اشتراک
فناوری کسب‌وکار انرژی

مهم‌ترین ورودی‌های رونق هوش مصنوعی، بیت‌ها نیستند، بلکه اتم‌ها هستند

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

رونق هوش مصنوعی برخلاف تصور رایج، بیش از هر چیز به «اتم‌ها، الکترون‌ها و زیرساخت‌های فیزیکی» وابسته است تا بیت‌های نرم‌افزاری. امروزه شرکت‌هایی همچون کاترپیلار که تأمین‌کننده موتورهای غول‌پیکر و تجهیزات صنعتی هستند، به دلیل نیاز روزافزون مراکز داده به انرژی و زیرساخت، به برنده‌های اصلی این صنعت تبدیل شده‌اند. غول‌های فناوری اکنون بخش عمده‌ای از درآمد و حتی وام‌های خود را صرف ساخت‌وسازهای سنگین، نیروگاه‌ها و تأسیسات خنک‌کننده می‌کنند، به‌طوری‌که هزینه‌های سرمایه‌ای این بخش به تریلیون‌ها دلار رسیده است. اداره مراکز داده هوش مصنوعی، که با مدل‌های پیشرفته‌تر به مصرف برق در حد چندین شهر بزرگ نیاز دارند، شباهت بیشتری به مدیریت کارخانه‌های فولاد پیدا کرده است تا توسعه نرم‌افزار. در این میان، کمبود برق، نبود نیروی کار ماهر مانند برق‌کاران و لوله‌کش‌ها، و نیاز به مواد معدنی کمیاب، به چالش‌های اصلی این صنعت تبدیل شده‌اند. سم آلتمن، ایلان ماسک و دیگر رهبران فناوری اعتراف کرده‌اند که محدودیت واقعی هوش مصنوعی نه در کدنویسی، بلکه در تأمین انرژی و توان فیزیکی است. در واقع، هوش مصنوعی در حال گذار از یک مدل سبک دیجیتال به یک صنعت سنگین و «استخراج‌محور» است؛ جایی که توکن‌ها به‌مثابه کالاهای اساسی و ورودی‌های حیاتی تمدن مدرن، مشابه نفت و فولاد در بازارهای مالی معامله می‌شوند. این تغییر ماهیت، سیلیکون‌ولی را با واقعیت‌های ملموس فیزیکی مواجه کرده و ساخت‌وساز مراکز داده را به نماد اصلی اقتصاد قرن بیست‌ و یکم بدل ساخته است.

رونق هوش مصنوعی برخی از برجسته‌ترین شرکت‌های کشور را با ارزش بازار بالا مواجه کرده است. اوپن‌ای‌آی (OpenAI) و آنتروپیک (Anthropic) اکنون دو شرکت خصوصی باارزش در جهان هستند. گوگل، مایکروسافت و انویدیا بزرگ‌تر از همیشه شده‌اند. اما در میان بزرگ‌ترین برندگان، کاترپیلار (Caterpillar)، عرضه‌کننده کامیون‌ها و جرثقیل‌های زرد، قرار دارد. ارزش سهام کاترپیلار در سال گذشته بیش از دو برابر شده و ارزش این شرکت شش برابر نایکی شده است. صعود آن ارتباط چندانی با وسایل نقلیه ساختمانی (چه واقعی و چه اسباب‌بازی) که به آن معروف است، ندارد. در عوض، موفقیت کاترپیلار از موتورهای غول‌پیکر گازسوز آن ناشی می‌شود که به تامین برق مراکز داده در حال ساخت کشور کمک می‌کنند.

با وجود تمام توجهی که به بهبود قابلیت‌های مدل‌ها می‌شود، مهم‌ترین ورودی‌های هوش مصنوعی، بیت‌ها نیستند، بلکه اتم‌ها و الکترون‌ها هستند. برای آموزش و اجرای مدل‌های خود، صنعت هوش مصنوعی نیاز به ساخت و ساز دارد. مراکز داده به طور فزاینده‌ای عملیات‌های فناورانه و صنعتی پیچیده‌ای هستند – آنها از شرکت‌های فناوری می‌خواهند که نیروگاه بسازند، تأسیسات تصفیه فاضلاب ایجاد کنند و انواع تجهیزات الکتریکی، خطوط برق و تجهیزات خنک‌کننده پیشرفته را راه‌اندازی کنند. این امر مستلزم بتن، فولاد، سیلیکون، شیشه، مس و گاز طبیعی مایع است.

این ساخت و ساز مراکز داده مدت‌هاست که با سرعت زیادی انجام می‌شود، اما اکنون به سرعت به نقطه عطفی نزدیک می‌شود که هم شگفت‌انگیز و هم نگران‌کننده است. بازیگران اصلی – آمازون، گوگل، مایکروسافت، متا و اوراکل – در مسیر خود قرار دارند که تا پایان سال بیشتر از درآمد عملیاتی خود، برای مراکز داده هزینه کنند. این بدان معناست که غول‌های فناوری که کسب‌وکارهای غیرچت‌بات آنها سالانه ده‌ها میلیارد دلار درآمد دارند، احتمالاً برای ادامه تامین مالی جاه‌طلبی‌های هوش مصنوعی خود، نیاز به دریافت وام خواهند داشت. از زمان راه‌اندازی چت‌جی‌پی‌تی (ChatGPT) در اواخر سال ۲۰۲۲ تا پایان سال گذشته، هزینه‌های سرمایه‌ای این شرکت‌ها – که بیشتر آن به مراکز داده اختصاص می‌یابد – به خوبی از نیم تریلیون دلار فراتر رفت. این شرکت‌ها قصد دارند تنها در سال ۲۰۲۶ نیز مبلغ مشابهی را هزینه کنند. و بر اساس گزارش اخیر جی.پی. مورگان (J.P. Morgan)، سال آینده، سرمایه‌گذاری‌های آنها در هوش مصنوعی احتمالاً از ۱.۱ تریلیون دلار فراتر خواهد رفت.

سیلیکون ولی مدت‌هاست از یک مزیت ساده برخوردار بوده است: محصولات و خدمات آن هزینه تولید نسبتاً کمی دارند اما درآمدهای فوق‌العاده‌ای ایجاد می‌کنند. اما اداره یک مرکز داده از بسیاری جهات بیشتر شبیه اداره یک کارخانه فولاد است تا یک برنامه گوشی هوشمند. به ویژه، مراکز داده به مقادیر خیره‌کننده‌ای برق نیاز دارند، به خصوص با قدرتمندتر شدن مدل‌های هوش مصنوعی. پنج سال پیش، یک مرکز داده استاندارد ممکن بود به ۱۰ یا ۵۰ مگاوات برق نیاز داشته باشد که برای ده‌ها هزار خانه کافی است. یک سال پیش، مراکز داده‌ای که به یک یا دو گیگاوات برق نیاز داشتند، غول‌پیکر تلقی می‌شدند. این هفته، متا (Meta) اعلام کرد که اندازه مرکز داده اصلی هوش مصنوعی خود را بیش از دو برابر می‌کند که نیازهای اوج برق آن را به پنج گیگاوات افزایش خواهد داد. یک مرکز داده پیشنهادی در یوتا، در صورت تکمیل، به نه گیگاوات برق نیاز خواهد داشت. این میزان انرژی چندین شهر بزرگ است که از طریق چند انبار بزرگ، همگی به ربات‌ها اختصاص داده شده‌اند، پمپاژ می‌شود.

شبکه‌های برق معمولاً انرژی کافی برای تامین این مگاپروژه‌ها را ندارند، بنابراین سریع‌ترین راه برای راه‌اندازی یک مرکز داده، ساخت نیروگاه خودتان است. اینجاست که کاترپیلار وارد می‌شود: این شرکت تعداد عظیمی از سفارشات معوق برای تجهیزات برق خود دارد، همانطور که هر تولیدکننده بزرگ توربین گاز طبیعی در جهان نیز دارد. در ماه مه، ایلان ماسک (Elon Musk) طبق گزارش‌ها حداقل ۱ میلیارد دلار برای خرید یک شرکت انرژی با ناوگانی از توربین‌های احتراقی هزینه کرد که احتمالاً برای تامین برق مدل هوش مصنوعی خود، گروک (Grok)، است.

برق تنها بخشی از چالش است. یک مرکز داده نیاز به سیم‌کشی ده‌ها تراشه پیشرفته هوش مصنوعی در یک قفسه به اندازه یخچال و سپس اتصال هزاران قفسه از این قفسه‌ها در یک ساختمان دارد. این تراشه‌ها داغ می‌شوند، تا ۲۰۰ درجه فارنهایت، و معمولاً با ترکیبی از آب و فن‌های صنعتی خنک می‌شوند؛ اگر بیش از حد به یکی از قفسه‌ها نزدیک شوید، ممکن است عرق کنید.

هدف خودخوانده اوپن‌ای‌آی برای ارزان‌تر، بهتر و فراوان‌تر کردن هوش مصنوعی در طول زمان، در واقع به معنای تامین برق و خنک‌سازی مراکز داده با حداکثر کارایی ممکن است – به عبارت دیگر، بسیار خوب شدن در تهویه مطبوع (HVAC). و سپس زنجیره تامین جهانی پیچیده‌ای از آینه‌ها و لیزرها و مواد معدنی کمیاب وجود دارد که در تراشه‌های مورد استفاده برای آموزش و اجرای مدل‌های هوش مصنوعی به کار می‌روند.

همانطور که صنعت هوش مصنوعی بیش از هر زمان دیگری پول به مراکز داده سرازیر می‌کند، مدیران اجرایی شروع به صحبت کردن کرده‌اند که گویی در کسب‌وکار ساخت و ساز هستند. سم آلتمن (Sam Altman)، مدیرعامل اوپن‌ای‌آی، گفته است که بزرگترین محدودیت شرکت او الکترون‌ها – یعنی برق – است. ماسک، ساتیا نادلا (Satya Nadella)، مدیرعامل مایکروسافت، اریک اشمیت (Eric Schmidt)، مدیرعامل سابق گوگل، و دیگران نیز همین را گفته‌اند. در همین حال، جنسن هوانگ (Jensen Huang)، مدیرعامل انویدیا، اخیراً گفته است که کمبود لوله‌کش‌ها و برق‌کاران ماهر، سخت‌ترین تنگنای رونق هوش مصنوعی برای غلبه بر آن خواهد بود.

با این حال، به نظر می‌رسد سیلیکون ولی تازه شروع به درک این موضوع کرده است که معنای اصلی عملیات تجاری آن در حوزه مادی چیست. شما نمی‌توانید یک مرکز داده را با «وایب کد» (vibe-code) بسازید. شاید واضح‌ترین نشانه از ناامیدی صنعت هوش مصنوعی برای ادامه ساخت و ساز، این باشد که آنتروپیک، محتاط‌ترین شرکت در زمینه ایمنی، ماهانه ۱ میلیارد دلار برای اجاره یک مرکز داده از ماسک هزینه می‌کند، کسی که تنها چند ماه پیش آنتروپیک را شرور می‌دانست. داریو آمودی (Dario Amodei)، مدیرعامل آنتروپیک، نیز به نوبه خود ماسک را به بی‌توجهی نگران‌کننده متهم کرده است. در همین حال، صنعت فناوری در تلاش است تا با واکنش‌های فزاینده علیه هوش مصنوعی مقابله کند، که عمدتاً به شکل مخالفت با مراکز داده بوده است. چند روز پیش، نیویورک اولین ایالتی شد که ممنوعیت ساخت مراکز داده ابرمقیاس (hyperscale) جدید را وضع کرد.

اگر چیزی باشد، هوش مصنوعی در آستانه تبدیل شدن به چیزی شبیه به حفاری چاه نفت است. تمام مس، سیلیکون، برق و نیروی کاری که برای ساخت و راه‌اندازی یک مرکز داده به کار می‌رود، برای پردازش و تولید توکن‌ها – در اصل، کلمات – که واحد اصلی هوش مصنوعی هستند، بسیج می‌شوند. وزارت امور خارجه اخیراً یک پیمان بین‌المللی برای تقویت زنجیره تامین هوش مصنوعی به نام «پکس سیلیکا» (Pax Silica) را اعلام کرد. جیکوب هلبرگ (Jacob Helberg)، معاون وزیر امور اقتصادی، در این اعلامیه گفت: «اگر قرن بیستم با نفت و فولاد اداره می‌شد، قرن بیست و یکم با محاسبات و مواد معدنی که آن را تغذیه می‌کنند، اداره می‌شود.» بازارهای مالی و سرمایه‌گذاران از هم‌اکنون شروع به در نظر گرفتن توکن‌ها به عنوان ورودی‌های خام تمدن مدرن کرده‌اند: شرکت‌های مختلفی در حال راه‌اندازی چنین بازارهایی برای محاسبات هستند، شبیه به نحوه معامله نفت، فولاد و ذرت در بورس.

سیلیکون ولی با تسلط بر دنیای دیجیتال، قبلاً کنترل غیرمستقیمی بر دنیای فیزیکی اعمال کرده است. ساخت و ساز مراکز داده امروزی یک پدیده کاملاً جدید است. از ملموس‌ترین جنبه‌ها – خنک‌سازی، برق، زمین – تا انتزاعی‌ترین ابزارهای مالی، هوش مصنوعی به یک صنعت سنگین تبدیل شده است.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: theatlantic.com