سازندهٔ پادشاه
نوشتهٔ سایمون شوستر
یک لحظه صبر کنید. چه کسی را انتخاب کردیم؟ در بلیط جمهوریخواه دو نام در صدر بود: دونالد ترامپ و جی. دی. ونس. اما بخشهایی از این نوامبر دیوانهوار این تصور را ایجاد کرد که شخص دیگری سرنوشت جمعی ما را به دست گرفته است.
ما او را در نقشهای مختلفی میشناختیم - مردی که توییتر را خرید و بیش از نیمی از کارکنانش را اخراج کرد، مخترعی که برنامه فضایی را دوباره زنده کرد، خودروسازی که کامیونهای جدیدش باعث میشود کودکان در پیادهرو متوقف شوند و به آنها نگاه کنند. ناگهان، ایلان ماسک وارد عرصه سیاست شد، در تجمعات سخنرانی کرد، انتصابات دولتی را هدایت کرد و دستور کار رئیسجمهور بعدی ایالات متحده را شکل داد.
بیش از سه سال است که او یکی از ثروتمندترین و قدرتمندترین مردان جهان است. بازارها بر اساس توییتهای او صعود و سقوط میکنند. فضانوردان در سفینههای او پرواز میکنند. ارتشها با سیگنالهای ماهوارههای او پیشروی میکنند. نظریههای توطئه از طریق پذیرش او به جریان اصلی میرسند. اما تنها در نورافکن این انتخابات بود که دامنه کامل نفوذ او آشکار شد.
از زمان ویلیام راندولف هرست، غول روزنامهای که تقریباً یک قرن پیش صعود فرانکلین دی. روزولت را تسهیل کرد، هیچ شهروند خصوصی به این اندازه بر جنبههای مختلف زندگی آمریکایی تأثیر نگذاشته است، فرهنگ، رسانه، اقتصاد و اکنون سیاست کشور را به میدان نیروی اراده خود کشانده است. حتی ترامپ در کنار او تقریباً به نظر میرسد که در حیرت است، کمتر یک رئیس و بیشتر یک همراه برای مردی که این سیاره و چالشهای آن برای او کافی نیستند.
فعلاً آنها مانند شرکا عمل میکنند، از طریق لطفهایی که مبادله میکنند و تمایل مشترکشان برای مختل کردن نهادهای دولتی به هم پیوستهاند. ممکن است برای مدتی با یک صدا فرمان دهند. اما برنامههای آنها در همه چیز همسو نیست. هر دو ارادهمند، بیپروا و عادت کردهاند که در رأس باشند. اگر شروع به درگیری کنند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
در چنین مبارزهای، ممکن است ماسک دست بالا را نداشته باشد. تاریخ پر از ویرانههای سازندگان پادشاه است که علیه رهبرانی که نصب کردهاند، جنگیدند. مهم نیست چقدر ثروت یا نفوذ ماسک جمعآوری کند، ابزارهای قدرت دولتی با رئیسجمهور باقی خواهند ماند و اگر او تصمیم بگیرد از آنها علیه میلیاردر استفاده کند، اوضاع پیچیده خواهد شد.
در نهایت، دوام شراکت آنها ممکن است به انگیزههای ماسک بستگی داشته باشد: چه چیزی او را به یک پیامبر MAGA تبدیل کرد؟ اگر پول میخواست، پس مأموریت انجام شده است. ارزش ثروت او بیش از ۵۰ میلیارد دلار در هفته پس از انتخابات افزایش یافت و به بیش از ۳۲۰ میلیارد دلار رسید، زیرا سرمایهگذاران برای خرید سهام تسلا دیوانه شدند. اما ثروت هرگز وسواس ماسک نبوده است. راهی که او ثروتش را روی پروژههای پرشور و خیالی، مانند قرار دادن یک گلخانه در مریخ، شرطبندی کرده است، باید به اندازه کافی اثبات کند که او متفاوت از یک کلینگون معمولی در استارشیپ ترامپ رویا میبیند.
افراد نزدیک به ماسک میگویند هدف نهایی او از زمان راهاندازی SpaceX، شرکت موشکیاش، در سال ۲۰۰۲ تغییر نکرده است. (از جمله سرمایهگذاران آن مارک و لین بنیوف، صاحبان TIME هستند.) برای بیش از دو دهه، نهنگ سفید ماسک سیاره سرخ بوده است. این درست روی تیشرت مورد علاقهاش نوشته شده است: OCCUPY MARS. «همه چیز به آن مأموریت میرود»، میگوید یکی از اعضای حلقه اجتماعی ماسک که اخیراً با او درباره برنامههایش صحبت کرده است. «او فقط دارد متوجه میشود که کنترل مستقیم یا غیرمستقیم بودجههای دولت ایالات متحده، ما را در طول عمر او به مریخ خواهد برد. انجام آن به صورت خصوصی کندتر خواهد بود.»
این به این معنا نیست که مالیاتدهندگان آمریکایی هزینه رویای سفر بین سیارهای ماسک را پرداخت خواهند کرد. اما وقتی که بینشهای عجیب و غریب کنترل دولت را به دست میگیرند، مردم معمولاً هزینهای میپردازند. میلیونها آمریکایی، از کارگران بازنشسته کارخانهها گرفته تا فارغالتحصیلان بدهکار و کودکان تازه متولد شده، از برنامههای اجتماعی که ماسک وعده داده است کاهش دهد، بهرهمند میشوند. اگرچه او روزانه چندین توییت به ۲۰۵ میلیون دنبالکنندهاش ارسال میکند، ماسک از پاسخ به سوالات خبرنگاران، از جمله این یکی، از زمانی که مشاور رئیسجمهور منتخب شد، خودداری کرده است. او تماسهای گزارش شدهاش با دشمنان آمریکا، از چین و روسیه تا ایران را توضیح نداده است. و همچنین به تضاد منافع ناشی از ایفای نقش کلیدی در دولتی که ناظران آن کسبوکارهای او را بررسی میکنند، نپرداخته است.
تا کنون، ترامپ به نظر میرسد خوشحال است که بازی کند. در وسط سخنرانی پیروزیاش در ۶ نوامبر، او چهار دقیقه به تمجید از ماسک، «ابر نابغه» که به او در اجرای بازی زمینیاش در پنسیلوانیا کمک کرد، پرداخت و گزارش شده است که به کارگران پرداخت کرد تا به ۱۱ میلیون درب بزنند و ونهایی را استخدام کرد تا مردم آمیش را به پای صندوقهای رأی بیاورد. «ما یک ستاره جدید داریم»، ترامپ از صحنه در فلوریدا فریاد زد. «یک ستاره متولد شده است - ایلان!» تنها بعداً، تقریباً ۱۹ دقیقه به سخنرانیاش، رئیسجمهور منتخب به تلویزیون خود بازگشت و به یاد آورد که از رأیدهندگانش تشکر کند.
آنچه ماسک برای کمپین ترامپ به ارمغان آورد، فراتر از ۱۲۰ میلیون دلاری بود که او تزریق کرد، برنامه میدانی که او تأسیس کرد یا تقویت رسانههای اجتماعی که او ارائه داد. برای بسیاری از جوانانی که به تعداد رکوردی به ترامپ پیوستند، ماسک یک آواتار ایدهآل بود. او حس نوآوری و امکان را به یک عمل نوستالژی آشنا تزریق کرد. اگر ترامپ با تعهد به نابودی نهادهای فاسد هواداران را هیجانزده میکند، ماسک نمایانگر وعده ساختن چیزهای جدید و حل مشکلات سخت است. ترامپ در تجمعاتش با این لبهدار بازیکننده دیابلو که در کنار او میچرخید، خیلی پیر به نظر نمیرسید. و برای مخالفان ترامپ سختتر شد که تیم او را به عنوان یک دسته از نیمهعقلها نقاشی کنند وقتی که بزرگترین نوآور زمان ما، با سابقهای از تحقق برنامههای عجیب و غریب، وعده کاهش هزینهها به میزان ۲ تریلیون دلار را میداد.
مهم نیست چقدر دموکراتها به ما یادآوری کردند که ثروت ترامپ از ثروت به ارث رسیده، ورشکستگیهای متعدد و دههها شنیعکاریهای شرکتی رشد کرده است، آنها نمیتوانستند دستاوردهای ماسک به عنوان یک تاجر را انکار کنند. حتی سناتور برنی سندرز، بلای طبقه میلیاردر، در یک پادکست اخیر انتقاد خود را محدود کرد: «ایلان ماسک یک تاجر بسیار، بسیار تهاجمی و توانمند است، بسیار چشمگیر با آنچه که او به دست آورده است. او میگوید، من میتوانم در یک هفته بیشتر از آنچه که دولت میتواند در، میدانید، پنج سال انجام دهد، و در برخی جهات او درست میگوید.»
در زمانی که اعتماد به دولت به شدت کاهش یافته است، این تمام چیزی است که بسیاری از رأیدهندگان میخواهند ببینند - یک خارجی توانمند، بیرحم و مستقل، که میداند چگونه یک ماشین عظیم را بگیرد و آن را لاغرتر، سریعتر و بهرهورتر کند. وعده ماسک برای انجام این کار با بوروکراسی آمریکایی قبلاً ایجاد حرکت و پوشش برای کاهش هزینهها در مقیاسی که واشنگتن در بسیاری از سالها ندیده است، کرده است. آن دستور کار در طول دوره اول ریاست جمهوری ترامپ به دور نرسید. میلیونها نفر به مشاغل دولتی وابسته هستند و به حمایتهایی که ناظران از کسبوکارهای درندهخو، مانند آنهایی که به ما سوءاستفاده از مواد مخدر و سیگار به عنوان درمانی برای آسم دادند، ارائه میدهند، وابسته هستند. اما جمهوریخواهان کوچک دولت مشتاق خواهند بود که ماسک را به نبردهای بودجه زشت بر سر هدررفت فدرال و مستمریهای بیش از حد دنبال کنند. بسیاری از آمریکاییها برای آنها تشویق خواهند کرد.
در مسیر کمپین، قانعکنندهترین استدلالی که ماسک ارائه داد نه در نمایش جو روگان بود و نه بر روی صحنه در تجمعات ترامپ. این در سکوی پرتاب در بوکا چیکا، تگزاس بود، جایی که شرکت هوافضای ماسک جهان را با گرفتن یک موشک بازگشتی با یک جفت بازوی روباتیک شگفتزده کرد. اگر مردی که این کار را انجام داد با چنین حرارتی از ترامپ حمایت میکند، آیا ترامپ نمیتواند حتی بخشی از آنچه که وعده داده است را انجام دهد؟
به نظر میرسد بسیاری از رأیدهندگان چنین فکر میکنند، به ویژه جوانانی که ماسک با شجاعتش برای ترامپ هدف قرار داد. «بزرگترین عامل اینجا این است که مردان باید رأی دهند»، ماسک به روگان در شب انتخابات گفت. روز بعد، وقتی ۶۰٪ از مردان سفیدپوست برای ترامپ حضور یافتند، ماسک توییت کرد: «سوارهنظام رسیده است.» اما جذابیت او فراتر از دنیای مردانه رفت. همچنین بخشی از رأیدهندگانی را که از شخصیت ترامپ ناراحت بودند اما از سیاستهای او هیجانزده بودند، حرکت داد. مفسران تلویزیونی گفتند که این افراد به یک «ساختار اجازه» نیاز داشتند؛ ماسک دقیقاً همین را به زنان حومهای مانند بتسی استچ ارائه داد. وقتی او در صف تجمع اکتبر او در لنکستر، پنسیلوانیا ایستاده بود، استچ احساس آرامش را توصیف کرد: «شما افرادی دارید که بالاخره احساس میکنند، خوب، میتوانم سرم را بالا بگیرم و بگویم: من از رأی دادن به دونالد ترامپ شرمنده نیستم.» دلیلش، به نظر او، ماسک بود.
با توجه به نقشش در پیروزی، ماسک ممکن است انتظار داشته باشد که پاداشی دریافت کند. اما جایگاه او در انتقال ترامپ به گزارشها برخی از اعضای همراهی آنها را نگران کرده است. برای بخش زیادی از نوامبر، ماسک در مار-آ-لاگو اردو زد، در انتخابهای کابینه نظر داد و به ترامپ در اولویتهای سیاستی مشاوره داد. او با رئیسجمهور منتخب گلف بازی کرد، در یک رویداد قهرمانی مبارزه نهایی در کنار او نشست و با خانواده ترامپ عکس گرفت؛ یکی از نوهها در شبکههای اجتماعی گفت که ماسک به «وضعیت عمو» رسیده است. ماسک اصطلاح دیگری برای موقعیت خود ابداع کرد: «اولین دوست.»
حتی این هم کمارزش بود. رهبران ترکیه و اوکراین ماسک را در تماسهایشان با ترامپ گوش میدادند. یک فرستاده از ایران، که متهم به تلاش برای ترور ترامپ است، گزارش شده است که با ماسک دیدار کرده است تا درباره کاهش تنشها صحبت کند. (وزارت امور خارجه ایران این دیدار را تکذیب کرده است.) وقتی جمهوریخواهان مجلس ترامپ را به یک جلسه دربسته در کاپیتول هیل دعوت کردند، ماسک همراهی کرد، پنجره ماشینش در کاروان ترامپ با برچسب GUEST 1.
تا آن زمان، ترامپ او را به رهبری یک نهاد جدید به نام وزارت کارایی دولت منصوب کرده بود. مخفف آن، DOGE، اشارهای به ارز دیجیتال با تم سگ بود که ماسک به عنوان یک نوع شوخی تبلیغ کرده است. اما مأموریت آن جدی بود. ترامپ ادعا کرد که این نهاد بوروکراسی فدرال را «از هم خواهد پاشید» و آژانسهای آن را «بازسازی» خواهد کرد. «این شوکهایی به سیستم خواهد فرستاد»، ماسک گفت.
این همچنین میتواند به ماسک نفوذی بر بسیاری از آژانسهایی که کار او را تنظیم میکنند، بدهد. چند هفته قبل از روز انتخابات، اداره ملی ایمنی ترافیک بزرگراهها اعلام کرد که در حال بررسی خودروهای خودران تسلا پس از گزارش تصادفات است. در ژوئن، ناظران در کالیفرنیا به تسلا دستور دادند تا «نقضهای مداوم کیفیت هوا» را که در کارخانه فریمونت آن ادعا شده است، اصلاح کند. تسلا گفته است که خودروهایش ایمن هستند و تأسیسات آن با استانداردهای زیستمحیطی مطابقت دارند. SpaceX نیز با اداره هوانوردی فدرال درگیر شده است، که ماسک تهدید به شکایت از آن برای تجاوز در سپتامبر کرد. بررسی توسط نیویورک تایمز نشان داد که شرکتهای او با حداقل ۲۰ نبرد و تحقیقات نظارتی از «همه گوشههای دولت» مواجه هستند. ماسک و چندین نماینده از اظهار نظر یا پاسخ به سوالات TIME برای این مقاله، از جمله درباره تضادهای احتمالی منافع، خودداری کردند.
او هنوز توضیح نداده است که چه اصولی راهنمای پاکسازی بوروکراسی او خواهد بود. همکار مدیر DOGE، ویوک راماسوامی، در آخرین انتخابات مقدماتی جمهوریخواهان بر روی یک پلتفرم طرفدار کسبوکار و لیبرترین دوید. سیاستهای ماسک، در مقایسه، سختتر به دست میآید. این تابستان او خود را به عنوان «تاریخی، یک دموکرات معتدل» معرفی کرد. او تغییرات اقلیمی را چالش تعیینکننده عصر ما نامیده است. وقتی باراک اوباما در سال ۲۰۰۸ برای ریاست جمهوری دوید، ماسک شش ساعت در صف ایستاد تا دست او را بفشارد.
رابطه او با ترامپ اغلب پرتنش بوده است. دیدگاههای آنها درباره تعرفهها بسیار متفاوت است و ماسک کمتر از شش ماه به عنوان مشاور کاخ سفید در سال ۲۰۱۷ دوام آورد قبل از اینکه در اعتراض به سیاستهای اقلیمی ترامپ استعفا دهد. پنج سال بعد، ماسک گفت که وقت آن است که ترامپ «به غروب برود»، که پاسخی خشمگینانه به دنبال داشت. «ایلان باید بر روی بیرون آمدن از آشفتگی توییتر تمرکز کند»، ترامپ گفت، «زیرا او ممکن است ۴۴ میلیارد دلار برای چیزی که شاید بیارزش است، بدهکار باشد.»
ترامپ نکتهای داشت. خرید توییتر توسط ماسک از نظر تجاری منطقی به نظر نمیرسید. او حداقل دو برابر ارزش شرکت را در سال ۲۰۲۲ پرداخت کرد، سپس هفتهها را صرف نابود کردن جریانهای درآمدی آن و اخراج استعدادهای آن کرد. او گفته است که تعداد کارکنان شرکت از ۸۰۰۰ به حدود ۱۵۰۰ نفر تحت رهبری او کاهش یافته است. برخی از پستهای او در این پلتفرم، که او به عنوان X تغییر نام داده است، به عنوان اسپاسمهای خودآزاری شرکتی ظاهر شدند. یکی به یک نظریه ضدیهودی به عنوان «حقیقت واقعی» اشاره کرد. (او بعداً عذرخواهی کرد.) دیگری یک نظریه توطئه درباره حمله با چکش که همسر رئیس مجلس نانسی پلوسی را با جمجمهای شکسته در بیمارستان قرار داد، به اشتراک گذاشت. دهها شرکت، از جمله مایکروسافت و کوکاکولا، تبلیغات خود را از این پلتفرم در پاسخ به این موضوع کشیدند. «تبلیغ نکنید»، او به آنها گفت پاییز گذشته از صحنه یک کنفرانس. «اگر کسی بخواهد مرا با تبلیغات باجگیری کند، باجگیری با پول، بروید خودتان را لعنت کنید. بروید. خودتان را لعنت کنید. آیا این واضح است؟» شرکت سرمایهگذاری فیدلیتی در اکتبر ارزیابی کرد که X تقریباً ۸۰٪ از ارزش خود را در دو سال گذشته از دست داده است.
ماسک به نظر نمیرسید که اهمیتی بدهد. حتی بدون بیشتر نیروی کارش، این پلتفرم به کار خود ادامه داد و به طور معمول در صدر فهرست برنامههای خبری پر دانلود در فروشگاه اپل قرار گرفت. تبلیغکنندگان بزرگ بازگشتهاند. برای برخی از ناظران، همه اینها دلیل کافی برای تحسین تصاحب ماسک به عنوان یک کلاس استادانه در کارایی شرکتی بوده است. «آنچه ایلان با توییتر انجام داد این است که او وارد شد، خانه را تمیز کرد و اکنون بهتر از قبل کار میکند»، میگوید یکی از اعضای حلقه اجتماعی ماسک. «بنابراین حال و هوا این است که امیدواریم ماسک بتواند همین کار را با دولت ایالات متحده انجام دهد.»
این یک سفارش بلند است. حتی شاهینهای مالی از وعده ماسک برای حذف ۲ تریلیون دلار در هزینههای فدرال عقبنشینی کردهاند. این نیاز به استفاده از تبر به مدیکر، تأمین اجتماعی و سایر بخشهای شبکه ایمنی اجتماعی دارد. ماسک به ملت هشدار داد که برای یک دوره «سختی موقت» آماده شوند زیرا این کاهشها اجرا میشوند. اما به هیچ وجه مشخص نیست که او حتی قدرت انجام آنها را خواهد داشت. DOGE خارج از دولت باقی خواهد ماند، بدون هیچ اختیاری برای اخراج کارکنان فدرال. بسیاری از کارشناسان بودجه انتظار دارند که به همان راهی برود که بیشمار کمیتههای آبی که تلاش کردند و نتوانستند سیاستمداران را تحت فشار قرار دهند تا برنامههایی را که موکلانشان دوست دارند، کاهش دهند. در شناسایی هدررفت، تقلب و سوءاستفاده، کنگره ایالات متحده نیازی به کمک ندارد: آن قبلاً یک شاخه نظارتی به نام دفتر حسابرسی دولت دارد که به طور دقیق تلاش میکند تا آن کار را انجام دهد.
بسیاری از طرفداران اولیه DOGE میگویند که آنها محدودیتهای پتانسیل آن را میشناسند و با این حال آن را جشن میگیرند. «بله، یک وزارت کارایی دولت احتمالاً یک رویای لولهای است و ممکن است به اندازه وزارت راههای احمقانه مونتی پایتون ضروری شود»، ستوننویس وال استریت ژورنال اندی کسلر در ۱۷ نوامبر نوشت. «اما حتی اگر DOGE آقای ماسک فقط کمی از چربی را کاهش دهد و چند صد میلیارد را نجات دهد، ارزشش را خواهد داشت.»
در مسیر کمپین، ماسک زیاد درباره نیاز ایالات متحده به زندگی «صادقانه» و «در حد توان خود» صحبت کرد. اما اگر پلتفرم رسانه اجتماعی او راهنمایی باشد، اهداف او ممکن است کمتر با کارایی و بیشتر با ایدئولوژی مرتبط باشد. هدف اعلام شده او در خرید توییتر با یکی از دلایل مورد علاقهاش برای حمایت از ترامپ مطابقت دارد: او میگوید که میخواهد آزادی بیان را در آمریکا نجات دهد. «آزادی بیان سنگبنای دموکراسی است»، او به جو روگان در شب انتخابات گفت. «وقتی آزادی بیان را از دست میدهید، دموکراسی را از دست میدهید. بازی تمام. به همین دلیل است که من توییتر را خریدم.» گزارشها و مطالعات متعدد نتیجهگیری کردند که تحت مدیریت او، این پلتفرم به پناهگاهی برای محتوای نفرتانگیز و مضر تبدیل شده است، تا حدی به این دلیل که او تیم نظارت بر محتوا را اخراج کرد.
وقتی از او خواسته شد که تغییر جهت خود به راست را توضیح دهد، ماسک اغلب به «ویروس ذهن بیدار» اشاره میکند، اصطلاح او برای تغییر به سمت چپ در جامعه آمریکایی که به نظر او باعث ظهور سیاستهای هویتی، فرهنگ لغو و به اصطلاح سانسور آنلاین گسترده شده است. کینه او از این نیروها نه تنها سیاسی است. در طول همهگیری، یکی از فرزندان او به دنبال مراقبتهای پزشکی تأیید جنسیت بود و ماسک گفته است که او به اشتباه آن را تأیید کرده است. دختر ترنسجندر او، که اکنون ۲۰ ساله است و از پدرش جدا شده است، در سال ۲۰۲۲ نام خود را به صورت قانونی به ویویان جنا ویلسون تغییر داد. در یک پادکست در ژوئیه، ماسک گفت که فرزندش «مرده است، کشته شده توسط ویروس ذهن بیدار. من قسم خوردم که ویروس ذهن بیدار را پس از آن نابود کنم.»
ویلسون روز بعد پاسخ خود را منتشر کرد: «من برای یک عوضی مرده خیلی خوب به نظر میرسم.» در ۵ نوامبر، وقتی نتایج انتخابات روشن شد، ویلسون پیام دیگری منتشر کرد: «سیاستمداران و الیگارشهایی را که باعث شدند این اتفاق بیفتد، سرزنش کنید»، او نوشت. «خشم خود را به سوی آنها هدایت کنید.»
در یونان باستان، کلمه الیگارخیا به معنای «حکومت توسط عدهای» بود. اولین منتقد آن ارسطو بود؛ در قرن چهارم قبل از میلاد، فیلسوف آن را به عنوان وضعیتی توصیف کرد که در آن «مردان دارای دارایی حکومت را در دست دارند.» در ونیز قرون وسطی، رهبر الیگارشی برای زندگی حکومت میکرد و او با همان عنوانی که ماسک به وزارت جدید خود داد، شناخته میشد: دوج.
خالصترین بیان این سیستم در زمانهای مدرن در روسیه در دهه ۱۹۹۰ شکل گرفت، زمانی که چند تاجر کنترل اقتصاد ملی را در طول گذار آشفته آن به سرمایهداری خریدند. اصطلاح روسی برای الیگارشی آنها سمیبانکیرشچینا است - سلطنت هفت بانکدار.
قدرتمندترین آنها، بوریس برزوفسکی، از داراییهای رسانهای خود برای کمک به ولادیمیر پوتین در اولین انتخاباتش در سال ۲۰۰۰ استفاده کرد و او انتظار داشت که رئیسجمهور جدید غنایم قدرت را با او به اشتراک بگذارد. در عوض، آن دو شروع به نزاع کردند. به زودی دولت روسیه برزوفسکی را به تبعید مجبور کرد و شبکه تلویزیونی او را مصادره کرد. الیگارش، فقیر و تنها، در سال ۲۰۱۳ در عمارتش در حومه انگلیس درگذشت. مقامات آن را خودکشی اعلام کردند. تا به امروز، کانال رسانهای سابق او پیام کرملین را حمل میکند.
یکی از نزدیکان برزوفسکی، الکس گلدفارب، اکنون در نیوجرسی زندگی میکند و او با ترکیبی از آشنایی و ترس به تماشای دوگانه ماسک و ترامپ پرداخته است. «به نظر میرسد که اینجا نیز یک الیگارشی در حال شکلگیری است»، او میگوید. «تحت پوتین در سالهای اولیه، ما الیگارشها را داشتیم که با همه چیزهایی که داشتند با دولت مبارزه میکردند»، گلدفارب میگوید. «اینجا به نظر میرسد که ما دو الیگارش، ماسک و ترامپ، داریم که با هم کار میکنند تا دولت را به دست بگیرند.»
نتیجه ممکن است به نحوه برخورد این دوگانه جدید با نهادهایی که به زودی کنترل خواهند کرد، بستگی داشته باشد. اگر هدف تیز کردن آنها به ابزارهای لاغرتر و مؤثرتر حکمرانی باشد، عموم مردم میتوانند از بازسازی سیستمی که مدتها با چربی بوروکراتیک سنگین شده است، بهرهمند شوند. اما ترامپ همچنین از آن ابزارها به همان روشی که پوتین در روسیه انجام داده است استفاده کرده است - برای بهرهمندی از دوستانش و کنار گذاشتن دشمنانش.
ماسک از آن ترتیب چیزهای زیادی برای به دست آوردن دارد. تا زمانی که او به نقش اولین دوست پایبند باشد، ممکن است انتظار داشته باشد که از ناظران ترامپ که در سراسر دولت منصوب میشوند، سواری آسانی بگیرد. واضحترین مسیر او به مریخ میتواند مستقیماً از دفتر بیضی بگذرد. اما به جز تماشای نمایش موفقیت او، چه سودی به آمریکاییهای عادی خواهد رسید؟
نهادهایی که به ما مراقبتهای بهداشتی میدهند، آب ما را تمیز نگه میدارند و فرزندان ما را آموزش میدهند، قرار نیست مانند کسبوکارها اداره شوند. آنها برای سود ساخته نشدهاند، اما این باعث نمیشود که آنها کمتر ارزشمند باشند، به ویژه برای شهروندانی که کمتر میتوانند هزینه کنند. اگر آن نهادها در میان فشار ماسکی برای کارایی کاهش یابند، سختی برای کسانی که به حمایت دولت وابسته هستند موقت نخواهد بود. برای آنها، درد میتواند ویرانگر باشد و هیچیک از وعدههای ماسک برای آینده بین سیارهای به آنها در عبور از مشکلات امروز کمک نخواهد کرد. —با گزارش از اریک کورتلسا/لنکستر و لزلی دیکستین/نیویورک
تصویرسازی توسط مارک هریس برای TIME