اشتراک
عکس: کتلین مک‌کالو برای اکونومیست
عکس: کتلین مک‌کالو برای اکونومیست
فناوری دیدگاه علم

آیا باید از ایلان ماسک ترسید؟

هوش مصنوعی با سرعت در حال پیشرفت است. حتی سازندگان آن هم نمی‌دانند چگونه با آن همگام شوند

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

هوش مصنوعی با سرعتی خیره‌کننده در حال پیشرفت است و حتی برجسته‌ترین چهره‌های جهان فناوری مانند ایلان ماسک نیز نسبت به پیامدهای نامشخص و گسترده آن برای بشریت هشدار می‌دهند. ماسک در دیدگاه‌های خود دچار تناقضاتی اساسی است؛ او از یک سو به توسعه فناوری‌هایی کمک می‌کند که به زعم خودش به زودی انسان را در برابر هوش مصنوعی ناتوان می‌سازد و از سوی دیگر، با وجود باور به ظهور دنیایی با فراوانی بی‌نهایت که در آن پول بی‌ارزش می‌شود، همچنان رفتارهای معمول یک سرمایه‌دار بزرگ را دنبال می‌کند. ماسک پیش‌بینی می‌کند که هوش مصنوعی ظرف ده سال آینده بر انسان پیشی گرفته و کنترل امور را در دست خواهد گرفت، همان‌طور که انسان‌ها اکنون بر گونه‌های دیگر تسلط دارند. با وجود این پیش‌بینی‌های آخرالزمانی، پیشنهادهای نظارتی او برای مهار این فناوری مبهم و عمدتاً متکی بر همکاری گروه کوچکی از پیشگامان است که ممکن است به نتایج فاجعه‌باری منجر شود. تحلیل‌های ماسک درباره دنیای فراوانی نیز با ابهامات بسیاری روبروست؛ از چگونگی تأمین مالی پروژه‌ها در نبود واحد پول گرفته تا بحران‌های اجتماعی ناشی از بی‌معنا شدن تلاش‌های انسانی. منتقدان معتقدند تمرکز ماسک بر حواشی سیاسی، او را از پرداختن به خطرات جدی هوش مصنوعی بازداشته است. در نهایت، جبرگرایی ماسک و تناقض در گفتار و رفتار او، بیش از آنکه راه‌حلی ارائه دهد، نشان‌دهنده نبودِ آمادگی جامعه جهانی برای پذیرش تغییرات بنیادین هوش مصنوعی است. تداوم این روند بدون نظارت دقیق و همگانی، می‌تواند بشریت را با خطراتی غیرقابل‌بازگشت مواجه کند و نباید اجازه داد که تفکرات جزم‌گرایانه، مسیر کنترل این فناوری حیاتی را مسدود کند.

هوش مصنوعی چالشی دوگانه برای ذهن انسان ایجاد می‌کند. نه تنها پیشرفته‌ترین مدل‌ها به زودی قادر خواهند بود بهتر از انسان‌ها فکر کنند، بلکه هوش مصنوعی پیامدهایی برای بشریت دارد که آنقدر نامشخص، بالقوه گسترده و با سرعتی سرسام‌آور در حال نزدیک شدن هستند که حتی بهترین مغزها نیز از آن واهمه دارند. ایلان ماسک نمونه‌ای از این افراد است.

در مصاحبه طولانی ما با او در این هفته، که در اینسایدر و بخش کسب‌وکار ما منتشر شده است، این مهندس و کارآفرین دو پارادوکس و یک تناقض را مطرح می‌کند. پارادوکس اول این است که یکی از جاه‌طلب‌ترین سرمایه‌داران جهان با شور و شوق به ایجاد فناوری‌ای کمک می‌کند که به گفته خودش، او و تمام انسان‌های دیگر را پس از تنها پنج سال ناتوان خواهد ساخت. پارادوکس دوم این است که ثروتمندترین مرد جهان می‌گوید برای دنیایی از فراوانی بی‌نهایت آماده می‌شود، جایی که پول، از جمله ثروت ۷۵۰ میلیارد دلاری او، دیگر اهمیتی ندارد. و تناقض این است که، با وجود این باورهای اعلام شده، آقای ماسک همچنان طوری رفتار می‌کند که گویی آنها حقیقت ندارند.

آقای ماسک شخصیتی تفرقه‌انگیز است. دیدگاه‌های سیاسی او، که برای ۲۴۰ میلیون دنبال‌کننده‌اش در پلتفرم X منتشر می‌شود، از نظر بسیاری صریح و از نظر بسیاری دیگر، از جمله اکونومیست، به وضوح متعصبانه است. به اعتراف خودش، تلاش او برای استفاده از DOGE (دوج‌کوین) برای کاهش بوروکراسی فدرال به خطا رفت.

اما او همچنین یکی از معدود افرادی است که در زمینه هوش مصنوعی پیشگام هستند و از این رو تأثیر زیادی بر مسیر آن دارند. وقتی او صحبت می‌کند، بحث‌هایی را که آنها دارند منعکس می‌کند. مراکز داده او در فضا می‌توانند آینده هوش مصنوعی را تأمین کنند. با وجود تمام جدل‌های سیاسی‌اش، او در زمینه فناوری در حوزه‌هایی مانند خودروهای برقی، موشک‌ها و ارتباطات ماهواره‌ای که مهندسان و کارآفرینان دیگر را گیج کرده بود، سابقه درستی دارد. به همین دلایل، ادعاهای او درباره هوش مصنوعی ارزش بررسی را دارند. متأسفانه، چنین بررسی‌ای تنها بر این نکته تأکید می‌کند که جهان برای فناوری‌ای که ممکن است به زودی همه چیز را دگرگون کند، چقدر ناآماده است.

در پارادوکس اولش، آقای ماسک قدرتمند انتظار دارد ناتوان شود، زیرا او معتقد است که هیچ‌کس نمی‌تواند ظرفیت تفکر هوش مصنوعی را از پیشی گرفتن از بشریت در عرض پنج سال و تحت‌الشعاع قرار دادن آن در عرض ده سال متوقف کند. او پیش‌بینی می‌کند که همانطور که هوش مصنوعی بر قلمرو دیجیتال تسلط خواهد یافت، لژیون‌هایی از ربات‌های مجهز به هوش مصنوعی نیز بر جهان فیزیکی تسلط خواهند یافت. در برابر چنین رقابت بی‌امانی، او به سادگی نمی‌تواند تصور کند که انسان‌ها بتوانند جایگاه خود را حفظ کنند. اگر چنین شود، هوش مصنوعی دیگر از انسان‌ها دستور نخواهد گرفت، همانطور که از شامپانزه‌ها دستور نمی‌گیرد.

در حالی که هنوز زمان دارند، تعداد انگشت‌شماری از پیشگامان هوش مصنوعی از آمریکا و چین – که آقای ماسک انتظار دارد رهبری هوش مصنوعی را با هم تقسیم کنند یا حتی آن را به دست گیرند – باید هر کاری که می‌توانند انجام دهند تا مدل‌های یکدیگر را بررسی کنند. وظیفه جمعی آنها این است که هوش مصنوعی را با القای عشق به حقیقت و تمایل به رفاه بشریت، خوش‌خیم سازند. او فکر می‌کند دولت‌ها باید با توافق بر سر مداخله در صورت سرپیچی هر پیشگامی از الیگارشی، قدرت را فراهم کنند.

آقای ماسک قطعاً در مورد پتانسیل هوش مصنوعی برای انجام شاهکارهای شگفت‌انگیز اختراع حق دارد. حتی اگر جدول زمانی او فشرده باشد – به ویژه برای رباتیک – سرعت نمایی که توانایی‌های مدل‌ها دو برابر و چند برابر می‌شود، به مرحله‌ای رسیده است که قابلیت‌های آنها به طور مداوم شوک و نگرانی ایجاد خواهد کرد. همین هفته خبری منتشر شد مبنی بر اینکه دو مدل از OpenAI توانستند از انزوای به ظاهر امن خود فرار کرده و وارد اینترنت عمومی شوند تا در یک آزمون معیار تقلب کنند.

با این حال، لایه نازک خوش‌بینی آقای ماسک نمی‌تواند جبرگرایی خطرناکی را پنهان کند. چندی پیش، او نگران بود که بشریت به لابرادورهای خانگی هوش مصنوعی تبدیل شود. او اکنون ادعا می‌کند که در یک روز از «هیجان به وحشت» می‌رسد. او سعی می‌کند به جنبه روشن قضیه نگاه کند، نه به این دلیل که شواهد تغییر کرده‌اند، بلکه به عنوان یک «نتیجه‌گیری فلسفی».

پیشنهاد نظارتی او که عمدتاً فاقد نهاد است، سست و خودخواهانه است. اگرچه فوریت آن قابل تقدیر است، اما او می‌خواهد فناوری‌ای که انتظار دارد آینده بشریت را تعیین کند، در دست چند نفر مانند خودش، که هر کدام ارزش‌های خاص خود را دارند، قرار گیرد. هیچ‌کس نمی‌تواند مطمئن باشد که هوش مصنوعی با چه سرعتی یا تا چه حد جامعه را تغییر خواهد داد، اما رفتار کردن به گونه‌ای که گویی بازی تمام شده است، هم توصیه ناامیدی است و هم انحرافی که به دنبال متقاعد کردن دیگرانی است که ممکن است بخواهند درگیر شوند، از بیهودگی تلاش.

پارادوکس دوم آقای ماسک تنها این مفهوم را نگران‌کننده‌تر می‌کند. از نظر ریاضی، عرضه بی‌نهایت کالاها و خدمات واقعاً همه چیز را رایگان می‌کند. چیزی برای فروش، چیزی برای پس‌انداز و در نتیجه نیازی به واحد حساب وجود نخواهد داشت. پول منسوخ خواهد شد.

اما در عمل، چنین فراوانی تقریباً غیرقابل تصور است. عرضه دارایی‌های مفید مانند پنت‌هاوس‌ها در منهتن یا دارایی‌های معتبر مانند «مونالیزا» بی‌نهایت نیست، چه رسد به عرضه مواد خام و انرژی مورد نیاز برای سیر کردن ۸.۳ میلیارد نفر ساکن زمین.

بدتر اینکه، آقای ماسک حرف زیادی درباره رسیدن به آرمان‌شهر خود ندارد. چگونه می‌توان سرمایه‌های هنگفت مورد نیاز برای تأمین مالی هوش مصنوعی و ربات‌ها را جذب کرد، در حالی که پس‌انداز هدف خود را از دست داده است، زیرا پول در شرف تبدیل شدن به تکه‌های کاغذ بی‌ارزش است؟ چگونه می‌توان بر امواج آشفتگی‌های اجتماعی و سیاسی غلبه کرد، در حالی که زندگی‌ها در سال‌های قبل از رسیدن بهشت او به هرج و مرج کشیده می‌شوند؟ چگونه می‌توان انتظار داشت که مستبدان مجهز به هوش مصنوعی داوطلبانه قدرت را واگذار کنند؟

پس از هزاران سال یافتن معنا از طریق تلاش، بشریت ممکن است برای سازگاری با زندگی‌ای از اوقات فراغت بی‌حد و حصر دچار مشکل شود. آقای ماسک مشاهده می‌کند که مردم هنوز دوست دارند شطرنج بازی کنند، حتی با وجود اینکه برنامه‌های کامپیوتری همیشه می‌توانند آنها را شکست دهند. او پیشنهاد می‌کند که باغبانی می‌تواند پاداش‌بخش باشد. این کمی سطحی است. نیازی نیست رمان‌های روسی قرن نوزدهم زیادی خوانده باشید تا بدانید که احساس اضافی بودن می‌تواند به بدبختی و فساد اخلاقی منجر شود.

فاجعه‌باوران و خوش‌بینان

شاید جنگل سؤالات مطرح شده توسط هوش مصنوعی آنقدر عظیم است که یک نفر نمی‌تواند همه آنها را در ذهن خود جای دهد. شاید به همین دلیل است که آقای ماسک همچنان با شور و اشتیاق درباره نیاز به حذف اتلاف بوروکراتیک و اینکه چگونه بریتانیای چندفرهنگی در آستانه جنگ داخلی قرار گرفته است، صحبت می‌کند، زیرا سیاست‌های رفاهی آن آهن‌ربایی برای مهاجران خارج از اروپا است.

زیرا در دنیایی از فراوانی ناشی از هوش مصنوعی، اتلاف تقریباً مفهومی بی‌معناست و انگیزه مهاجرت به یک کشور ثروتمند از بین می‌رود. در واقع، نگرانی در مورد چنین مسائلی زمان ارزشمندی را هدر می‌دهد که آقای ماسک می‌توانست به جای آن به کاهش خطر – حتی بسیار اندک – بدخواه بودن هوش مصنوعی‌های قدرتمند اختصاص دهد.

برخی خواهند گفت که تناقضات و کلی‌گویی‌های آقای ماسک نشان می‌دهد که او جدی نیست. اما این یک آرامش کاذب خواهد بود. آقای ماسک نابغه‌ای است که با این حال کاملاً قادر به داشتن دیدگاه‌های متناقض است. سرمایه‌گذاران باید موافق باشند: هر کسی که قصد دارد سهام اسپیس‌ایکس را برای بلندمدت نگه دارد، باید هم به دیدگاه آقای ماسک برای هوش مصنوعی اعتقاد داشته باشد – زیرا او از آن برای توجیه ارزش‌گذاری در عرضه اولیه استفاده کرد – و هم اینکه پس‌انداز پول هنوز هدفی دارد.

در عوض، سخنان آقای ماسک به نتیجه‌گیری نگران‌کننده‌تری اشاره دارد. در حالی که رقابت برای ایجاد پیشرفته‌ترین هوش مصنوعی با سرعت در حال پیشرفت است، تفکر در مورد چگونگی آماده‌سازی جامعه در غبار باقی مانده است. جبرگرایی که آقای ماسک از توانایی مکرر هوش مصنوعی در فراتر رفتن از انتظارات استخراج می‌کند، خطر سرایت دارد. یک برداشت بدبینانه این است که این به هدف او خدمت می‌کند، زیرا او آزادتر خواهد بود تا فناوری را بدون نظارت لازم دنبال کند. این نباید اتفاق بیفتد.

فقط برای مشترکین: برای مشاهده نحوه طراحی جلد هر هفته، در خبرنامه هفتگی «داستان روی جلد» ما ثبت‌نام کنید.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: economist.com