتد ایرلاینز (United Airlines) پروازهایی را از هیوستون آغاز کرد.
وسواس ترامپ در مورد ونزوئلا از زمان بازگشت او به قدرت افزایش یافته بود. او روبیو را به السالوادور فرستاد تا توافقی بیسابقه با رئیسجمهور نایب بوکله (Nayib Bukele) منعقد کند. به عنوان بخشی از کمپین اخراج گسترده ترامپ، ایالات متحده صدها مهاجر ونزوئلایی بازداشت شده را به زندان بدنام سِکوت (CECOT) السالوادور منتقل کرد که با انتقادات شدید گروههای حقوق بشر و مدافعان مهاجرت روبرو شد. ترامپ این اقدام را با این استدلال توجیه کرد که مهاجران اعضای «ترن د آراگوا»، باند ونزوئلایی بودند که او آن را تجسم بحران مرزی معرفی کرد.
مقامات دولتی میگویند، وضعیت زمانی تشدید شد که گزارشهای اطلاعاتی ادعا کردند کشتیهایی که از ونزوئلا حرکت میکنند، مواد مخدر را به سمت ایالات متحده منتقل میکنند. به گفته دو مقام ارشد کاخ سفید، روبیو و پیت هگست (Pete Hegseth)، وزیر دفاع، ترامپ را تحت فشار قرار دادند تا با یک کمپین حملات نظامی علیه قایقهای مظنون به قاچاق مواد مخدر پاسخ دهد. ترامپ حملات را تأیید کرد، به این امید که فشار نظامی مادورو را مجبور به برچیدن شبکههای قاچاق، سرکوب باندهای جنایتکار و باز کردن بخش عظیم نفتی ونزوئلا به روی سرمایهگذاری آمریکا کند. هنگامی که مادورو دستگیر شد، حملات قایقهای آمریکایی طی ۱۰ ماه بیش از ۱۰۰ نفر را کشته بودند، به گفته «جاست سکیوریتی» (Just Security)؛ تا ۲۱ ژوئن، تعداد کشتهشدگان بیش از دو برابر شده و ۲۱۵ نفر در ۶۶ حمله کشته شدهاند. بسیاری از کارشناسان حقوقی استدلال میکنند که حملات به کشتیهای مظنون به قاچاق مواد مخدر ونزوئلا هم قوانین بینالمللی و هم محدودیتهای اختیارات جنگی رئیسجمهور را طبق قانون اساسی ایالات متحده نقض کرده است. اسکات اندرسون، مقام سابق وزارت امور خارجه و کارشناس حقوق امنیت ملی در موسسه بروکینگز (Brookings Institution)، میگوید: «یک کشور تنها زمانی مجاز است علیه کشور دیگری از زور استفاده کند که آن کشور دیگر علیه آن حمله مسلحانه انجام داده باشد یا تهدید به حمله مسلحانه قریبالوقوع کرده باشد.»
اما در حالی که ترامپ فرصتی برای دسترسی به ذخایر نفتی ونزوئلا میدید، روبیو فرصتی برای بازسازی توازن قدرت در نیمکره غربی میدید. استفان میلر (Stephen Miller)، معاون رئیس ستاد کاخ سفید، به زودی به این تلاش پیوست. او که به طور فزایندهای مشتاق گسترش حوزه کاری خود فراتر از مهاجرت به امنیت ملی بود، ونزوئلا را نقطهای میدید که این مسائل در آن همگرا میشوند. یک مقام ارشد کاخ سفید به تایم میگوید، میلر استدلال میکرد که فشار نظامی محدود هرگز محاسبات مادورو را تغییر نخواهد داد. او بر رویکردی تهاجمیتر پافشاری کرد. (میلر از اظهار نظر برای این داستان خودداری کرد.)
همانطور که روبیو، میلر و مشاورانشان به اطلاعرسانی به رئیسجمهور در مورد حملات قایقها ادامه میدادند، بر اهمیت فزاینده ونزوئلا به عنوان بستری برای دشمنان آمریکا، از جمله کوبا، روسیه و چین، که نفوذ خود را از طریق همکاریهای نفتی، نظامی و اطلاعاتی و حمایت اقتصادی عمیقتر کرده بودند، تأکید کردند. یک مقام وزارت امور خارجه میگوید: «نوع نفوذی که در آن کشور وجود داشت، با منافع ایالات متحده ناسازگار است.» مقامات ارشد ایالات متحده مصمم بودند رفتار مادورو را تغییر دهند – یا او را از قدرت برکنار کنند. این مقام وزارت امور خارجه میافزاید: «هدف ما ساده بود: مادورو را متقاعد کنیم که این روابط را قطع کند. او حاضر به انجام این کار نبود.»
به گفته مقام وزارت امور خارجه، دولت ترکیه را متقاعد کرد تا در صورت موافقت مادورو با ترک مسالمتآمیز ونزوئلا، به او پناهندگی امن بدهد. او نپذیرفت. یک مقام دیگر وزارت امور خارجه میگوید: «نقطه عطف در دسامبر بود، زمانی که ما از طریق ترکها به او پیشنهادی دادیم و اساساً این پیشنهاد این بود که اگر کشور را برای همیشه به ترکیه یا جای دیگری که قابل قبول باشد، ترک کنی، ما تو را تنها میگذاریم، اما باید کشور را ترک کنی. او اساساً آن را نادیده گرفت. او چندین فرصت داشت که میتوانست برود و در جای دیگری خوشبخت زندگی کند و به ما فرصت دهد تا با شخص دیگری در داخل دولت برای ایجاد این تغییرات کار کنیم. در عوض، او ویدئوهای مسخرهای از خود در حال رقص و آواز منتشر کرد.»
روبیو معتقد بود که آن «شخص دیگر»، دلسی رودریگز است.
رودریگز در یکی از متعهدترین خانوادههای چپگرای ونزوئلا متولد شد. پدرش، خورخه آنتونیو رودریگز، رهبر دانشجویی جنبش چپ انقلابی بود. او در سال ۱۹۷۶، زمانی که دلسی تنها ۷ سال داشت، توسط نیروهای امنیتی دولتی دستگیر، شکنجه و کشته شد. مرگ او به یک رویداد تعیینکننده در زندگی او تبدیل شد. او در کنار برادر بزرگترش، خورخه رودریگز – که ریاست مجلس ملی را بر عهده دارد – در ایدئولوژی چپ ونزوئلا بزرگ شد. او که یک وکیل آموزشدیده بود، راه پدرش را دنبال کرد و در دولت چاوز پیشرفت کرد و سپس به یکی از نزدیکترین معتمدان مادورو تبدیل شد. او به عنوان وزیر امور خارجه ونزوئلا خدمت کرد، نقشی که در آن به یکی از ستیزهجوترین مدافعان بینالمللی رژیم تبدیل شد، تحریمهای ایالات متحده را محکوم کرد و در عین حال روابط با روسیه، چین، ایران و کوبا را تقویت کرد. در سال ۲۰۱۸، مادورو او را به معاونت ریاست جمهوری ارتقا داد.
اما دیپلماتهای بینالمللی رودریگز را بیشتر یک تکنوکرات میدانستند تا یک تندرو ایدئولوژیک. کریستوفر هرناندز-روی (Christopher Hernandez-Roy)، کارشناس آمریکای لاتین در مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، میگوید: «او به عنوان یک چهره عملگراتر دیده میشد. آنها او را با تفنگ به سرش انتخاب کردند، اما به نظر میرسید که او اقتصاد کشور را درک میکند و مدتهاست که عمیقاً در بخش نفت آن درگیر بوده است. این بدیهی است که یکی از بالاترین اولویتهای دولت – بهبود صنعت نفت ونزوئلا – است.» رودریگز مدتها بود که از گشایش اقتصادی بیشتر حمایت میکرد. او همچنین مسئول جذب سرمایهگذاری خارجی و بازسازی روابط با شرکتهای انرژی بینالمللی بود. به گفته چندین مقام، روبیو به این نتیجه رسید که رودریگز یک واقعگرا با کنترل بر اهرمهای دولت است و مایل به برآورده کردن خواستههای واشنگتن خواهد بود.
رودریگز استدلال میکند که این رابطه قبلاً برای کشور سودمند بوده است. در دوران مادورو، شورون (Chevron) تنها شرکت بزرگ نفتی ایالات متحده بود که حضور قابل توجهی داشت. اکنون ممکن است اکسونموبیل (ExxonMobil)، کونوکو فیلیپس (ConocoPhillips) و هالیبرتون (Halliburton) به آن بپیوندند. داگ برگوم (Doug Burgum)، وزیر کشور ایالات متحده و کریس رایت (Chris Wright)، وزیر انرژی، در حال مذاکره برای بیش از ۳۰ توافق هستند که به شرکتهای آمریکایی جای پایی در بخش انرژی ونزوئلا میدهد. رودریگز میگوید: «مهمترین چیز این است که شرکتهای ایالات متحده در حال بازگشت و ورود هستند.»
این تغییر نشاندهنده انگیزهای است که ترامپ ارائه کرده است: دسترسی مجدد به سرمایه آمریکایی و بازارهای جهانی. شرط این است که ادغام اقتصادی میتواند پس از دههها حکومت چاویستا، همسویی ژئوپلیتیکی را القا کند. با این حال، هنوز مشخص نیست که چه مقدار از این هجوم سرمایه به ونزوئلاییهای عادی رسیده است. نظرسنجیهای قابل اعتماد در سیستم اقتدارگرای کشور کمیاب است. ونزوئلاییها برکناری مادورو را به تعداد زیادی جشن گرفتند، اما بسیاری هنوز نسبت به رودریگز محتاط هستند و او را کسی میدانند که آرمانی را که تمام دوران سیاسی خود را وقف آن کرده بود، رها کرده است. یکی از دستیاران روبیو به تایم میگوید: «مردم ونزوئلا دلشان برای مادورو تنگ نشده است، درست است؟ آنها کاملاً میدانند که او یک بازیگر بد و یک عامل بیثباتکننده بود. نفت برای مردم ونزوئلا بسیار ارزشمند بود. توسط نخبگان بسیار فاسد دزدیده شد و برای پرداخت بدهیهای عظیم به چین، کوبا و دیگران استفاده شد. دیگر نه.»
با این حال، برای برخی از ونزوئلاییها، رودریگز چهره جدیدی برای همان رژیم است. او سالها به اداره دولتی کمک کرد که توسط بازرسان بینالمللی به نقض گسترده حقوق بشر، از جمله بازداشت خودسرانه، شکنجه و کشتارهای فراقضایی متهم شده است. دیگو آریا (Diego Area)، کارشناس سیاست ونزوئلا در شورای آتلانتیک، میگوید: «او بخشی از رژیمی بود که به طور سیستماتیک حقوق بشر را نقض میکرد. او از عادیسازی اعمالی میآید که جنایت علیه بشریت محسوب میشوند.»
با وجود تمام تغییرات در حال وقوع در ونزوئلا، بزرگترین تغییر – گذار به دموکراسی واقعی – هنوز دور از دسترس به نظر میرسد. به گفته یک مقام وزارت امور خارجه، روبیو این را بخشی از مأموریت خود برای رهایی آمریکای لاتین از خودکامگیهای سوسیالیستی باقیمانده و ایجاد زمینه برای برگزاری یک انتخابات مشروع و تکمیل یک گذار دموکراتیک در ونزوئلا میداند. به درخواست او، دولت رودریگز در فوریه قانون عفو عمومی را تصویب کرد که خشونت سیاسی را از زمان به قدرت رسیدن چاوز در سال ۱۹۹۹ تا کنون پوشش میدهد. (این قانون شامل کسانی است که به شرکت در کودتای ۲۰۰۲ علیه چاوز و افرادی که در ناآرامیهای خشونتآمیز سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۱۷ دست داشتند، متهم شدهاند.) مقامات ونزوئلایی میگویند از زمان تصویب قانون عفو عمومی، تقریباً ۹۰۰۰ زندانی آزاد شدهاند. رودریگز میگوید آماده است تا این روند به طور مستقل بررسی شود. در طول مصاحبه ما، او میگوید از دفتر حقوق بشر سازمان ملل متحد خواسته است تا آزادیها را ممیزی کند و استدلال میکند که نظارت خارجی انطباق دولت با تعهدات خود را تأیید خواهد کرد.
اما نشانههای کمی وجود دارد که ونزوئلا به سرعت به سمت انتخابات آزاد و عادلانه حرکت میکند. استوری، سفیر سابق در کاراکاس، میگوید: «ترامپ بر ایجاد دموکراسی تمرکز ندارد. اگر چیزی بد پیش برود، بیثباتی را افزایش میدهد و شانس ورود شرکتها و سرمایهگذاری را بیشتر از بین میبرد. این ترس است.»
رودریگز نیز عجلهای نشان نمیدهد. او به من میگوید: «ونزوئلا زمانی انتخابات برگزار خواهد کرد که آماده باشد. گروههای افراطی وجود دارند که خواستار تجاوز نظامی علیه ونزوئلا شدند و مردم ونزوئلا – به ویژه کسانی که حمله را از نزدیک تجربه کردند – ترس زیادی احساس میکنند.» او به مراکز قدرت رقیب کشور و خطر مداوم خشونت سیاسی اشاره میکند.
اما آن لحظه چه زمانی فرا خواهد رسید؟ چه شرایطی باید وجود داشته باشد تا ونزوئلا انتخابات آزاد برگزار کند؟ او با طفره رفتن از پاسخ مستقیم میگوید: «احساس میکنم آن لحظه فرا خواهد رسید که همه بازیگران سیاسی کشور به تفاهم برسند و ما بتوانیم به ملت بگوییم که ما به عنوان سیاستمداران آمادهایم.» رودریگز میگوید از ناظران بینالمللی انتخابات استقبال خواهد کرد، مشروط بر اینکه به حاکمیت ونزوئلا احترام بگذارند.
وقتی میپرسم آیا قصد دارد خودش برای ریاست جمهوری نامزد شود، مکث میکند. میگوید: «نمیدانم.»
سپس سؤالی را میپرسم که بر هر بحثی درباره آینده ونزوئلا سایه افکنده است: آیا رودریگز به ماچادو اجازه بازگشت و رقابت را خواهد داد؟ رودریگز از پاسخ طفره میرود. او میگوید: «ما باید به یک دوران سیاسی جدید حرکت کنیم.»
«پس پاسخ منفی است؟»
او پاسخ میدهد: «پاسخ من منفی نیست. پاسخ من این است که یک لحظه سیاسی فرا خواهد رسید که همزیستی و همزیستی مسالمتآمیز امکانپذیر خواهد بود.»
این پاسخ ماچادو را آرام نمیکند. او میگوید: «من درک میکنم که دولت ایالات متحده تصمیم گرفت با روند ثبات شروع کند، اما برای پایدار کردن آن، قطعاً به مشروعیت نیاز دارید. آنها از انتخابات میترسند زیرا از مردم میترسند، از حاکمیت مردمی میترسند. آنها میدانند که مردم ونزوئلا به شدت چه چیزی را آرزو میکردند.» ماچادو اضافه میکند که پاسخ متوقف رودریگز به زلزله غمانگیز، «ماهیت واقعی رژیم را آشکار کرد: فقدان انسانیت، نمایش فساد و بیکفایتی بیحد و حصر آن.»
برای رودریگز، همه چیز به بقا بازمیگردد. آریا میگوید: «او باید از راهنماییهای دولت ایالات متحده پیروی کند، که در مقطعی شامل تجدید نهادها و قوانین دموکراتیک خواهد بود. او این کار را نه به دلیل تعهد دموکراتیک خود، بلکه به عنوان ابزاری برای دستیابی به اهداف سیاسی خود انجام خواهد داد.»
این به معنای صرفاً بقای سیاسی نیست، بلکه ایجاد شرایطی است که تحت آن او – و شاید خود چاویسم – بتواند پس از قدرت زنده بماند. او تضمین میخواهد که او – زنی که پدرش توسط دولت کشته شد – میتواند بدون ترس از زندان یا انتقام از یک دولت آینده در ونزوئلا بماند. آریا میگوید: «این معنای بقا برای اوست. اینکه سیستم پایدار و قادر به اداره خود باشد، که به طور بالقوه شامل توانایی او برای شرکت در ونزوئلای جدید خواهد بود. این در مورد بقا است.»
در حال حاضر، رودریگز مشتاق ادغام مجدد کشور در بازارهای جهانی است: متنوعسازی اقتصاد، جذب سرمایهگذاری خارجی بلندمدت و اطمینان از اینکه رفاه ونزوئلا دیگر به یک کالای واحد وابسته نیست. روز قبل از مصاحبه ما، مدیران جنرال الکتریک (General Electric) با رودریگز درباره راههای مدرنسازی شبکه برق قدیمی ونزوئلا گفتگو کردند.
(جنرال الکتریک به درخواست برای اظهار نظر پاسخ نداد.)
اینکه آیا این جاهطلبیها از دوران ریاست جمهوری ترامپ جان سالم به در خواهند برد یا خیر، نامشخص است. سیاست خارجی کنونی ایالات متحده با اعمال اهرم فشار، انگیزههای اقتصادی، اجبار و معاملات معاملاتی برای کشاندن دشمنان سابق به مدار آمریکا، تحریک میشود. آینده ونزوئلا نه تنها به توانایی رودریگز در مدیریت رابطه با همتایان فعلی خود، بلکه به این نیز بستگی دارد که جانشین ترامپ این استراتژی را بپذیرد یا مسیر دیگری را انتخاب کند.
همانطور که مصاحبه ما به پایان میرسد، در باغهای آفتابگیر کاخ قدم میزنیم. به رودریگز میگویم که روز بعد به خانه پرواز میکنم و از طریق میامی با یکی از مسیرهای تجاری تازه بازسازی شده پرواز خواهم کرد. او لبخند میزند. او میگوید، به زودی میتوانم از توقف در میامی صرف نظر کنم. او میگوید: «شاید دفعه بعد، از واشنگتن به کاراکاس پرواز کنید.» —با گزارش لسلی دیکستاین)