تصویری از بیماران تراجنسیتی

درد مزمن می‌تواند افراد از همه گروه‌های جمعیتی را تحت تأثیر قرار دهد و باعث ناتوانی، کاهش کیفیت زندگی و مشکلات اقتصادی شود. زنان، افراد بالای ۶۵ سال و افرادی که سابقه تروما دارند به‌طور خاص آسیب‌پذیر هستند، اما تحقیقات جدید نشان می‌دهد که گروه دیگری نیز در دسته پرخطر قرار دارد: افراد تراجنسیتی.

بزرگترین مطالعه‌ای که تاکنون به تحلیل درد مزمن از سوابق پزشکی بیماران تراجنسیتی و جنسیتی متنوع پرداخته است، نشان می‌دهد که نرخ این وضعیت - که به‌عنوان دردی که بیش از ۳ ماه طول می‌کشد تعریف می‌شود - در این گروه ۱.۵ تا دو برابر بیشتر از افراد سیسجنسیتی است. نویسندگان این مطالعه که در سپتامبر در مجله اروپایی درد منتشر شده است، معتقدند که این تفاوت می‌تواند ناشی از نرخ بالاتر اضطراب یا افسردگی در این گروه باشد و درمان هورمونی تأیید جنسیت ممکن است بر درک درد تأثیر بگذارد و خطر را بیشتر کند.

«من بسیار خوشحالم که این تحقیق در حال انجام است»، می‌گوید کیمبرلی ورد شاشوا، درمانگری که در سلامت روان تراجنسیتی تخصص دارد و در این کار دخیل نبوده است. با توجه به اینکه بیشتر تحقیقات درد مزمن بر اساس افراد سیسجنسیتی است، «مطالعاتی مانند این گامی بزرگ به سوی ایجاد برابری هستند»، شاشوا می‌گوید.

ایده این مطالعه زمانی به وجود آمد که دانشجوی پزشکی توماش تابرنکی در دانشکده پزشکی دانشگاه کیس وسترن رزرو با تعداد زیادی از بیماران تراجنسیتی با درد مزمن در یک کلینیک LGBTQ مواجه شد. همکاران در جاهای دیگر نیز مشاهدات مشابهی گزارش کردند. اما وقتی تابرنکی سعی کرد بفهمد چرا، از کمبود تحقیقات در این زمینه شگفت‌زده شد.

او و همکارانش به پایگاه داده تحقیقاتی TriNetX مراجعه کردند که داده‌های بالینی طولی و ناشناس از بیمارستان‌ها، مراقبت‌های اولیه و ارائه‌دهندگان درمان تخصصی در سراسر ایالات متحده جمع‌آوری می‌کند. این پایگاه اطلاعاتی شامل اطلاعاتی درباره جمعیت‌شناسی بیماران، تشخیص‌ها، روش‌ها، داروها و نتایج آزمایش‌ها است. تیم از کدهای تشخیصی که نشان‌دهنده ناراحتی جنسیتی هستند برای شناسایی ۵۶۴۷۰ مرد تراجنسیتی و ۴۱۸۸۲ زن تراجنسیتی در سوابق از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۳ استفاده کرد. (TriNetX هویت جنسیتی خودگزارش‌شده را ثبت نمی‌کند، بنابراین آن‌ها قادر به شناسایی افراد غیر باینری نبودند.)

آن‌ها دریافتند که بیماران تراجنسیتی در دوره زمانی مذکور ۱.۵ تا دو برابر بیشتر از همتایان سیسجنسیتی خود تشخیص‌های جدید درد مزمن داشتند. در یک سال معین، تقریباً ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ نفر از هر ۱۰۰۰۰۰ نفر تراجنسیتی ممکن است با درد مزمن تشخیص داده شوند، در مقایسه با تقریباً ۱۸۰۰ نفر از هر ۱۰۰۰۰۰ نفر سیسجنسیتی.

تحقیقات قبلی نشان داده است که دو شکل اصلی درمان هورمونی، درمان با تستوسترون و استروژن، می‌توانند بر درک درد تأثیر بگذارند، اگرچه مکانیسم‌های پشت این تغییرات به خوبی درک نشده‌اند. مطالعه جدید این پیوند را تأیید می‌کند: بیماران تراجنسیتی که تحت درمان هورمونی بودند، ۲۰٪ بیشتر از کسانی که تحت این درمان نبودند، تشخیص‌های جدید درد مزمن دریافت کردند، پس از اینکه تیم تحلیل خود را برای عوامل خطر مانند سن، نژاد و شرایط بهداشتی موجود تنظیم کرد. (این مطالعه بررسی نکرد که آیا نرخ بالاتر خشونت فیزیکی یا آسیب که افراد تراجنسیتی تجربه می‌کنند، نقشی در این گزارش‌های درد دارد یا خیر.)

محققان همچنین به افرادی که تشخیص‌های اضطراب و افسردگی داشتند - شرایطی که به‌طور نامتناسبی بر افراد تراجنسیتی تأثیر می‌گذارد و شناخته شده است که خطر درد مزمن را افزایش می‌دهد - نگاه کردند. آن‌ها دریافتند که احتمال تشخیص درد مزمن در افراد با این اختلالات ۱.۲ تا دو برابر بیشتر از کسانی است که این اختلالات را ندارند. نتایج، تابرنکی می‌گوید، «چشم‌اندازی واقعی است که ما باید بیشتر برای رفع این نیازها در جامعه تلاش کنیم.»

از آنجا که مطالعه تیم او بر اساس داده‌های مشاهده‌ای است، تابرنکی هشدار می‌دهد که یافته‌ها همبستگی‌ها هستند. به عنوان مثال، در مورد درمان هورمونی، «ممکن است به سادگی این باشد که افرادی که تحت [آن] هستند بیشتر به پزشک مراجعه می‌کنند و بنابراین بیشتر احتمال دارد که تشخیص داده شوند»، او می‌گوید. «نتیجه‌گیری این مقاله به هیچ وجه این نیست که [درمان هورمونی تأیید جنسیت] باعث درد مزمن می‌شود.» بلکه او اشاره می‌کند که تبعیضی که افراد تراجنسیتی تجربه می‌کنند و کمبود حمایت اجتماعی می‌تواند به مسائل سلامت روانی منجر شود که درد مزمن را تشدید می‌کند و درمان هورمونی ممکن است به آن خطر اضافه کند.

کال ادمیستون، عصب‌شناس در دانشکده پزشکی چان دانشگاه ماساچوست، موافق است و می‌گوید که این مطالعه «گامی خوب در جهت درست است.» ادمیستون، که در این تحقیق دخیل نبوده است، اشاره می‌کند که استرس مزمن می‌تواند باعث التهاب شود که می‌تواند به درد مزمن منجر شود و می‌گوید که مطالعات بیشتری باید به بررسی اثربخشی مداخلات مختلف برای بهبود سلامت روان در افراد تراجنسیتی بپردازند.

تابرنکی امیدوار است که مطالعه تیم او آگاهی درباره درد مزمن در میان افراد تراجنسیتی و ارائه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی آن‌ها را افزایش دهد و تحقیقات بیشتری درباره شیوع و علل آن را تحریک کند. «ما نمی‌توانیم استراتژی‌هایی برای کمک به بهبود مراقبت‌های بهداشتی برای جامعه پیدا کنیم اگر ندانیم نیازهای جامعه چیست»، او می‌گوید. «ما باید بسیار بیشتر برای پیشگیری و درمان درد مزمن برای این بیماران انجام دهیم.»