اشتراک
دفاع فناوری ژئوپلیتیک

چرا ارتش آمریکا همچنان به تانک‌ها، جت‌ها و کشتی‌های قدیمی چسبیده است؟

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

ارتش‌های بزرگ جهان، به‌ویژه ایالات متحده، در وضعیتی مشابه با دوران گذار از سواره‌نظام به خودروهای زرهی قرار دارند، اما همچنان با مقاومت در برابر تغییر، هزینه‌های هنگفتی را صرف تجهیزات نظامی سنتی و گران‌قیمت مانند تانک‌ها، جنگنده‌های سرنشین‌دار و ناوهای هواپیمابر می‌کنند. در حالی که تجربیات جنگ‌های اخیر در اوکراین و خاورمیانه نشان داده است که پهپادها، سامانه‌های بدون سرنشین و سلاح‌های هوشمند به دلیل هزینه کمتر و اثربخشی بالاتر، موازنه قدرت در میدان نبرد را تغییر داده‌اند، سازمان‌های نظامی همچنان بر ساختارها و تجهیزات پیچیده و آسیب‌پذیر گذشته پافشاری می‌کنند. این رویکرد که ریشه در بوروکراسی، منافع پیمانکاران دفاعی و مقاومت در برابر نوآوری دارد، باعث شده ارتش‌ها از واقعیت تغییر ماهیت جنگ غافل بمانند. حضور انسان در کابین خلبان یا تانک‌ها، علاوه بر افزایش چشمگیر هزینه‌ها و پیچیدگی‌ها، این ابزارها را بزرگ‌تر و در دسترس‌تر برای ردیابی و انهدام کرده است. گذار به سمت سامانه‌های خودکار و بدون سرنشین نه به معنای حذف نقش انسان، بلکه به معنای انتقال او به موقعیت‌های امن‌تر و مدیریت کارآمدتر میدان نبرد است. امروزه هوش مصنوعی و رباتیک با توانایی پردازش سریع داده‌ها، مفاهیم سنتی قدرت نظامی را به چالش کشیده‌اند. بنابراین، ادامه سرمایه‌گذاری بر تجهیزات کلاسیک در دنیایی که به سمت سلاح‌های ارزان و خودکار پیش می‌رود، می‌تواند ارتش‌های قدرتمند را به عقب‌ماندگانِ استراتژیک تبدیل کند. ضرورت امروز، درک این تغییر پارادایم و بازنگری در نحوه بهره‌گیری از هوش مصنوعی و سامانه‌های کنترل از راه دور برای بقا در نبردهای آینده است.

در دوره بین دو جنگ جهانی، برخی از افسران نظامی بر این باور نبودند که وسایل نقلیه با موتور احتراق داخلی جایگزین اسب در عملیات رزمی شوند. افسران سواره‌نظام از سراسر جهان، از جمله ایالات متحده و بریتانیا، به شدت علیه جایگزینی اسب‌های محبوب خود با تانک‌های جدید استدلال می‌کردند. بسیاری اصرار داشتند که وسایل نقلیه زرهی سنگین هرگز نمی‌توانند بر زمین‌های تپه‌ای که اسب‌ها در آن موفق بودند، غلبه کنند.

در سال ۱۹۲۵، فیلد مارشال سر داگلاس هیگ، فرمانده کل نیروهای اعزامی بریتانیا در جبهه غربی در جنگ جهانی اول، هواپیماها و تانک‌های جدید را «فقط لوازم جانبی» جنگ توصیف کرد که همچنان توسط «انسان و اسب» تعیین می‌شد. در سال ۱۹۳۸، سرتیپ همیلتون اس. هاوکینز، یکی از حامیان برجسته آمریکایی استفاده از اسب در نبرد، از «هجوم گوسفندوار به سمت مکانیزاسیون» ابراز تأسف کرد.

این استدلال‌ها تضمین کرد که ارتش‌های ایالات متحده و بریتانیا تا زمان شروع جنگ جهانی دوم، واحدهای سواره‌نظام را حفظ کنند. اما زمانی که اسب در برابر تانک قرار گرفت، حتی سرسخت‌ترین دفاعیات از ارتش مبتنی بر اسب به یک پاورقی شرم‌آور در تاریخ نظامی تبدیل شد.

بزرگترین ارتش‌های جهان، به ویژه ارتش ایالات متحده، اکنون در نقطه عطفی مشابه قرار دارند. استقرار گسترده وسایل نقلیه بدون سرنشین ارزان‌قیمت، در جنگ بین روسیه و اوکراین و اخیراً در جنگ ایالات متحده با ایران، آسیب‌پذیری تانک‌ها، هواپیماها و کشتی‌های بسیار گران‌قیمت و تقریباً غیرممکن بودن پیشرفت‌های عمده توسط پیاده‌نظام در میدان را آشکار کرده است. با این حال، ارتش‌های غربی نتوانسته‌اند با این نوآوری‌ها در جنگ کنار بیایند و برنامه‌ریزی و هزینه‌کرد خود را طوری انجام می‌دهند که گویی هیچ چیز جدیدی در جریان نیست.

در سال ۲۰۲۴، سرتیپ داگلاس ویکرت، مقام نیروی هوایی ایالات متحده مسئول فناوری خلبانی هوش مصنوعی، اصرار داشت که جنگ رباتیک هنوز «قرن‌ها» فاصله دارد. چند هفته پیش، وزارت دفاع بیش از ۵ میلیارد دلار برای پوشش هزینه‌های سال مالی ۲۰۲۷ نسل بعدی هواپیماهای جنگی سرنشین‌دار خود، یعنی بوئینگ اف-۴۷، درخواست کرد. با قیمت حدود ۳۰۰ میلیون دلار برای هر جت، اف-۴۷ گران‌ترین جنگنده در جهان است. انتظار نمی‌رود آزمایش‌های پرواز تا پس از سال ۲۰۳۱ آغاز شود.

ایالات متحده تنها ارتش بزرگی نیست که مبالغ هنگفتی را صرف سامانه‌های قدیمی می‌کند. فرانسوی‌ها و آلمانی‌ها در حال طراحی یک تانک جدید هستند که قرار نیست تا سال ۲۰۴۰ آماده شود. چینی‌ها نیز به همین ترتیب به تقویت ناوهای هواپیمابر عظیم و پرسنل خود ادامه می‌دهند و به زودی کار بر روی بزرگترین ناو هواپیمابر هسته‌ای جهان را آغاز خواهند کرد.

با این حال، درس‌های جنگ‌های پیش رو این است که سامانه‌های ارزان‌تر و بدون سرنشین در حال تغییر تعادل نبرد هستند. آینده تحت سلطه سلاح‌هایی خواهد بود که انسان در آنها حضور ندارد. اینها شامل موشک‌های کروز و بالستیک می‌شوند، دسته‌ای از سلاح‌ها که مدت‌هاست شناخته شده‌اند و می‌توانند به طور مؤثر به اهداف در هر نقطه از هوا، خشکی یا آب حمله کنند. جنگ بیشتر و بیشتر شامل وسایل نقلیه زمینی بدون سرنشین نیز خواهد شد که می‌توانند بجنگند، کالا تحویل دهند و مجروحان را تخلیه کنند؛ پهپادهای دریایی که کشتی‌ها و کانتینرها را در سراسر جهان تهدید می‌کنند؛ و وسایل نقلیه هوایی بدون سرنشین یا پهپادها که اوکراین، روسیه، چین، اسرائیل و ایالات متحده میلیون‌ها عدد از آنها را تولید می‌کنند.

با صرف این همه هزینه برای تجهیزات سرنشین‌دار متعارف، ایالات متحده و بسیاری از کشورهای دیگر در حال منحرف کردن بودجه از سامانه‌های کارآمدتر هستند. قرار دادن یک انسان در تانک یا هواپیما، این وسایل نقلیه را بزرگتر، راحت‌تر قابل ردیابی و پیچیده‌تر برای استقرار نسبت به همتایان بدون سرنشین آنها می‌کند. اضافه کردن یک انسان به کابین خلبان میلیون‌ها دلار هزینه اضافی دارد، از جمله اقلام کوچکی مانند پیچ‌های انفجاری مورد نیاز برای پرتاب صندلی‌های پرتابی و کلاه ایمنی تخصصی. به عنوان مثال، کلاه ایمنی خلبانان اف-۳۵ آنقدر گران‌قیمت بود که تخمین زده می‌شود هر کدام تا ۷۰۰ هزار دلار هزینه داشته باشند.

مانند اکثر بوروکراسی‌ها، ارتش‌ها می‌توانند در برابر تغییر مقاومت کنند. افسران تدارکات ترجیح می‌دهند به ایده‌ها و اقدامات آشنا پایبند باشند. پیمانکاران دفاعی ترجیح می‌دهند به ساخت آنچه می‌دانند ادامه دهند و قانونگذاران می‌خواهند مشاغل را در حوزه‌های انتخابیه خود حفظ کنند. رهبران صنعت دفاعی به سرعت حرکت کرده‌اند تا روش‌هایی را که فناوری پهپاد میدان نبرد در اوکراین را تغییر می‌دهد، رد کنند.

خارج کردن انسان از کابین خلبان به معنای خارج کردن انسان از نبرد نیست؛ بلکه فقط آنها را در مکانی امن‌تر قرار می‌دهد. به عنوان مثال، اوکراینی‌ها در جنگ خود علیه روسیه زمانی پیشرفت کردند که تعداد سربازان انسانی در خط مقدم را کاهش دادند و بخش عمده‌ای از نبرد را به سامانه‌های کنترل از راه دور واگذار کردند. بر اساس برخی گزارش‌ها، پهپادها مسئول بیش از ۹۰ درصد تلفات روسیه هستند.

پرسش‌ها در مورد اینکه آیا وسایل نقلیه و سلاح‌های خودکار ابزارهای مکمل مفید هستند یا نوآوری‌های مخرب، با بحث طولانی‌مدت در مورد آنچه یک انقلاب در امور نظامی را تشکیل می‌دهد، همخوانی دارد. این ایده که فناوری مدرن به طور رادیکالی میدان نبرد را تغییر می‌دهد، از برنامه‌ریزان نظامی شوروی نشأت گرفت – که در دهه ۱۹۷۰ متوجه شدند تجهیزات غربی پیشرفت‌های الکترونیکی بیشتری نسبت به خودشان دارند – اما پس از نتایج نامتوازن جنگ اول خلیج فارس در سال ۱۹۹۱، که در آن ایالات متحده از تسلیحات با هدایت دقیق برای شکست سریع نیروهای بزرگ و به ظاهر مجهز عراق صدام حسین استفاده کرد، نیروی خاصی پیدا کرد.

اعتقاد فزاینده به کشندگی متمرکز و هدفمند یک میدان نبرد دیجیتالی، ایالات متحده را متقاعد کرد که می‌تواند به طور نامحدود به برتری فنی خود برای پیروزی در نبردهای آینده تکیه کند – علیرغم شواهد خلاف آن در عراق و افغانستان. در طول بیشتر جنگ‌های پس از ۱۱ سپتامبر، ارتش ایالات متحده بر جنگ ضد شورش تمرکز کرد – شکلی از نبرد با شدت کمتر نسبت به جنگ اول خلیج فارس یا حمله سال ۲۰۰۳ به عراق – و پهپادهای خود را مستقر کرد. اما اعتماد پنتاگون به گران‌ترین و پیچیده‌ترین سامانه‌های تسلیحاتی خود بدون وقفه ادامه یافت.

متأسفانه، تجربیات بعدی تأثیر کمی در مهار خودبینی ارتش ایالات متحده داشته است. حتی در حالی که پهپادهای ارزان‌تر سال‌هاست که در اوکراین و روسیه ویرانی به بار می‌آورند، به نظر می‌رسد ایالات متحده فکر می‌کند که ارتشش بسیار قوی و از نظر فناوری پیشرفته است که نیازی به یادگیری قوانین جدید جنگ از اوکراینی‌ها ندارد. این تفکر کورکورانه در مورد برتری ارتش آمریکا همچنین چیزی است که پرزیدنت ترامپ را در جنگ خود علیه ایران به اندازه کافی آماده نکرد.

نقش فزاینده ماشین‌هایی که توسط انسان از راه دور اداره می‌شوند – یا برای عملکرد خودکار برنامه‌ریزی شده‌اند – نشان‌دهنده یک «غیرانسانی‌سازی» اساسی جنگ است. این امر پیامدهای عظیمی برای چگونگی شروع، پایان و انجام جنگ‌ها دارد. به جای اتلاف وقت و منابع برای بحث در مورد اینکه آیا سامانه‌های نظامی آینده باید سرنشین‌دار باشند یا خیر، ارتش ایالات متحده و دیگران باید با این موضوع دست و پنجه نرم کنند که سامانه‌های بدون سرنشین تا چه حد باید تحت کنترل مستقیم انسان باقی بمانند یا توسط هوش مصنوعی هدایت شوند.

سلاح‌های خودکار کنترل‌شده با هوش مصنوعی نیز به سرعت در حال توسعه هستند. هوش مصنوعی با پردازش حجم عظیمی از داده‌ها در مدت زمان کوتاه، می‌تواند به شناسایی و حمله به اهداف دشمن کمک کند. ایالات متحده ادعا کرده است که از چنین سلاح‌هایی در بمباران ایران استفاده کرده است. اوکراینی‌ها یک سامانه دفاع هوایی جدید را اعلام کرده‌اند که می‌تواند به طور کامل خودکار از زمان پرتاب عمل کند و می‌تواند «تصمیمات» خود را در مورد بهترین روش حمله به یک هدف روسی اتخاذ کند.

چنین نوآوری‌هایی فرضیات متعارف در مورد برتری هوایی را به چالش می‌کشند. پهپادهای ارزان‌قیمت ایرانی به طور مؤثر پایگاه‌های آمریکایی در خلیج فارس را هدف قرار داده‌اند، صرف نظر از گشت‌زنی جت‌های فانتزی اف-۳۵. پیشرفت‌های دیجیتالی همچنین سوالات مهمی را در مورد اخلاق برون‌سپاری تصمیمات مرگ و زندگی به ماشین‌ها مطرح می‌کنند. اینها بحث‌هایی است که باید داشته باشیم. ماهیت جنگ تغییر کرده است و کشورهایی که نتوانند آن را بپذیرند، در معرض خطر شبیه شدن به مدافعان نوستالژیک سواره‌نظام – و عقب ماندن – هستند.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: foreignpolicy.com