یک تغییر تاریخی در تابستان امسال در سراسر آسیا سرعت گرفته است.
طی چند هفته گذشته، چین گشتهای دریایی خود را برای پوشش سواحل شرقی تایوان گسترش داده و توانایی خود را برای محاصره این جزیره به نمایش گذاشته است. این کشور فشار نظامی، تجاری و دیپلماتیک بر ژاپن را تشدید کرده و یک موشک بالستیک پرتاب شده از زیردریایی را آزمایش کرده است که قابلیت هستهای دریایی رو به رشد خود را نشان میدهد.
با توجه به قدرت رو به رشد چین، کشورهای دیگر به یکدیگر نزدیکتر شدهاند و خطوط کلی یک معماری امنیتی جدید در حال ظهور را آشکار میکنند.
ژاپن روابط دفاعی خود را با استرالیا، فیلیپین و هند تقویت کرده و در حال بحث در مورد همکاری نزدیکتر با کره جنوبی است. ژاپن همچنین محدودیتهای دیرینه خود را بر صادرات دفاعی لغو کرده و در حال حرکت برای پیوستن به کره جنوبی به عنوان یک تامینکننده تسلیحات منطقهای است، در حالی که استرالیا توافقنامههای جدیدی را با کشورهای جزیرهای اقیانوس آرام، از جمله یک پیمان دفاع متقابل با فیجی، امضا کرده است.
از زمان بازگشت رئیسجمهور ترامپ به قدرت، عدم اطمینان در مورد تعهد او به دفاع از آسیا، هشدارهایی را برانگیخته است که پکن میتواند از این فرصت برای قاطعیت بیشتر استفاده کند و متحدان ایالات متحده را به اتحاد با یکدیگر سوق دهد.
این چرخها اکنون در حال چرخش هستند و خطرات جدیدی را به همراه دارند: تغییرات عمده در امنیت جهانی به ندرت به آرامی اتفاق میافتند.
با این حال، این بدان معنا نیست که ما وارد دوران بیثباتی برای بخشی از جهان که از نظر اقتصادی پویا است و برای منافع استراتژیک ایالات متحده حیاتی باقی میماند، میشویم. نظمی که در آن کشورهای آسیایی مسئولیت بیشتری را برای دفاع از خود بر عهده میگیرند و بیشتر به یکدیگر – و کمتر به ایالات متحدهای که به طور فزایندهای دچار حواسپرتی شده است – متکی هستند، میتواند در نهایت پایدار و امن باشد.
در هر صورت، این امر اجتنابناپذیر است. ایالات متحدهای که بیش از حد گسترش یافته است، کمتر از گذشته آماده است تا امنیت آسیا را به طور نامحدود تضمین کند.
جنگ با ایران محدودیتهای قدرت نظامی ایالات متحده را آشکار کرده و واشنگتن را وادار کرده است که داراییهای نظامی را از سایر نقاط جهان – از جمله منطقه آسیا و اقیانوسیه – منحرف کند و آقای ترامپ به صراحت اعلام کرده است که میخواهد متحدان ایالات متحده سهم بیشتری در دفاع از خود داشته باشند. دولت او قبلاً کاهش قابل توجهی در حضور نظامی و تعهدات ایالات متحده در اروپا را اعلام کرده است. هنوز هیچ برنامه مشابهی برای آسیا مطرح نشده است.
گذار به آسیایی خودکفاتر باید با دقت مدیریت شود.
اگر پکن تضعیف سریع تعهدات آمریکا را درک کند یا متحدان ایالات متحده را آسیبپذیر ببیند، ممکن است به این نتیجه برسد که آزادی بیشتری برای پیگیری جاهطلبیهای سرزمینی و امنیتی خود دارد و شبح رویارویی نظامی را افزایش میدهد.
ترس از این احتمال و از رها شدن توسط ایالات متحده، میتواند مسابقه تسلیحاتی را که در حال حاضر شرق آسیا را درگیر کرده است، تسریع کند. چین به طور پیوسته نیروهای مسلح خود را تقویت کرده و زرادخانه هستهای خود را گسترش داده است. ژاپن اخیراً استقرار موشکهای دوربردتر را آغاز کرده است، کرهجنوبیها در حال بحث در مورد اینکه آیا کشورشان باید سلاحهای هستهای خود را توسعه دهد یا خیر و استرالیا در حال سرمایهگذاری در زیردریاییهای هستهای و قابلیتهای موشکی است.
با وجود اینکه این تحولات نگرانکننده به نظر میرسند، تاریخ نشان داده است که کشورهای آسیایی با منافع و اشکال مختلف حکومتی میتوانند بدون مشارکت عمیق ایالات متحده، همکاریهای کاری ایجاد کنند. انجمن ۱۱ عضوی کشورهای جنوب شرق آسیا (آ.سه.آن)، که در سال ۱۹۶۷ تأسیس شد، اغلب به دلیل کندی و بیتصمیمی در پاسخ به چالشهای مشترک مورد انتقاد قرار میگیرد و برای مقابله با جاهطلبیهای سرزمینی گسترده چین در دریای چین جنوبی کار چندانی انجام نداده است. اما آ.سه.آن به حفظ صلح در میان اعضای خود در بخشی از آسیا که قبلاً دههها جنگ آن را از هم پاشیده بود، کمک کرده و چارچوبی را برای تعامل جنوب شرق آسیا با چین فراهم کرده است.
تقسیم متعادلتر بار امنیتی لزوماً بازدارندگی را تضعیف نمیکند. همکاری عمیقتر بین کشورهایی مانند ژاپن، فیلیپین و استرالیا در واقع خط اول دفاع در برابر تهدیدات امنیتی را تقویت میکند، که با حضور نظامی ایالات متحده که به تدریج کاهش یافته – اما همچنان قوی – پشتیبانی میشود.
همانطور که متحدان ایالات متحده توانمندتر و یکپارچهتر میشوند، منصفانه است که آنها سهم بیشتری از هزینههای حفاظت از خود را بر عهده بگیرند و نیروهای آمریکایی را که به سختی گسترش یافتهاند، برای مقابله با چالشهای امنیتی جهانی در جاهای دیگر آزاد کنند. ایالات متحده نیز به نوبه خود میتواند به هماهنگی نزدیک با متحدان خود در آسیا و اقیانوسیه ادامه دهد، وظایف اصلی منافع ایالات متحده، مانند باز نگه داشتن خطوط دریایی حیاتی، را رهبری کند و برای حفظ روابط پایدار با چین تلاش کند.
این نوع سیستم متحدان از نظر نظامی قویتر، در درازمدت پایدارتر از سیستمی است که بیش از حد به ایالات متحده متکی است و در صورت تأخیر یا عدم دسترسی به کمک آمریکا، قادر به اقدام جمعی است.
در هر صورت، خاورمیانه گواه این است که دخالت سنگین آمریکا تضمینی برای عدم تبدیل شدن رقابتهای بینالمللی به درگیری نیست. ایالات متحده – به همراه اسرائیل – جنگ با ایران را آغاز کرد و شرکای آمریکا در خلیج فارس را در معرض حملات ایران قرار داد و تجارت جهانی را مختل کرد. در نتیجه، برخی از کشورهای حاشیه خلیج فارس در حال بازنگری در اتکای خود به واشنگتن و بررسی راههایی برای حفظ امنیت خود از طریق مشارکتهای بین خود هستند که ممکن است حتی شامل ایران نیز شود.
ایالات متحده همچنان یک قدرت در اقیانوس آرام باقی خواهد ماند. اما توازن استراتژیک قبلاً تغییر کرده است. متحدان و رقبای آمریکا هر دو ثروتمندتر و توانمندتر از یک نسل پیش هستند و نیروهای ایالات متحده بیش از حد گسترش یافتهاند. آسیا در حال تطبیق با این واقعیت جدید است.