تا زمانی که واکسنها وجود داشتهاند، افرادی نیز بودهاند که به علم و ایمنی آنها شک داشتهاند.
در قرن نوزدهم در انگلستان، مردم علیه واکسن اجباری آبله شورش کردند و ادعا داشتند که این واکسن حقوق مدنی را نقض میکند و توهینی به تمامیت جسمانی انسان است. در ایالات متحده، سازمانهای متعهد به مقاومت در برابر واکسن از زمان تأسیس «اتحادیه ضد واکسیناسیون اجباری بروکلین» در سال ۱۸۹۴ وجود داشتهاند.

محققان معمولاً افرادی را که توصیههای استاندارد متخصصان بهداشت در مورد واکسنها را دنبال نمیکنند، چه با رد کردن و چه با به تأخیر انداختن برخی یا همه واکسنها، «تردیدکنندگان واکسن» مینامند. امروزه، تردید در مورد واکسن بیشتر با جنبش «آمریکا را دوباره سالم کنیم» و پرچمدار آن، رابرت اف. کندی جونیور، وزیر بهداشت و خدمات انسانی، مرتبط است.
حامیان بهداشت عمومی و ارتباطگران علمی عمدتاً تلاش کردهاند تا با ارائه اطلاعات دقیق و واقعی، با این ایدهها مقابله کنند. اما به عنوان یک محقق علوم انسانی پزشکی که نحوه تدوین پیام توسط گروههای حامی تردید در مورد واکسن را مطالعه میکند، دریافتهام که بخشی از دشواری مبارزه با تردید در مورد واکسن به این دلیل است که این گروهها چگونه از داستانسرایی برای گسترش دیدگاههای خود استفاده میکنند.
گروههای تردیدکننده واکسن، محدودیتهای کمتری نسبت به گروههای حامی واکسن در مورد انواع داستانهایی که میتوانند درباره توسعه و تأثیر واکسنها بگویند، دارند. در حالی که پیامرسانی مبتنی بر علم که واکسیناسیون را تشویق میکند، باید به واقعیت پیچیده و اغلب بیحادثه علم وفادار باشد، داستانهای شکاکان واکسن تمایل دارند ادعاهای پویاتری را مطرح کنند.
چرا حقایق کافی نیستند؟
چرا حقایق کافی نیستند؟
به راحتی میتوان فرض کرد که افرادی که به واکسنها بیاعتماد هستند، تحصیلات کافی ندارند و بنابراین، ارائه اطلاعات بهتر در مورد علم و واکسنها، اعتماد به واکسنها را افزایش میدهد. این رویکرد گاهی اوقات «رویکرد کمبود اطلاعات» نامیده میشود.
در پاسخ به این کمبود اطلاعات درکشده، کارشناسان بهداشت عمومی و ارتباطگران علمی سخت تلاش کردهاند تا مواد آموزشی قابل دسترس و جذاب درباره واکسنها ایجاد کنند تا به بهبود سواد علمی کمک کنند.
اما این رویکرد تنها موفقیت محدودی داشته است. یک نشانه: تعداد افرادی که دیدگاههای تردیدآمیز در مورد واکسن را ابراز میکنند، همچنان رو به افزایش است.
این تا حدی به سوءتفاهمی درباره تردید در مورد واکسن مربوط میشود: مسئله این نیست که مردم علم را نمیفهمند یا به اطلاعات پزشکی با کیفیت بالا دسترسی ندارند. تردید در مورد واکسن چیزی است که سیاستگذاران آن را «مشکل پیچیده» مینامند – مشکلی که حل آن به ویژه دشوار است؛ زیرا توسط طیفی از مسائل، از جمله اطلاعات غلط، تمایل به تعلق اجتماعی و باورهای عمیق مذهبی، تغذیه میشود.
در حالی که کلیشههای زیادی در مورد اینکه چه نوع فردی در مورد واکسن تردید دارد وجود دارد، حقیقت این است که هیچ دسته واحدی از افراد شکاک وجود ندارد. تردید در مورد واکسن شامل افرادی با مدارک تحصیلی بالاتر و سطوح سواد سلامت بهتر از حد متوسط میشود.
افراد ممکن است به دلایل زیادی این دیدگاهها را بپذیرند – برای مثال، به دلیل بیاعتمادی به سیستم پزشکی، انتقاد از دولت، تلاش برای محافظت از فرزند خود یا ارتباط با روایتهای جذاب – برای مثال، درباره آزادی فردی.
نمادهای واکسن
نمادهای واکسن
تا حدی، تمام اطلاعات بهداشتی علم و داستانسرایی را با هم ترکیب میکنند. برای مثال، سابقه پزشکی یک بیمار، صرفاً اطلاعات بهداشتی یک فرد را در یک داستان منسجم به هم پیوند میدهد.
اما گروههای تردیدکننده واکسن به ویژه در استفاده از روایت برای ساختن داستانهای جذاب، نگرانکننده یا بسیار احساسی از پزشکانی که نگرانیهای بیمار را نادیده میگیرند و کودکانی که پس از واکسیناسیون دچار بیماریهای ویرانگر میشوند، مهارت دارند.
آنچه این داستانها را به سلاحهای مخفی تردید در مورد واکسن تبدیل میکند این است که اغلب اصلاً درباره واکسنها نیستند. وقتی واکسنها از پزشکی جدا میشوند، میتوانند مانند یک نماد یا استعاره در یک داستان عمل کنند و جهانبینیای را منعکس کنند که بسیار فراتر از پزشکی است و توسط اضطرابهای غیرپزشکی تغذیه میشود. این داستانها از استراتژیهای روایی، از جمله برخی برگرفته از فیلم و ادبیات، برای تضعیف اعتماد به واکسن استفاده میکنند.
برای مثال، انجمنهای آنلاین از رد واکسن به عنوان نمونهای از مقاومت مدنی در برابر یک دولت توتالیتر استفاده میکنند که نمادی از از دست دادن آزادی عمومی فردی است – حتی زمانی که واکسنها هیچ تهدید عملی برای آزادی سیاسی یا اجتماعی آنها ایجاد نمیکنند. در برخی زمینهها، رد واکسن کووید-۱۹ به ویژه به عنوان نشانهای از قدرت روانی یا ذهنی کلی تلقی شده است.
یک وضعیت عادی جدید
یک وضعیت عادی جدید
تحت مدیریت کندی، مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری (CDC) شروع به انتشار مطالبی کردهاند که با پیامرسانی، ایدهها و استراتژیهای روایی گروههای تردیدکننده واکسن مطابقت دارد.
برای مثال، زمانی که CDC از لغو برنامه واکسیناسیون کودکان خبر داد، بیانیه مطبوعاتی تغییرات پیشنهادی را بازگشتی به آنچه این سازمان «تصمیمگیری مبتنی بر فرد» مینامد، توصیف کرد. کرک میلهوآن، رئیس کمیته مشورتی ایمنسازی (ACIP) که توسط کندی منصوب شده و هیئتی از کارشناسان است که به CDC در مورد واکسنها مشاوره میدهد، بحثهای مربوط به واکسن را به عنوان مسئله «خودمختاری در برابر بهداشت عمومی» توصیف کرد.

برخورد با واکسنها به عنوان چالشی برای فردیت یا خودمختاری، یک تهدید فلسفی و وجودی احتمالی را برجسته میکند، اما در این فرآیند، خطر فیزیکی واقعی را به حداقل میرساند. در اینجا، داستان به این معنی است که واکسنها تهدیدی برای فردیت هستند. از نظر پزشکی، این درست نیست. اما از نظر موضوعی، ارجاعات به فردیت در معرض تهدید نشان میدهد که مردم احساس آسیبپذیری و ترس میکنند. در این داستان، واکسنها نمادی از خطرات درکشده برای حس خودِ فرد هستند، نه خطرات پزشکی واقعی.
تبدیل شدن به خوانندگان بهتر
تبدیل شدن به خوانندگان بهتر
همانطور که تردید در مورد واکسن همچنان چالشی برای بهداشت عمومی ایجاد میکند، به طور فزایندهای روشن میشود که ترویج سواد بهداشتی و علمی، به تنهایی، برای رفع نگرانیهای افرادی که ایدههای خود را در مورد واکسنها با روایتهای گستردهتر درباره نهادهای غیرقابل اعتماد و خطر فیزیکی هماهنگ کردهاند، کافی نخواهد بود.
با این حال، نادیده گرفتن دیدگاههای افرادی که نگرانیهایی را در مورد واکسنها مطرح میکنند، خطر از دست دادن فرصتها برای درک بهتر دلایل پیچیدهای را دارد که کسی را به تردید در مورد واکسن سوق میدهد. این دلایل اغلب توسط تجربیات افراد با پزشکی و سایر نهادها شکل میگیرد. برای مثال، دلایل مستند زیادی برای گروههای آسیبپذیر یا به حاشیهرانده شده وجود دارد که نسبت به نهادهای پزشکی محتاط باشند. برای برخی از آمریکاییهای آفریقاییتبار، برای مثال، میراث آزمایشهای پزشکی اجباری و تبعیض سیستماتیک، مبنای محکمی برای شک و تردید نسبت به توصیههای بهداشتی دولت ایجاد میکند.
برخی از محققان در زمینه بهداشت عمومی و ارتباطات، شروع به پذیرش استراتژیهایی کردهاند که با ویژگیهای ادبی، مانند نمادگرایی، برای مقابله با تردید در مورد واکسن درگیر میشوند. این شامل شناسایی تکنیکهای داستانسرایی خاص برای کاهش قدرت اقناع آنها و همچنین اذعان به دیدگاه، انتقادات و تجربیات افراد تردیدکننده واکسن برای ایجاد محیطی محترمانهتر است.
درک روایتها و درس گرفتن از انتقادات معتبری که مردم را به تردید در مورد واکسن سوق میدهد، راهی ظریفتر برای درک این دیدگاهها ارائه میدهد – و ممکن است راه را برای رویکردی فراگیرتر و محترمانهتر به مراقبتهای بهداشتی باز کند.