اشتراک
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در شام انجمن خبرنگاران کاخ سفید، در هتل والدورف آستوریا واشنگتن دی‌سی، جمعه ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶، در واشنگتن سخنرانی می‌کند. (عکس آسوشیتدپرس/راد لمکی جونیور)
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در شام انجمن خبرنگاران کاخ سفید، در هتل والدورف آستوریا واشنگتن دی‌سی، جمعه ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶، در واشنگتن سخنرانی می‌کند. (عکس آسوشیتدپرس/راد لمکی جونیور)
سیاست تحلیل رسانه

در حالی که بمب‌ها در ایران فرود می‌آیند، ترامپ در واشنگتن بمباران می‌کند

این مراسم با روحیه «نمایش باید ادامه یابد» برگزار شد و ادامه یافت – که نشان می‌دهد زمان تغییر این شام فرا رسیده است

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

سخنرانی دونالد ترامپ در شام سالانه انجمن خبرنگاران کاخ سفید، که با رویکردی بداهه و بدون آمادگی قبلی انجام شد، با شکست و استقبالی سرد مواجه گشت. برخلاف دوران گذشته که طنز و نمایش‌گری ترامپ موتور محرک جذابیت او محسوب می‌شد، این‌بار تمرکز او بر گلایه‌های شخصی و توهین به مخالفان سیاسی، نتوانست مخاطبان را همراه کند و تجربه‌ای ناخوشایند را رقم زد. این اجرای ضعیف، پنجره‌ای به وضعیت کنونی ریاست‌جمهوری و جریان سیاسی اوست؛ جایی که تکیه صرف بر سبک سنتی «ترامپ بودن»، به نوعی در حال از دست دادن اثرگذاری و جذابیت خود برای فضای سیاسی آمریکا است. این رویداد در حالی برگزار شد که بسیاری از حاضران، آن را فراتر از یک سخنرانی سیاسی، نشانه‌ای از پایان یک دوران می‌دانستند. طولانی و خسته‌کننده بودن مراسم، همراه با خودارجاعی سایر سخنرانان و تضاد میان شکوه گذشته روزنامه‌نگاری تلویزیونی و وضعیت کنونی آن، این ایده را تقویت کرد که فرمت فعلی این شام سالانه نیز کارکرد خود را از دست داده و زمان آن رسیده است که این نمایش‌های تکراری دستخوش تغییر اساسی شوند. در نهایت، ناتوانی ترامپ در ارائه یک اجرای هوشمندانه و تکیه بر توهین، نمادی از افول نفوذ او در مقطع پایانی حضورش در سپهر سیاسی واشنگتن تلقی می‌شود.

توضیح آشنایی برای ظهور دونالد ترامپ وجود دارد که ایدئولوژی یا جامعه‌شناسی را کنار می‌گذارد و به جای آن به چیزی قابل درک‌تر از نظر انسانی می‌پردازد: بیایید قبول کنیم، این مرد می‌تواند بسیار بامزه باشد.

یا حداقل برخی افراد این‌گونه فکر می‌کنند. من این را بارها شنیده‌ام، از جمله از افرادی که با اکراه یا اصلاً به او رأی ندادند. این نوع طنز، به بیان ملایم، مورد پسند همه نیست. اما به نظر می‌رسید که به طور منحصر به فردی برای عصر نیهیلیستی سیاست مناسب است، عصری که در آن استانداردهای قدیمی و محدودیت‌ها منسوخ شده بودند. از این دیدگاه، بی‌احرمتی پر سر و صدای ترامپ، تسلط او بر تمسخر و توهین، سرپیچی او از تقواهای لیبرال، تمایل او به بیان علنی چیزهایی که بسیاری از مردم فکر می‌کنند اما جرأت گفتن آن را ندارند – همه اینها با لذتی شادمانه از نمایش‌گری خودش ارائه می‌شد – موتور اصلی جذابیت اوست.

بنابراین، آخر هفته گذشته یک راز در واشنگتن بود: چگونه یکی از بزرگترین هنرمندان عصر، مردی که قرار است بامزه باشد، در مراسمی – شام به تعویق افتاده انجمن خبرنگاران کاخ سفید – که در آن رؤسای جمهور دقیقاً بر اساس توانایی‌شان در بامزه بودن قضاوت می‌شوند، این‌گونه آشکارا شکست خورد؟

ترامپ شکست خورد زیرا در طول سخنرانی بیش از یک ساعته‌اش آشکار بود که او بدون آمادگی قبلی صحبت می‌کند. برخی از جملات او سایه‌هایی از جوک‌هایی بودند که با اجرای دقیق‌تر می‌توانستند خوب عمل کنند. این نشان می‌داد که گروهی از افراد روی مطالب او سخت کار کرده بودند – اما ترامپ آشکارا بخشی از آن گروه نبود. رئیس‌جمهور با یک گشت و گذار طولانی و پر پیچ و خم در وسواس‌ها و گلایه‌های شخصی خود، ظاهراً معتقد بود که فقط «ترامپ بودن» برای انجام کار کافی است. نتیجه، خنده‌های ملایم اینجا و آنجا بود، اما در مجموع یکی از ناخوشایندترین اجراها در دهه‌های اخیر حضور رؤسای جمهور در این شام بود که باعث می‌شد افراد در صندلی خود جابجا شوند، گوشی خود را چک کنند و نگاه خود را برگردانند.

صادقانه بگویم، چه کسی اهمیت می‌دهد؟

شام سالانه در بهترین (و بدترین) حالت، یک رویداد بی‌اهمیت و بی‌نتیجه است. با این حال، سخنان ناشیانه ترامپ، در واقع پنجره‌ای مناسب به وضعیت کلی ریاست جمهوری او و جنبش او در مراحل پایانی آن است. «بگذار ترامپ، ترامپ باشد» جوهر استراتژی جمهوری‌خواهان برای انتخابات میان‌دوره‌ای است. «ترامپ بودن» – آبشاری از تهدیدات، اقدامات، اعلام آتش‌بس‌های توهمی و به دنبال آن درگیری‌های جدید – استراتژی ایالات متحده را در جنگ با ایران، مهمترین مسئله در دستور کار رئیس‌جمهور در سال جاری، تعریف کرده است.

بداهه‌پردازی – بدون آمادگی قبلی صحبت کردن – محدودیت‌هایی دارد.

این محدودیت‌ها به ویژه برای رئیس‌جمهوری ۸۰ ساله که اکنون در دوازدهمین سال تحمیل اراده خود به حزبش است، مرتبط به نظر می‌رسند. او در ماه ۶۶ از ۹۶ ماه ریاست جمهوری خود (در صورت دو دوره) قرار دارد. اما اگر جمهوری‌خواهان یک یا هر دو کرسی کنگره را از دست بدهند (ممکن است) و با توجه به اینکه توجه طبقه سیاسی (اجتناب‌ناپذیر) به مسئله جانشین ترامپ و انتخابات ۲۰۲۸ معطوف شود، حوزه نفوذ او ممکن است تنها سه ماه دیگر به طور قابل توجهی محدود شود.

اجراهای ریاست جمهوری در رویدادهای اجتماعی واشنگتن – مانند شام WHCA و چند مناسبت مشابه – می‌توانند، در صورت هوشمندانه بودن، روایت‌ها را تغییر داده و رؤسای جمهور را در نوری جذاب‌تر قرار دهند.

اما این اجراها معمولاً از یک فرم خاص پیروی می‌کنند. این فرم به خودانتقادی، شوخی‌های بازیگوشانه با داستان‌های رایج و توانایی نمایش، حتی برای یک شب، یک حساسیت طنزآمیز پاداش می‌دهد. یک مثال کلاسیک، جان اف. کندی بود که در سال ۱۹۵۸، زمانی که هنوز سناتور بود، با طنز (و در نتیجه کم‌اهمیت جلوه دادن) شهرت خود به عنوان فرزند ثروتمند را مورد تمسخر قرار داد. او وانمود کرد که تلگرامی از پدر ثروتمندش می‌خواند: «جک عزیز: حتی یک رأی بیشتر از حد لازم نخر – لعنت بر من اگر بخواهم برای یک پیروزی قاطع پول بدهم.»

ترامپ خودش هم در دوره اول ریاست جمهوری‌اش در سال ۲۰۱۸ در مراسم گریدآیرون (Gridiron) یک جمله خوب از این دست داشت و درباره تمایلش به برگزاری اجلاس با کیم جونگ ایل، دیکتاتور کره شمالی، صحبت کرد: «در مورد خطر معامله با یک دیوانه، این مشکل اوست، نه من.»

در شام جمعه شب، چند جمله وجود داشت که از این پویایی کلاسیکِ مقدمه‌چینی جدی و شوخی داخلی پیروی می‌کرد. «در دولت من، یک رژیم قدرتمند و ترسناک که بی‌وقفه به آمریکا حمله می‌کرد، سرانجام سرنگون شد. رهبران سابق آنها برکنار شده‌اند و اکنون توسط یک دیکتاتور همجنس‌گرا با اختلافات داخلی اداره می‌شوند. اما من، به نوبه خود، بهترین‌ها را برای باری وایس در سی‌بی‌اس نیوز آرزو می‌کنم.»

اما در بیشتر موارد، ترامپ هر چیزی را که نیاز به ساختار رسمی یک شوخی داشت – و بنابراین پایبندی به اجرایی که به آهنگ و زمان‌بندی پاداش می‌دهد – کنار گذاشت و به جای آن به توهین‌های آزادانه روی آورد. جوک‌های چاقی برای سیاستمداران دموکرات مانند جری نادلر، نماینده بازنشسته، و جی.بی. پریتزکر، فرماندار ایلینوی، وجود داشت. سناتور آدام شیف «کله هندوانه‌ای» با «گردن مدادی» نامیده شد. و همین‌طور ادامه یافت، در حالی که رژه طولانی از افرادی که او از آنها متنفر است، زشت، احمق، غیروطن‌پرست و غیره نامیده می‌شدند.

به نوعی، این اجرا و واکنش سرد در میان روزنامه‌نگاران و شخصیت‌های واشنگتن ممکن است نشان دهد که ترامپ و ترامپیسم در حال ورود به ساعات پایانی خود هستند. زمانی، این سخنرانی ممکن بود باعث نفس‌نفس زدن و ناله شود، اما هیچ یک از اینها وجود نداشت. زمانی، ماهیت پراکنده متن او – که بدون هیچ گونه انتقال یا منطق خطی بین موضوعات می‌پرید – می‌توانست تکان‌دهنده باشد. اما این نیز مانند دارویی است که با گذشت زمان اثر خود را از دست می‌دهد.

همانطور که اتفاق افتاد، ترامپ تنها عاملی نبود که ذهن را به پایان یک دوران سوق داد. سخنرانی‌های روزنامه‌نگاران در مجموع به اندازه سخنرانی ترامپ طولانی و تقریباً به همان اندازه خودارجاعی بودند. ارجاعات زیادی به این موضوع شد که چگونه شام پس از آنکه تاریخ اصلی آوریل به دلیل تلاش یک فرد مسلح برای ورود به سالن رقص قطع و سپس لغو شد، به تعویق افتاد. ویجیا یانگ از سی‌بی‌اس نیوز، رئیس سابق WHCA، به دلیل حضور باوقار خود در آن شب و تصمیم به تعویق انداختن شام مورد ستایش قرار گرفت. اما بسیاری از سخنرانان شجاعت ادعایی انجمن خبرنگاران را ستودند، گویی آنها معادل سربازان اتحادیه بودند که در نبرد گتیسبرگ در برابر حمله پیکت مقاومت کردند. ادای احترام‌های ویدیویی توسط غول‌های هنوز زنده دوران اولیه روزنامه‌نگاری تلویزیونی – از جمله دن راتر، سم دونالدسون و آن کمپتون – ناخواسته نکته ناخوشایندی را مطرح کرد: هیچ یک از خبرنگاران کاخ سفید و مجریان شبکه‌های امروزی به اندازه آن افراد به مخاطبان دسترسی ندارند.

ترامپ گفت که او با روحیه «نمایش باید ادامه یابد» به شام به تعویق افتاده آمد. این شبی بود که ادامه یافت و ادامه یافت – چهار ساعت کامل – و همچنین نشان داد که زمان تغییر این نمایش فرا رسیده است.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: politico.com