آراتی کریشنان، مدیرعامل شرکت مشاوره ریسک تخصصی و اطلاعات پیشبینیکننده «راکشا اینتلیجنس فیوچرز» (RAKSHA Intelligence Futures)، روز چهارشنبه به جروزالم پست گفت که حوثیها قادر به بستن کامل تنگه بابالمندب نخواهند بود، اما همچنان میتوانند «اختلالات معنادار و اساسی» ایجاد کنند که به کارزار فشار جمهوری اسلامی کمک خواهد کرد.
کریشنان با اشاره به اینکه سه کشتی روز سهشنبه برای جلوگیری از تنگه بابالمندب از جنوب دریای سرخ تغییر مسیر دادند، تاکید کرد که کشتیهای کمتری مایل به ریسک آسیب دیدن با عبور از این آبها خواهند بود.
این افزایش ریسک همچنین منجر به افزایش «تصاعدی» حق بیمه خواهد شد، مسئلهای که به افزایش قیمت کالاها در سراسر جهان منجر میشود.
او با اشاره به اینکه نفت خام برنت اکنون با بالاترین قیمت خود در نزدیک به شش هفته گذشته معامله میشود، توضیح داد: «وقتی به این شکل فشار کافی بر نقاط گلوگاهی وارد میکنید، حتی نیازی به بستن فیزیکی آنها نیست. تهدید آن باعث میشود که بخواهید تغییر مسیر دهید، یا حق بیمهها آنقدر گزاف شود که از آنجا عبور نکنید. و این همان چیزی است که در حال حاضر اتفاق میافتد.»
نفت برنت اکنون با قیمت ۹۴.۳۴ دلار در هر بشکه معامله میشود که ۳.۶۶ درصد افزایش یافته است، که نشان میدهد اختلالات عرضه همچنان یک نگرانی قابل توجه است، به ویژه با تغییر مسیر چهار نفتکش دیگر در دریای سرخ در روز چهارشنبه.
کریشنان اذعان داشت که حوثیها طی چند سال گذشته به طور قابل توجهی تضعیف شدهاند، اما تاکید کرد که آنها به آرامی ظرفیتهای خود را بازسازی کردهاند که عمدتاً با کمک ایران بوده است.
او گفت با توجه به اختلالات در تنگه هرمز، این ریسک برای حوثیها ارزش دارد، زیرا آنها اکنون به لطف تشدید درگیری بین واشنگتن و تهران، نفوذ بیشتری دارند.
او استدلال کرد: «ایران به حمایت از آنها ادامه خواهد داد و احتمالاً حمایت مالی نیز ارائه خواهد کرد، زیرا این امر به ایران اجازه میدهد تا حوثیها را تحت فشار قرار دهد. بنابراین، این اتحاد و شراکت، سطح خاصی از حمایت را برای حوثیها فراهم میکند.»
او خاطرنشان کرد که در حالی که حوثیها ممکن است از سطح خاصی از حمایت برخوردار باشند، ایران با تشدید حملات خود در منطقه، متحدان بیشتری را از دست میدهد و این از دست دادن متحدان مستقیماً به افزایش ریسک برای حوثیها منجر میشود.
در پاسخ به این سوال که چرا حوثیها اکنون، و نه در زمان آغاز جنگ در فوریه، تنگه و حریم هوایی عربستان سعودی را تهدید کردهاند، کریشنان به سادگی پاسخ داد که آنها منتظر بودند تا ببینند آیا این درگیری به سرعت فروکش میکند، مانند جنگ ۱۲ روزه در ژوئن، یا اینکه از نوع تشدید تنش منطقهای است که آنها منتظرش بودند.
او گفت: «اعلام ایران در اوایل این هفته مبنی بر اینکه این درگیری را یک جنگ تمامعیار با آمریکا تلقی میکند، به گمانم به حوثیها فرصت میدهد تا کارهایی را که همیشه میخواستند انجام دهند. در حالی که قبلاً احتمالاً به تنهایی عمل میکردند، اکنون با این ایده که احتمالاً حزبالله نیز وارد عمل شود، ایران در تمام سطوح در حال تشدید تنش است.»
«این نوع درگیری است که آنها مدتهاست به دنبال آن بودهاند.»
او ادامه داد که نگرانکنندهتر این است که روابط در منطقه و بازارها تا حدی آسیب دیدهاند که اثرات هرگونه آتشبس احتمالی ممکن است تا شش ماه طول بکشد تا در سطح جهانی احساس شود.
او اظهار داشت: «فرض کنید آتشبسی اعلام و رعایت شود - هر چیز کوچکی میتواند باعث فروپاشی آن آتشبس شود، همانطور که در چند هفته گذشته اتفاق افتاده است، و من احساس میکنم که این اتفاق خواهد افتاد. حتی اگر به طرز شگفتانگیزی آتشبسی برقرار شود و پایدار بماند، همه چیز بلافاصله به حالت عادی بازنمیگردد.»
«حتی اگر تنگه هرمز بازگشایی شود، کشتیها به طور خودکار ظرف ۳۰ روز از تنگه عبور نخواهند کرد. این از نظر فیزیکی به دلایل متعددی غیرممکن است. پاکسازی مینها زمان زیادی میبرد.»
«پس از عراق، تقریباً دو سال طول کشید تا تنگهها از مین پاکسازی شوند، بنابراین این اتفاق در ۳۰ روز رخ نخواهد داد. و مدت زمانی که طول میکشد تا حق بیمههای زمان جنگ کاهش یابد - شرکتهای بیمه به طور خودکار آنها را بر اساس توافق آتشبس کاهش نخواهند داد. آنها در طول یک دوره زمانی نظارت میکنند.»
پویاییها در منطقه نیز تغییر کرده است. او گفت آنچه قبل از ۷ اکتبر سناریویی به طور فزاینده محتمل به نظر میرسید، یعنی عادیسازی روابط عربستان و اسرائیل، «بسیار رادیواکتیو» شده است و ادعا کرد که حوثیها از آن به عنوان دلیلی برای تشدید بیشتر استفاده خواهند کرد.
کریشنان تاکید کرد که کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز اکنون در موقعیتی قرار گرفتهاند که باید پاسخ دهند، با وجود ماهها اظهار تمایل به پایان جنگ، زیرا ایران شروع به هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی کرده است.
همه اینها بر روابط با ایالات متحده تأثیر خواهد گذاشت.
«هزینه جهانی تمام این تعطیلیها تقریباً به هر کشوری ضربه میزند و فشار بر دولت آمریکا در داخل را افزایش میدهد.»
او توضیح داد: «این واقعیت که در نتیجه افزایش حملات ایالات متحده، ایران اکنون حملات خود را به پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای دیگر افزایش میدهد و بنابراین، چه عمدی و چه غیرعمدی، زیرساختهای غیرنظامی را هدف قرار میدهد، به نظر من واقعاً یک گسل را بین روابط در منطقه و فشارهای بین عربستان [سعودی]، عمان و آمریکا ایجاد میکند.»
«این واقعاً از طریق تشدید تنش توسط دولت آمریکا است که این وضعیت همچنان گسترش یافته و اکنون همه درگیر آن شدهاند. بنابراین، برداشت من این است که فشار زیادی بر آمریکا برای کاهش تنش وارد خواهد شد، زیرا تأثیر آن بر اقتصاد جهانی از هماکنون احساس میشود و به تورم اکثر کشورها، حتی در اینجا در آمریکا، ضربه میزند. تحلیلگران اقتصادی پیشبینی میکنند که این امر تأثیر عظیمی بر تولید ناخالص داخلی جهانی در سال آینده خواهد داشت.»
کریشنان که آشکارا از حامیان جنگ نبود، آن را «جنگ غرورها» توصیف کرد و اذعان داشت که راهی برای کاهش تنش بدون واگذاری کنترل تنگه هرمز به ایران نمیبیند، چیزی که نه کشورهای حاشیه خلیج فارس و نه آمریکا نمیتوانند آن را بپذیرند.
او پیشبینی کرد که جنگ ادامه خواهد یافت و باعث تورم بیشتر برای اقتصاد جهانی و بیثباتی بلندمدت در منطقه خواهد شد.