تخمک: داستانی از استخراج، بهرهکشی و فرصت
یک داستان درباره استخراج، بهرهکشی و فرصت
نویسندگان بلومبرگ بیزینسویک
یک سلول واحد.
یک تجارت جهانی به ارزش میلیاردها دلار.
تجارت که میتواند پاداشها – یا هزینههای انسانی غیرقابل اندازهگیری – به همراه داشته باشد.
تخمک انسان یک منبع ارزشمند است که در بازارهای آزاد، خاکستری یا سیاه مبادله میشود. برای روایت داستان آن، ما یک دختر نوجوان در هند را دنبال میکنیم که به فروش تخمکهایش ترغیب شده است؛ یک مدل در آرژانتین که ترکیب ژنتیکی او مورد توجه است؛ یک مادر در یونان که توسط پلیس به او گفته شده است که تخمکهایش به سرقت رفتهاند؛ و دو «دختر تخمک» از تایوان که خود را برای کسب درآمد در آمریکا در معرض خطر قرار دادهاند.
او برای فروش تخمکهایش ۱۸۰ دلار دریافت کرد.
او زود از خواب بیدار میشود و سپس به آرامی منتظر میماند تا مادرش برای کار از خانه خارج شود. پرستار در ساختمان شیشهای درخشان در واراناسی، هند، به او گفته بود که ساعت ۷ صبح برسد، بنابراین وقت زیادی ندارد. انگشتانش با سرعت کار میکنند، او یک ساری را روی بدن نوجوان خود میاندازد و او را از آنچه معمولاً ترجیح میدهد یعنی تونیکهای سلوار کامیز، مسنتر و منحنیتر نشان میدهد.
او از این سفرها خسته شده است، اما این سفر، در ۸ اکتبر ۲۰۲۳، آخرین سفر او خواهد بود. به مدت ۱۰ روز او به طور مخفیانه به یک کلینیک باروری سطح بالا میرفته است تا تزریقاتی را دریافت کند که تخمدانهای او را وادار به تقلید از چرخه تولید مثل ماهانه میکند که معمولاً یک تخمک را برای لقاح آماده میکند. در مورد او، هورمونهای مصنوعی قدرتمند قرار نبود فقط یک تخمک تحویل دهند، بلکه ذخیرهای برای فروش بودند. در بازار جهانی پر رونق تخمکهای انسانی، آن ذخیره با ارزشتر از هر چیزی در میان داراییهای متوسط خانواده اوست.
امروز ذخیره آماده بازیابی است. تخمدانهای او مملو از فولیکول هستند، هر کدام بیش از نیم اینچ متورم شدهاند و آماده آزاد کردن یک تخمک بالغ هستند.
طبق قانون، اهداکنندگان تخمک در هند باید حداقل ۲۳ ساله باشند.
اما تنها مدرک شناسایی او، سوابق مدرسه از دولت ایالتی، سن او را ۱۳ سال نشان میدهد.
حقیقت این است که او سن خود را نمیداند و مادرش هم نمیداند. این در سطوح پایینتر جامعه هند، جایی که میلیونها تولد ثبت نشده است، چندان غیرعادی نیست. این دختر در کلاس هفتم است.
برای دور زدن قانون، او باید خود را به عنوان یک زن نشان دهد. برای این کار، او کمک دارد. همسایه مادربزرگ او، زنی به نام سیما، نوعی واسطه است، یک عامل، طبق سوابق پلیس. دختر میگوید این سیما بود که همه این کارها را انجام داد. سیما او را متقاعد کرد که تخمکهایش را بفروشد. سیما او را برای گرفتن عکس برای یک شناسنامه جعلی وادار کرد. سیما به او گفت که چه داستانی باید بگوید: ازدواج کرده، با دو فرزند. سیما در فرمهای کلینیک شوهر خود را به عنوان همسر دختر امضا کرد.
دختر به سیما اعتماد داشت، کسی که به او گفته بود میتواند تا ۱۵۰۰۰ روپیه (۱۸۰ دلار) درآمد کسب کند. برای هدیهای از زندگی، این مبلغ ناچیزی است، اما برای این دختر کافی است تا آنچه را که آرزویش را داشت بخرد - یک گوشی هوشمند. بنابراین او به توصیه سیما گوش داد: به هیچکس، حتی به مادرت، چیزی نگو.
برای گوش دادن و مشترک شدن در پادکست The Big Take از طریق iHeart، Apple Podcasts، Spotify و Bloomberg Terminal اینجا کلیک کنید.
این دختر از خانوادهای از پاککنندگان در واراناسی است که توسط کاست به پاکسازی زبالههای مقدسترین شهر هند محکوم شدهاند. مادرش ستون خانواده است و ساعتهای طولانی در مطب یک پزشک کار میکند تا سه دخترش را بزرگ کند. این نوجوان دختر وسط است، نور خانواده، باهوش و شوخطبع. او دوست دارد آرایش کند و از تلفن خواهرش برای ارسال فیلم به اینستاگرام و اسنپچت استفاده کند و آیندهای فراتر از خانه خود را در یک شهرک کوچک و شلوغ که به طور خطرناکی در کنار ریل قطار قرار دارد، تصور میکند.
مطالب مرتبط: پادکست The Big Take
این کلینیک به دنیای دیگری تعلق دارد، دنیایی با پول و امیدی که میتواند بخرد. یک بیلبورد روی ساختمان میگوید: «ما رویای شما را برای ساختن یک خانواده به حقیقت تبدیل خواهیم کرد.» در داخل، برای شانس باردار شدن، دهها زوج آمادهاند تا ۱۰، ۲۰ برابر آنچه که اهداکنندگان برای تخمکهایشان دریافت میکنند، هزینه کنند.
هنگامی که دختر در این صبح میرسد، سیما با زن دیگری به نام انیتا منتظر است، که به گفته سوابق پلیس، یک شناسنامه جعلی دولتی را به او میدهد که سن او را ۲۴ سال نشان میدهد. زنان یک بیندی قرمز را روی پیشانی نوجوان میگذارند، یک گردنبند عروسی مانگالسوترا را به گردنش میاندازند و ساری او را مرتب میکنند. بهعنوان آخرین لمس، آنها یک کودک نوپا را در آغوش او میگذارند. سیما دختر را به داخل کلینیک میبرد.
دختر میترسد و صرف نظر از آنچه در مدارک نوشته شده است، نشانههایی وجود دارد که چیزی اشتباه است. گونههای او چاقی نوجوانانهای دارد. او یک کودک را در آغوش گرفته است و ادعا میکند که دیگری را در خانه دارد، اما سونوگرافیهایی که انجام داده است میتواند این سؤال را ایجاد کند که آیا اصلاً بچهای دارد یا خیر. سپس سیما وجود دارد که مدام حرفهای او را قطع میکند و پزشک را وادار میکند که این زن مسن را از اتاق مشاوره بیرون کند. پزشک میخواهد با دختر به تنهایی صحبت کند. ضربان قلبش تند میشود. پزشک میپرسد: چرا تخمکهایش را میفروشد؟ چقدر است که ازدواج کرده است؟ چند فرزند دارد؟ کودک نوپا در آغوش او میجنبد. در حالی که با موجهای وحشت دست و پنجه نرم میکند، به داستان خود میچسبد.
Bloomberg Businessweek
همین حالا مشترک شوید
او نباید نگران میبود. به زودی او به اتاق عمل برده میشود و بیهوش میشود. وقتی به هوش میآید، فقط یک پرستار آنجا است. دختر میپرسد که آیا میتواند برود. پرستار میگوید بله.
در بیرون، سیما و انیتا منتظر هستند. انیتا ۱۵۰۰۰ روپیه را از یک دستگاه خودپرداز نزدیک برداشت میکند، سیما بخشی از آن را برمیدارد و سپس دختر به خرید میرود و با ۱۱۶۰۰ روپیه باقیمانده، یک گوشی هوشمند ارزان قیمت Oppo میخرد. پرونده او میتوانست در اینجا به پایان برسد و مانند دهها هزار استخراج تخمک در هند در هر سال، بدون توجه بماند. اما در محلههای فقیرنشین واراناسی، جایی که فاصله کمی بین یک کلبه کوچک بتنی و دیگری وجود دارد و مکالمات بدون هیچ شیشهای از میان دهانههای پنجره عبور میکنند، اسرار برای مدت طولانی پنهان نمیمانند.
رقابت بین عوامل در واراناسی شدید است و چند روز پس از بازیابی، نزاعی بین سیما و رقیبی در خیابان رخ میدهد. آنها با صدای بلند درباره اینکه چه کسی حق اول را برای این دختر دارد و چه کسی مستحق کمیسیون ۳۴۰۰ روپیه است، بحث میکنند. جمعیتی جمع میشود و در این جمعیت، در میان شنوندگان، عضوی از خانواده دختر وجود دارد.
در یک چهارشنبه سرد در ماه ژوئن، کارن پتز با یک Uber مشکی به یک کلینیک باروری در خیابان شلوغی در بوینس آیرس میرود. او یک ژاکت بافتنی سبز زیتونی را که روی بدنش کوتاه است پوشیده است. شکمش متورم است. او میگوید: «راه رفتن برای من ناراحتکننده شده است. تخمدانهای من به اندامهایم فشار میآورند.» او چهار انگشت خود را روی شکم خود میگذارد و فشار میدهد.
کارن قدبلند است. او میگوید: «فکر میکنم در آمریکا میگویید قدش 6 فوت است. صد و هشتاد و سه سانتیمتر.» چشمانش سبز و اشکآلود است، موهایش بلند و بلوند است. او مانند بسیاری از زنان قدبلند، از این ویژگی تا زمانی که به یک دارایی تبدیل شد متنفر بود. سالها پیش، زمانی که در شیلی لباسهای مدلینگ میپوشید، آژانس او به مشتریانش گفت که ظاهر او «جذاب» است - یعنی او همان چیزی است که زنان دیگر آرزویش را دارند.
خورشید کاملاً طلوع نکرده است که کارن وارد کلینیک WeFIV میشود. در ۳۱ سالگی، او بازنشسته شده بود. اما یک زوج در مکزیک گفته بودند که به شدت به اهداکنندهای مانند او نیاز دارند و بنابراین کارن موافقت کرد که یک بار دیگر تخمکهایش را اهدا کند، وقتی آژانس مستقر در ایالات متحده از او خواست که استثنا قائل شود. در صنعتی که فاقد مقررات گسترده است، یک چیزی که پزشکان عموماً بر سر آن توافق دارند این است که هیچ کس نباید بیش از شش بار تخمک اهدا کند. امروز هفتمین بار کارن خواهد بود.
او وارد میشود و به آسانسور اسکورت میشود، سه طبقه به سوی یک سوئیت خصوصی بیمار میرود. او لباس سفید خود را عوض میکند و منتظر میماند تا یک پرستار او را با ویلچر ببرد. سپس یک طبقه دیگر بالا میرود تا به یک چکلیست از سؤالات پاسخ دهد: آیا صبح چیزی خوردهاید؟ آیا تا به حال به بیهوشی واکنش بدی داشتهاید؟ آیا لنز دارید؟
این روتینی است که پنج تا شش زن هر روز در آن شرکت میکنند، همیشه صبحها، شش روز در هفته. بیشتر آنها تخمکهای خود را برای درمانهای آینده لقاح آزمایشگاهی خود برداشت میکنند، اما تعداد فزایندهای از آنها در اینجا هستند تا به پر کردن بانک تخمک کلینیک کمک کنند. آرژانتین با جمعیت اروپایی زیاد، ارز ضعیف و قوانین آزاد در مورد مسائل تولید مثل، به یک تولیدکننده مهم تخمک، هم برای بازار داخلی و هم برای صادرات تبدیل شده است. هزینه اهداکنندگان مانند کارن – تحصیلکرده دانشگاه، خوشقیافه، ورزشکار، کاریزماتیک – از ۲۰۰۰ دلار تا …
ناتالیا باسیل، یکی از صاحبان و متخصص جنینشناسی WeFIV میگوید: «خب، در واقع هیچ محدودیتی وجود ندارد. بیشترین مبلغی که تا به حال از یک اهداکننده خواسته شده است ۷۵۰۰۰ دلار بوده است.»
چهل و پنج دقیقه پس از ورود، کارن به اتاق عمل WeFIV منتقل میشود. یک میز جراحی با رکابها از مرکز خارج شده است. یک سوزن ۳۵ سانتیمتری روی یک چرخ دستی فلزی قرار دارد. در سقف، انفجاری از ستارگان از دستگاه نور که در گوشهای قرار دارد، به تصویر کشیده شده است. این آخرین چیزی است که کارن قبل از اینکه بیهوشی اثر کند میبیند.
در حالی که دو پزشک و سه پرستار نقشهایی را بازی میکنند که آنقدر تکرار شده که حالا به طبیعت دوم آنها تبدیل شده است، شلوغ اما آرام است. روی دیوار، یک صفحه نمایش سونوگرافی ترانس واژینال تخمدان راست کارن را نشان میدهد. پس از یک دوره دو هفتهای هورمونها، چهار برابر بزرگتر شده است. در زیر تصویر ستارگان، تصویر دانهدانه میتواند یک منظره ماه با دوازده دهانه تاریک باشد.
هر دهانه یک فولیکول است. پزشک ارشد WeFIV سوزن را از طریق فرورفتگیهای بدن کارن هدایت میکند، دیوار واژن را سوراخ میکند تا به تخمدان برسد. یکی پس از دیگری، فولیکولها از مایع خود خالی میشوند. کارن خرخر میکند. دهانهها از روی صفحه ناپدید میشوند. کارن میلرزد و یک پرستار پشت او را تنظیم میکند. مایع در ویالها ریخته میشود.
یک پرستار وجود دارد که تنها کارش در طول عمل این است که آن ویالها را به آزمایشگاهی که به اتاق عمل متصل است منتقل کند. در هر دو انتهای آزمایشگاه، یک جنینشناس از طریق میکروسکوپ نگاه میکند و تخمکها را از مایعی که رنگ خون رقیق شده را دارد جدا میکند. پرستار پیک یک ویال را به ایستگاه اول میرساند، به اتاق عمل برمیگردد تا دیگری را بگیرد و سپس آن را در ایستگاه دوم رها میکند. این کار به مدت ۲۵ دقیقه ادامه دارد. در و بیرون. یکی و دو. عمل کارن به پایان میرسد. تعداد نهایی تخمکها هنوز در حال شمارش است که زن دیگری جای او را روی میز عمل میگیرد.
باسیل در آزمایشگاه میگوید: «زیاد است. میدانستیم که اینطور خواهد شد. میتوانید در سونوگرافی تشخیص دهید، اما ما همچنین بر اساس سابقه این بیمار، میدانستیم که چه انتظاری داشته باشیم.»
کارن یک فوقتولیدکننده است، کسی که بدن او به قدری به هورمونها واکنش نشان میدهد که بسیار بیشتر از ۱۵ تا ۲۰ تخمک معمولی تولید میکند.
شمارههای ایستگاه اول در آمدهاند: ۲۶ تخمک.
باسیل در سراسر آزمایشگاه فریاد میزند: «سانتیاگو، تو چند تا داری؟»
سانتیاگو جیوردانا، جنینشناس، در ایستگاه دوم، یک ظرف پتری با خوشهای از نقاط خاکستری به سختی قابل مشاهده در مرکز بررسی میکند. او فریاد میزند: «هفده.»
باسیل میگوید: «و به همین دلیل است که کارن بسیار محبوب است.»
برای یک یا دو ساعت آینده، این ۴۳ تخمک در محیط کشت قرار میگیرند، سپس با محلول آنزیمی که پوشش سلولی محافظ آنها را از بین میبرد، شستشو داده میشوند. شانزده عدد از آنها به اندازه کافی بالغ نیستند و دور ریخته میشوند. بقیه در فرآیندی به نام شیشه شدن منجمد میشوند و برای چند هفته دیگر نگهداری میشوند، تا زمانی که برای یک سفر بین قارهای به طول تقریباً ۸۰۰۰ مایل آماده شوند. یک خبرنگار Bloomberg Businessweek آنها را از اتاق عمل تا پایان سفر دنبال خواهد کرد.
تا زمانی که ۲۷ تخمک به مقصد خود برسند، درآمدی برای پزشکان، عوامل، خطوط هوایی، وکلا، مشاوران، پیکها، شرکتهای بیمه و شرکتهای دارویی ایجاد خواهند کرد. به کارن ۳۵۰۰۰ دلار پرداخت میشود.
برای ماریا، این نشانه بدی است که دو افسر پلیس او را به ایستگاه احضار کردهاند. وقتی میگویند که زنی که همراه آنهاست یک روانشناس است، او خود را برای بدترین حالت آماده میکند.
(«ماریا» یک نام مستعار است. او داستان خود را به اشتراک گذاشت اما درخواست کرد که نامش را فاش نکنیم.)
چهار سال قبل، ماریا برای استخراج تخمک به یک کلینیک باروری نزدیک خانه خود در جزیره کرت یونان رفته بود. او تخمکهایش را اهدا نمیکرد. بهعنوان یک سیگاری در اواخر دهه 30 زندگی خود، اگر این هدف او بود، نامزد ضعیفی میبود. او فقط میخواست بچهدار شود. اما حالا این افسران پلیس – اعضای یک واحد جنایت سازمانیافته ملی – میگویند که به او دروغ گفته شده است.
کارکنان کلینیک به او گفته بودند که شش تخمک برداشت کردهاند. اما پلیس به او میگوید که تعداد واقعی دو برابر این تعداد بوده است. از تخمکهای دیگر برای ایجاد جنین برای زن دیگری استفاده شده است. این خبر ماریا را نابود میکند. به نظر او این بدان معنی است که او ممکن است مادر فرزند دیگری نیز باشد.
روانشناس در اینجا است تا به او کمک کند تا این خبر را پردازش کند. برای ماریا، سؤالاتی وجود دارد. چند فرزند دیگر ممکن است از تخمکهای او متولد شده باشند؟ یک؟ سه؟ هیچ کدام؟ و چگونه این اتفاق افتاده است؟ پلیس همچنین زنان دیگری را احضار میکند و خبرهای مشابهی را میرساند. بیشتر آنها، مانند ماریا، در اطراف خانیا، یک شهر توریستی ساحلی که به مرکزی غیرمنتظره از صنعت باروری جهانی تبدیل شده است، زندگی میکنند. انستیتوی باروری مدیترانه، یا MFI، مگنت والدین آینده از کشورهایی بود که قوانین تولید مثل کمکی محدودکنندهای داشتند. برای ساختن بچهها، کلینیک به تخمک نیاز داشت.
پلیس در این بازدیدها میخواهد جزئیات کلیدی را از زنانی که نامهایشان در سوابقی که در کلینیک ضبط شده است، ثبت کند: آیا آنها تا به حال اجازه دادهاند که برخی از تخمکهای خود را تسلیم کنند؟
افسران از ماریا میپرسند که در اوایل سال ۲۰۲۰ در کلینیک چه اتفاقی افتاده است. ماریا روزی را که تخمکهایش برداشت شده بود بازسازی میکند، سپس سؤالاتی از خودش میپرسد.
بله، پلیس به او میگوید، سوابق کلینیک نشان میدهد که در واقع تخمکهای او و اسپرم شوهرش بودهاند که فرزندش را تولید کردهاند. آن قسمت به طور طبیعی پیش رفته است. متأسفانه، پلیس به او میگوید، سوابق نشان میدهند که تخمکهای باقیمانده او به عنوان «اهدایی» به زن دیگری تبدیل شدهاند - و نه، آنها نمیدانند که آیا زن دیگر از تخمکهای ماریا بچهای به دنیا آورده است یا خیر.
این زن دیگر کیست؟ ماریا معتقد است که پلیس میداند اما نمیتواند بگوید، تا حدی به دلیل قانون حریم خصوصی یونان در مورد اهدای تخمک و اسپرم. اما در حالی که پلیس نامی نمیگوید، چیز دیگری ارائه میدهد. کلینیک کدهای ردیابی را به زنانی که از آنجا میگذشتند اختصاص داده بود. اهداکنندگان تخمک کدهای شش رقمی دریافت کردند، بیماران IVF کدهای چهار رقمی دریافت کردند. ماریا قبلاً کد خود را داشت. قبل از اینکه ایستگاه را ترک کند، پلیس به او کد دیگری میدهد، کد زنی که تخمکهای او را گرفته است.
او ۱۱ بار در آمریکا تخمک اهدا کرده و هر بار تا ۲۵۰۰۰ دلار درآمد داشته است.
او یک زن جوان در تایوان بود - این سال ۲۰۱۸ بود - یک دانشجوی تحصیلات تکمیلی که به تنهایی زندگی میکرد، یک نوع برونگرا و شهودی در آزمون شخصیت مایرز-بریگز، یک فمینیست. او دوست داشت مستقل باشد، اما احساس فقر میکرد. او میخواست شغلی با ارزش «CP» بالا، یا هزینه-عملکرد، داشته باشد، که این چیزی است که زنان جوان تایوان گاهی اوقات هنگام بررسی یک شانس محاسبه شده برای خوشحالتر شدن و بهتر شدن میگویند. او در اینترنت به دنبال راهی سریع برای کسب درآمد میگشت. اولین احتمال: همراهی در شب. دوم: اهداکننده تخمک. ده هزار دلار برای یک دوره در آمریکا. او فکر کرد: «اوه، پول خیلی زیادی است.»
امبر - نامی که او برای این داستان انتخاب کرده است - اکنون ۳۰ ساله است. او یک مترجم و یک رقصنده رقص مد و یک «دختر تخمک» است، اصطلاحی که تایوانیها برای توصیف صدها، شاید هزاران زنی که تخمکهای خود را در آمریکا میفروشند، استفاده میکنند. خریداران معمولاً از چین میآیند، زیرا انجام این نوع توافقات در آنجا غیرقانونی است. در وسط استخدامکنندگان و عوامل، پزشکان و پرستاران هستند. امبر مشکلی با نامیدن آن به عنوان بازار ندارد. او ۱۱ دوره در آمریکا گذرانده است، حدود ۳۳۰ تخمک فروخته است، ۱۶۰ هزار دلار درآمد داشته است، با ۴ عامل، ۴ کلینیک، ۲ بانک تخمک و حداقل ۹ خانواده چینی کار کرده است.
او در ماه مه، پنج روز پس از آخرین بازیابیاش، در یک کافه در دایمند بار، کالیفرنیا، در حال خوردن نودل و پوشیدن شلوار مشکی، تاپ کوتاه، ژاکت جین پاره شده، رژ لب نارنجی است. یعنی راحت به نظر میرسد. او میگوید احساس خوبی دارد. تزریقها و بازدیدهای روزانه از کلینیک، تخمدانهای متورم، پاهای متورم، خوابآلودگی و اضطراب - همه خاطره هستند. سی و سه تخمک او در آزمایشگاه است، ۱۶۰۰۰ دلار در حساب بانکی او واریز شده است. امشب با دوستانش به کلوب میرود.
اهدای تخمک در تایوان قانونی است، اما زنان فقط در صورت تولد نوزاد میتوانند یک بار این کار را انجام دهند و فقط حدود ۳۰۰۰ دلار میتوانند دریافت کنند. تصمیم آسانی برای امبر در سال ۲۰۱۸: «اگر قرار است همان کار را انجام دهم، چرا جایی را انتخاب نمیکنم که قیمتش بالاتر است؟» اما همه چیزهای دیگر در آن زمان او را عصبی میکرد. او هیچ دختر تخمک دیگری را نمیشناخت. او هرگز به آمریکا سفر نکرده بود و حالا مجبور بود دروغ بگوید تا از گمرک عبور کند. او باید به عامل خود، یک زن چینی آمریکایی که هرگز او را از نزدیک ندیده بود و نام خانوادگیاش را نمیدانست، اعتماد میکرد. والدین آینده تمایل دارند تخمکهای کسی را بخواهند که نسبتاً قدبلند و لاغر و تحصیلکرده باشد، کسی که ممکن است شبیه مادر باشد، شاید ویولن یا تنیس بازی میکند. مشخصات میتواند دقیق باشد. امبر عکسهایی ارسال کرد که او را دوستانه نشان میداد، فیلمهایی که او را بامزه نشان میداد. او آزمایشهای ژنتیکی و خون و ادرار انجام داد، معاینات جسمی و زنان، ارزیابی روانشناسی انجام داد. او همه این کارها را بدون اطلاع دادن به والدینش انجام داد. آنها موافق نبودند.
وقتی امبر مجبور بود با ماشین به تنهایی از فرودگاه لس آنجلس برود؛ وقتی مجبور بود چین و چروکی از پوست را روی تخمدان چپ خود بگیرد، نفس عمیقی بکشد و خودش داروهای تحریک را تزریق کند؛ وقتی احساس نفخ و زشت بودن میکرد؛ وقتی به فکر تسلیم شدن افتاد، به خودش گفت: «من برای پول اینجا هستم. من میتوانم این کار را انجام دهم.» و وقتی پزشک گفت که ۳۴ تخمک استخراج کرده است، امبر دانست که این کار را دوباره انجام خواهد داد. یک بازیابی موفقیتآمیز به این معنی بود که او میتوانست دفعه بعد پول بیشتری بخواهد: «تخمکهای من مثل گنج هستند.»
در شش سال آینده، امبر درباره تجارت – و معاملات – یاد گرفت. یک بار کسی به او گفت: «کاری که شما انجام میدهید مربوط به اهدا نیست. این یک تجارت است. آن را خیلی قشنگ نگویید.» امبر پاسخ داد: «بله، من تجارت میکنم. و چه؟» چون من به تزریق، بازیابی تخمک، بسیاری از ناراحتیها، بسیاری از چیزها ناراحتکننده هستند و همچنین درد فکر میکنم. درست است؟»
امبر یاد گرفته است: هر کسی میتواند یک عامل باشد. هیچ امتحانی برای گذراندن وجود ندارد، هیچ تجربه پزشکی یا آموزش حقوقی لازم نیست. بسیاری از عوامل اهداکنندگان سابق هستند. در آمریکا آنها میتوانند علنی عمل کنند، حتی اگر برخی از عوامل چینی آمریکایی ترجیح دهند این کار را نکنند. در تایوان عوامل در فضایی لیمینال وجود دارند، از میانجیگری در فروش تخمک منع شدهاند، اما ظاهراً میتوانند یک زن جوان را با والدین آینده مطابقت دهند، هزینهای دریافت کنند و هرگز در قرارداد بین آنها نامگذاری نشوند.
همچنین: دستورالعمل صنعت ایالات متحده که اهداکنندگان را به شش دوره محدود میکند، به ندرت اجرا میشود. هیچ راهی برای کلینیک وجود ندارد که بازیابیها را در جای دیگر ردیابی کند. اگر یک پرستار از او بپرسد که چند بار تخمک اهدا کرده است، او همیشه میگوید چهار بار. سپس پرستار ممکن است او را به توصیه یادآوری کند. او میگوید: «پس از آن، از آنجایی که کلینیک نیز میخواهد پول دربیاورد، به طور عمدی این سؤال را مطرح نمیکنند.»
او یاد گرفته است که قدرت دارد. به همین دلیل است که او با عوامل مختلفی کار کرده است. اگر یکی نتواند وقتی او با هزینه مورد نظر در دسترس است، مطابقت پیدا کند، او به سراغ دیگری میرود. امبر در حالی که میخندد میگوید: «جایی که پول است، من آنجا هستم.» بالاترین هزینه او: ۲۵۰۰۰ دلار. بیشترین تخمک استخراج شده: ۵۲. بهترین سرمایهگذاری او: ارز دیجیتال، به ویژه اتریوم. بدترین تجربه او: اهدای شماره 5، 44 تخمک، 15000 دلار. او پس از بازیابی به قدری درد داشت که برای خوابیدن مشکل داشت. خطر این نوع درد یا بدتر از آن با تعداد تخمکهای برداشت شده افزایش مییابد. بیش از ۱۵ تخمک و خطر ابتلا به سندرم تحریک بیش از حد تخمدان افزایش مییابد. بیش از ۳۰، و خطر حتی بیشتر افزایش مییابد. امبر نگران این موضوع نیست.
تقریباً هر ۱۵ ثانیه، یک دسته تخمک انسان از زنی در جایی از کره زمین استخراج میشود.
بیشتر درمانهای IVF شامل زنانی است که از تخمکهای خود استفاده میکنند. در حداقل 6٪ از موارد، تخمکها از اهداکنندگان - اصطلاح صنعت باروری - میآیند که موافقت میکنند تخمکهایشان خارج شود، اغلب در ازای پول. اهداکنندگان به یک بازار جهانی 35 میلیارد دلاری و در حال رشد برای تولید مثل کمکی جذب میشوند. این بازار شامل والدین آینده، عوامل، پزشکان و کلینیکها است - بسیاری از آنها توسط وال استریت و سرمایهگذاری خصوصی حمایت میشوند.
بازار جهانی 35 میلیارد دلاری و در حال رشد
طبق کمیته بینالمللی نظارت بر فناوریهای تولید مثل کمکی، در سال ۲۰۱۹ بیش از ۱۲۰ هزار جنین با تخمکهای اهدایی در سراسر جهان ایجاد شد که تقریباً دو برابر تعداد سال ۲۰۱۱ است. تعداد واقعی قطعاً بسیار بالاتر است: همه کشورها به طور قابل اعتماد این موضوع را کنترل نمیکنند و این اعداد شامل هند نیست. (تحلیل دادههای Bharat Serums and Vaccines Ltd.، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان داروهای باروری هند، نشان میدهد که حدود 95000 دور IVF با استفاده از تخمکهای اهدایی فقط در سال ۲۰۲۳ در این کشور انجام شده است.) تقاضا برای تخمکهای استخراج شده از زنان جوانتر با افزایش تلاش زنان مسنتر برای بچهدار شدن، افزایش خواهد یافت. با افزایش سن زنان، تعداد و کیفیت تخمکهای آنها کاهش مییابد.
یک پروب اولتراسوند با سوزن متصل شده در واژن وارد میشود. سوزن دیواره واژن را سوراخ میکند تا تخمکها را جمعآوری کند.
نحوه استخراج تخمک چگونه است
تخمکهای جمعآوری شده
پروب اولتراسوند
مراکز کنترل و پیشگیری از بیماریها، ایالات متحده
تجارت تخمک که با حداقل مقررات در مرزها فعالیت میکند، در بازارهای آزاد، بازارهای خاکستری و بازارهای سیاه رونق دارد. وقتی قوانین یا شرایط در یک کشور تغییر میکنند - خارجیها از استفاده از جانشینها در هند منع میشوند؛ جنگ گردشگری باروری را در اوکراین متوقف میکند؛ زوجهای چینی بیش از یک فرزند مجاز هستند اما از خرید تخمک زنان دیگر منع میشوند - مرزهای تجارت نیز تغییر میکنند. کسانی که میخواهند بچهدار شوند، به جای هند، به دنبال کمک در یونان هستند، به جای اوکراین، آرژانتین، آمریکا، نه چین.
اهدای تخمک مدافعان کمی دارد و قوانین کمی برای حفاظت از سلامت آنها یا جلوگیری از بهرهکشی از آنها وجود دارد. در آمریکا، سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) نیاز دارد که اهداکنندگان تحت معاینه پزشکی قرار بگیرند، از جمله آزمایش بیماریهای عفونی و ارائه تاریخچه پزشکی آنها. فراتر از این، انتظار میرود که کلینیکها از دستورالعملهای تعیین شده توسط یک گروه تجاری صنعت باروری، انجمن پزشکی تولید مثل آمریکا، پیروی کنند. این دستورالعملها، از جمله موارد دیگر، توصیه میکنند که اهداکنندگان مشاوره سلامت روان دریافت کنند و بررسی حقوقی خود را از همه قراردادها انجام دهند. ASRM همچنین پیشنهاد میکند که اهداکنندگان فقط شش بازیابی را انجام دهند. این به معنای کاهش احتمال عوارض است.
خطرات کوتاهمدت تحریک هورمونی از ناراحتی تا در موارد نادر، مرگ متغیر است.
تجارت جهانی تخمک: جستجوی جهانی برای فرزندآوری
داستانهایی از زنان، پزشکان و سرمایهگذاران در بازار پر سود و پیچیده تولید مثل
نویسنده نامشخص
«همه چیز خیلی بیدقت به نظر میرسید»، کارن به یاد میآورد. «همه چیز در مورد آن موقعیت اشتباه بود. من الان این را میدانم، اما در آن زمان هیچ ایدهای در مورد هیچ چیز نداشتم.» (HRC به درخواستهای اظهار نظر برای این داستان پاسخ نداد.)
هنگامی که بازیابی در HRC 45 تخمک را به همراه داشت، به نحوی این خبر بیرون رفت. ظرف یک هفته، یک آژانس جایگزینی و اهدای تخمک به نام Growing Generations با پیشنهاد حداقل 10000 دلار برای هر اهدا، اگر کارن با آنها قرارداد امضا کند، تماس گرفت.
Growing Generations که در لسآنجلس مستقر است، از کارن عکسهای کودکی و سابقه پزشکی خانوادگیاش را درخواست کرد. این آژانس میخواست از آرزوهای حرفهای، فلسفه زندگی، و نحوه گذراندن روزش آگاه شود. کارن تقریباً دوازده صفحه در مورد همه چیز، از کارش به عنوان مدل گرفته تا تحصیلات تجاری، میراث آلمانیاش، و ماراتنی که اخیراً دویده بود، نوشت. او میگوید: «من واقعاً قلبم را در پرسشنامه ریختم. این ایده که مردم نه تنها به خاطر ظاهرم، بلکه به خاطر شخصیتم من را انتخاب میکنند، واقعاً مرا تأیید میکند.»
پروفایل کارن در فوریه 2019 فعال شد. ظرف چند روز، Growing Generations تماس گرفت. کسی علاقهمند بود.
یکی از اعضای خانواده که بحث مأموران را شنیده بود، به یکی دیگر از بستگان، که به نوبه خود به یکی دیگر از بستگان گفت. خبر به گوش مادر دختر نوجوان میرسد. او گوشیای که دخترش پنهان کرده بود را کشف میکند و با او روبرو میشود. دختر حقیقت را میگوید، و راز فاش میشود.
در 17 اکتبر 2023، مادر دختر آنچه اتفاق افتاده را به پلیس گزارش میدهد و این آغاز یک تحقیق میشود. پلیس به زودی کلینیک مورد نظر را شناسایی میکند: شعبهای از Nova IVF Fertility، یکی از بزرگترین زنجیرههای باروری هند، که توسط برخی از قدرتمندترین سرمایهگذاران آمریکایی حمایت شده است.
Nova متعلق به Asia Healthcare Holdings است که به نوبه خود توسط غول سرمایهگذاری خصوصی آمریکایی TPG Inc کنترل میشود. صعود Nova توسط Goldman Sachs Group Inc و غول سرمایهگذاری خطرپذیر New Enterprise Associates یا NEA تقویت شد – بخشی از سیل سرمایهگذاری در هند، زیرا به عنوان یکی از بزرگترین، سریعترین رشد و کمترین بازارهای تنظیم شده برای IVF و اهدای تخمک در جهان ظهور کرد.
سه روز پس از اطلاع مقامات توسط مادر دختر، پلیس و بازرسانی که برای مدیر پزشکی ارشد ایالت کار میکردند، به کلینیک Nova میرسند. با خواندن پرونده کلینیک برای دختر، از آنچه میبینند نگران میشوند.
اسناد بیمه دختر جزئیات بیمار دیگری را در خود داشت. او در آزمایشگاهی که در ایالت ثبت نشده بود، غربالگری شده بود. یک فرم میگفت که او یک فرزند دارد؛ دیگری میگفت دو فرزند دارد. او تعهدنامهای را که به زبان انگلیسی نوشته شده بود امضا کرده بود، اما او فقط هندی صحبت میکرد. گزارش بازرسی محرمانهای که توسط Businessweek بررسی شده است، خاطرنشان کرد: «این نیز یک وضعیت مشکوک است.»
بازرسان همچنین این موضوع را مورد سؤال قرار دادند که چگونه دو پزشک در کلینیک نتوانستند تشخیص دهند که آیا او تا به حال زایمان کرده است یا نه. (سزارینها جای زخم به جای میگذارند و زایمانهای واژینال معمولاً علائمی مانند بافت اسکار به جای میگذارند.) گزارش میگوید: «این وضعیت در مورد کیفیت کل فرآیند تردید ایجاد میکند.» به گفته گزارش، بازیابی تخمک از یک خردسال بدون «نقش فعال» کارمندان و پزشکان در Nova امکانپذیر نبوده است.
ماه بعد، پلیس پنج نفر را دستگیر میکند: سیمه و انیتا و سه همدست مرد. در یک اطلاعیه مطبوعاتی، از دستگیری گروهی که زنان و دختران فقیر را به فروش تخمکهایشان فریب میدادند، خبر میدهند. این خبر به سختی توجهی را به خود جلب میکند – بزرگترین روزنامه انگلیسی زبان کشور خلاصهای را در صفحه 12 منتشر میکند – قبل از اینکه از چرخه خبری محو شود. پلیس از شناسایی کلینیکی که تخمکهای کودک را گرفته است، خودداری میکند.
هنگام دستگیری، پلیس تلفنهای سه نفر از مظنونان را ضبط میکند. در ایستگاه پلیس مختص زنان که این تحقیق را رهبری میکند، یک سرگرد پیامهای WhatsApp آنها را باز میکند و شروع به پیمایش میکند.
اوایل سال 2020، در اولین روزهای کووید-19 بود که ماریا برای بازیابی تخمکهایش، رانندگی کوتاهی به سراسر چانیا داشت. این سومین تلاش IVF او بود. دو تلاش اول شکست خورده بود. اما ماریا و همسرش خوش شانس بودند که در شهر خود کلینیکی داشتند که از سال 1992 در حال فعالیت بود و والدین آینده را از همه جا جذب میکرد.
موسس انستیتو باروری مدیترانه، یک متخصص زنان و زایمان یونانی، خود را به عنوان یک شخصیت باروری معرفی کرده بود – ارائه در کنفرانسها و ایجاد پیروان خانوادههایی که عکسهای نوزادان خود را در فیسبوک منتشر میکردند. در سالهای اخیر، یک جنینشناس یونانی به او پیوسته بود که به عنوان مدیر علمی به گسترش عملیات کمک میکرد. سام اورینگهام، مدیر جهانی یک سازمان در استرالیا که به مشتریان در مورد جایگزینی و اهدای تخمک مشاوره میدهد، میگوید: «آنها موارد زیادی را بر عهده داشتند. بسیار زیاد.»
اورینگهام، چه به طور شخصی و چه حرفهای، تغییر و تحول در صنعت باروری جهانی را دیده بود. جستجوی خانوادهاش برای بچهها او را به هند برده بود، جایی که دو دخترش در سال 2011 با کمک دو مادر جایگزین و یک اهداکننده تخمک به دنیا آمدند – یا حداقل این چیزی بود که به او گفته شده بود. او میگوید در آن زمان، هند در حال تجربه «تب طلا» بود، زیرا کلینیکها به سرعت رشد میکردند و خدمات باروری ارزان قیمت ارائه میدادند.
اما در سال 2015، هند جایگزینی را برای خارجیها ممنوع کرد. تایلند نیز همین کار را کرد. کامبوج به زودی از این پیروی کرد.
یک سال قبل از اینکه هند بازار خود را ببندد، یونان آن را باز کرد و به غیر مقیمها اجازه داد تا بارداریها را با استفاده از مادران جایگزین محلی ترتیب دهند. یونان با معرفی خود به عنوان مقصد گردشگری تولید مثل، سواحل و درمانهای نسبتاً ارزان قیمت IVF خود را تبلیغ کرد. تا سال 2017، والدین آینده بیشتری از کشورهای دیگر شروع به استفاده از کلینیکهای یونانی کردند. اورینگهام میگوید MFI «به طور قطع محبوبترین» بود. مشتریان نه تنها از استرالیا، بلکه از هند، ایتالیا و ایالات متحده نیز به چانیا آمدند.
هنگامی که ماریا در آن روز برای بازیابی خود آمد، محدودیتهای کووید-19 تعداد افرادی که میتوانستند در اتاق انتظار باشند را محدود میکرد. نقاشی زنی که نوزادی را در آغوش گرفته بود روی دیوار آویزان بود. به دستور کارکنان، ماریا قبلاً هفتهها آزمایش و قرار ملاقات انجام داده بود، برخی از آنها او را گیج کرده بود، از جمله غربالگری ژنتیکی برای فیبروز کیستیک. او قرار بود از تخمکهای خود برای تلاش برای بارداری استفاده کند، مهم نیست نتایج آزمایشگاه چه باشد، پس چرا باید زحمت میکشید؟ با این وجود، او برای رویه بازیابی که اکنون آشنا بود، آماده بود.
اولین مورد، فرم رضایت بود، که او میگوید به وضوح به یاد میآورد. این فرم شامل یک کادر برای علامت زدن بود که آیا او میخواهد هر جنین اضافی را به اشتراک بگذارد یا خیر، که او آن را علامت نزده بود. او میگوید این فرم هیچ چیز در مورد تخمکها نداشت. (زنی که در آن زمان به عنوان جنینشناس جوان در کلینیک مشغول به کار بود، شرح ماریا از فرمهای آزادسازی MFI را تأیید کرد.)
ماریا از خواب بیدار شد و به او گفته شد که بازیابی موفقیتآمیز بوده است. تخمکهای او بارور و جنینها منجمد میشدند تا در چند هفته بعد کاشته شوند. در یک روز بهاری، او به کلینیک بازگشت و به جمعی از زنان پیوست. اگر او تا به حال ناخواسته با زنی که تخمکهایش را گرفته بود برخورد میکرد، ممکن است این لحظه باشد.
بیماران IVF در گروههای حدود شش نفره به چرخه میپیوستند. آنها یکی پس از دیگری در یک اتاق عمل خصوصی کاشته میشدند، سپس برای 15 تا 20 دقیقه در اتاق مجاور که پر از تخت بود، به استراحت فرستاده میشدند. آنقدر شلوغ بود که وقتی ماریا از عمل خود بیرون آمد، تخت خالی وجود نداشت. بنابراین او روی صندلی کنار ردیفی از زنان دیگر نشست و امیدوار بود که جنین جا بیفتد.
به محض اینکه گروه او تمام شد، گروه دیگری آمد.
در 21 مه – چهار روز قبل از بازیابی تخمک آمبر، حدود 70 مایل به سمت غرب – برندی اولین تزریق از حداقل 20 تزریق را به خودش تزریق میکند. دو دارو تخمدانهای او را تحریک میکنند تا به رشد دهها تخمک کمک کنند. یک داروی سوم از آزاد شدن تخمکها توسط تخمدانها جلوگیری میکند تا زمانی که به اندازه کافی برای استخراج بالغ شوند. برندی که پرستار در تایوان است، پنج بار این کار را قبلاً انجام داده است. او 30 ساله، با اعتماد به نفس، و تقریباً بیتفاوت است. او از ما میخواهد که از «برندی» به عنوان نام مستعار او استفاده کنیم. وقتی از او میپرسیم که آیا ممکن است قبل یا بعد از تزریقها چند فکر را ضبط کند، میگوید: «چرا؟ چیزی برای گفتن نیست.»
او در اتاقی در خانهای متعلق به یک خانواده چینی آمریکایی در محله چینی آمریکایی در هزار اوکس، کالیفرنیا اقامت دارد. او یخچال را با آنها به اشتراک میگذارد، جایی که داروهای خود را در کنار کاهو و شیر خود نگه میدارد. خانواده هیچ سوالی نمیپرسند.
برندی تزریقها را در حالی که جلوی میز شیشهای مینشیند که با لوازم آرایش، نرمکننده مو و ویتامینهایش پوشیده شده است، انجام میدهد. یا در حالی که ایستاده است تزریقها را انجام میدهد. مسئله مهمی نیست. در شب اول، و هر شب به مدت یک هفته، او دو تزریق به خودش تزریق میکند. سپس، به مدت چند روز، یک تزریق سوم اضافه میکند. او 1 میلیلیتر محلول نمک را با 75 واحد منوپور – دارویی مشتق شده از ادرار زنان یائسه – مخلوط میکند، نقطهای را بالای تخمدان راست پیدا میکند، پوست را میگیرد. او یک سوزن خودکار با 375 واحد فولیستیما میگیرد و تزریق میکند. همین کار را با 0.5 میلیلیتر گانیریلکس انجام میدهد. سه دقیقه، کارش تمام است. او برای نماینده خود ویدیویی از آن ساخته است، همانطور که اکثر دختران تخمک تایوانی باید انجام دهند. مدرکی دال بر تکمیل وظیفه روزانه. سپس، شام.
برندی عاشق غذا خوردن است، اما وقتی کار میکند – کلمه خودش – مراقب است. مقدار زیادی پروتئین، میوه و سبزیجات، شیر و آب. یک ماه قبل از تزریقها، کلسیم، ویتامین D و CoQ10 مصرف میکند، که به گفته او به کاهش التهاب در تخمدانهایش کمک میکند و شاید از مشکلاتی که میتواند از تحریک بیش از حد به وجود بیاید، جلوگیری کند. پنج چرخه و او هرگز هیچ نگرانی طولانی مدتی نداشته است. او میگوید: «هر بار، بیش از 30 تخمک. پزشکان و پرستاران بسیار خوشحال هستند. این مرا محبوب میکند.»
این سومین چرخه او در کلینیک HRC در پاسادنا است. HRC در سال 1988، هفت سال پس از تولد اولین نوزاد در ایالات متحده با استفاده از لقاح آزمایشگاهی، در کالیفرنیای جنوبی افتتاح شد. پزشکان آن از مدتها قبل جزو پیشگامان بودند و فرصتها را به سرعت غنیمت میشمردند. آنها به زنانی که بیش از 50 سال داشتند کمک کردند تا باردار شوند، در حالی که تعداد کمی از دیگران این کار را انجام میدادند. آنها بیش از یک ستاره واقعیت تلویزیونی Bravo را درمان کردهاند. اکنون، HRC Fertility Management که بر کلینیکها نظارت میکند، متعلق به یکی از بزرگترین شرکتهای باروری چین، Jinxin Fertility Group است که در بورس اوراق بهادار هنگ کنگ معامله میشود. حدود یک سوم چرخههایی که HRC انجام میدهد برای مشتریان چینی است.
برندی چندین صبح با Uber به کلینیک میرود تا پرستاری بتواند در صورت کند بودن رشد تخمکهایش یا واکنش بد بدن، دوز داروهایش را تنظیم کند. دستورالعملها بعداً از طریق ایمیل به زبان ماندارین میرسد.
معمولاً ناراحتی در هفته دوم تزریقها شروع میشود. تا آن زمان، برندی کبود، متورم و خسته است. او وقتی به او گفته میشود که دقیقاً در ساعت 10 شب پنجشنبه 30 مه، به خودش یک تزریق محرک از هورمون HCG یا گنادوتروپین کوریونی انسانی تزریق کند و صبح روز بعد برای معاینه آخر بیاید، آسوده خاطر میشود. چرخه او تقریباً کامل است. بازیابی او حدود 36 ساعت بعد خواهد بود.
کلینیک در طبقه نهم یک ساختمان اداری قرار دارد و سالن انتظار آن با لوستر روشن شده است. قرار است صبح جمعه با برندی ملاقات کنیم، اما او حاضر نمیشود. وقتی بعداً با او تماس میگیریم، به ما میگوید که بد خلق است و فقط میخواهد بخوابد. اما بعد از بازیابیاش که برای ساعت 9 صبح روز بعد برنامهریزی شده است، با ما ملاقات خواهد کرد.
حدود ساعت 10:30 صبح شنبه، او از آسانسور در صندلی چرخدار، توسط یک پرستار هل داده میشود، بیرون میآید. او یک مینی لباس سفید روشن پوشیده است و لبخند میزند. او فقط 18000 دلار درآمد داشته است. این تقریباً به اندازه حقوق سالانه او در تایوان است. او 29 تخمک تولید کرده است. او میگوید که قبلاً احساس بهتری دارد – او به دنبال غذاهای خوشمزه است. در رستوران، روی ظرفی از گوشت کبابی، میگوید که زیاد به افرادی که تخمکهای او را میخرند یا کودکانی که ممکن است روزی داشته باشند، فکر نمیکند. او میگوید: «من میتوانستم مانند کنفوسیوس با 72 دانشآموز باشم. اما همه میخواهند مطمئن شوند که اهداکنندگان تخمکهایشان را بیش از حد دوست نخواهند داشت، که ما میفهمیم تخمکها اکنون متعلق به والدین است.»
بعداً، برندی به نمایندگان خود گزارش میدهد. یکی از آنها در تایپه، یک مدل سابق و برگزارکننده مهمانی شبانه است که قبلاً زنان جوان را برای کار در بارهای سنگاپوری استخدام میکرد. از سال 2015، او به جای آن آنها را برای تبدیل شدن به دختران تخمک استخدام میکند و آنها را به شریک خود در خارج از لسآنجلس میفرستد. او یک آژانس را اداره میکند که از اولین آژانسهایی بود که والدین آینده را در چین با کلینیکهای آمریکایی مرتبط میکرد. در چین، درمانهای باروری فقط برای زوجهای متاهل همجنسگرا در دسترس است و جایگزینی و اهدای تخمک پولی ممنوع است. تنها راهی که یک زن میتواند از تخمک شخص دیگری استفاده کند این است که آن شخص خودش از IVF عبور کرده باشد و تخمکهای استفاده نشده خود را به اشتراک بگذارد. این امر نادر است. برای تخمکهای برندی، والدین آینده 10000 دلار به نمایندگان او پرداخت خواهند کرد.
برندی در حال حاضر در حال بررسی بازیابی دیگری با یک آژانس متفاوت است. او فکر میکند که دوباره وارد بازار کردن خود ممکن است به او اجازه دهد تا درآمد بیشتری کسب کند. دفعه بعد، او امیدوار است که 20000 دلار به دست آورد.
هر صبح، از حدود ساعت 6، زنان مسن با سه چرخههای برقی خود در اطراف روستای هه در استان هبی در شمال شرقی چین میچرخند. آنها برای مدت کوتاهی در خانههای زنان مسن دیگر توقف میکنند، جایی که در انتظار دربهای جلویی سطلهای کوچک ادرار تازه است. نه هر ادراری – باید ادرار زنان یائسه باشد، زیرا آنها میتوانند سطح بالایی از دو هورمون مهم تولید کنند. جمعآوریکنندگان کیفیت ادرار را با نوار تست کاغذی بررسی میکنند: اگر نوار زرد باقی بماند، ادرار را در پارچها میریزند. سپس کسی آن را برای پردازش توسط Weichen Biological Products، یک شرکت خصوصی که حدود یک ساعت رانندگی با آن فاصله دارد، میبرد. Weichen میگوید که هر روز از تنها ادرار برای تولیدکنندگان دارو، هورمون استخراج میکند. در نهایت، این هورمونها تبدیل به مهمترین عنصر برخی از رایجترین داروهای باروری مورد استفاده برای تحریک تخمکگذاری میشوند. هورمونها را میتوان سنتز کرد – تقاضا برای داروهایی که سالها پیش این امر را ضروری میکرد. اما توسعه داروها به ادرار زنان یائسه بستگی داشت و در برخی از مکانها هنوز هم همینطور است.
پنج ساعت، 300 سطل ادرار: یک صبح خوب برای جمعآوریکنندگان. به نظر نمیرسد اکثر آنها این کار را برای پول انجام دهند. جمعآوریکنندگان – که ادرار خود را نیز میدهند – حداقل دستمزد دریافت میکنند، اما شکایتی ندارند. یکی از زنان میگوید: «این چیزی است که در غیر این صورت هدر میرفت، بنابراین اگر مفید است، چرا آن را جمعآوری نکنیم و از آن استفاده نکنیم؟» آنها نام داروهای ساخته شده از آن، نوعی داروی باروری را نمیدانند. مشارکتکنندگان نشانهای از قدردانی، مقداری نمک، یک کیسه مواد شوینده لباسشویی دریافت میکنند. روی بستهبندی نوشته شده است: «زباله را به گنج تبدیل کنید.» و: «به یک مادر کمک کنید تا به مادر آینده کمک کند.»
آلیس کمپتون 32 ساله و تازه ازدواج کرده بود که او و همسرش، پل، از پسر عموی خود درخواست کمک کردند. آلیس بدون تخمدان به دنیا آمده بود. اگر میخواست بچهدار شود – و میخواست – به اهداکننده تخمک نیاز داشت. اما در استرالیا، محل تولد او، اهداکنندگان باید کسی باشند که با آنها رابطه برقرار کرده باشید و فقط باید با انگیزههای خیرخواهانه عمل کنند. پسرعمو گفت: من آماده کمک هستم.
او کاندیدای ایدهآلی نبود. اهداکنندگانی که بالای 35 سال سن دارند، سالمند در نظر گرفته میشوند و پسرعمو 36 ساله بود. یک زن در بدو تولد تا 2 میلیون تخمک دارد، اما تا اواسط تا اواخر دهه 30 زندگی خود، کمتر از 3 درصد از آنها باقی میماند.
در سال 2017، یک متخصص باروری در ملبورن 20 تخمک از پسرعمو بازیابی کرد. کمتر از نیمی از آنها با استفاده از اسپرم پل به جنین تبدیل شدند. در طول 18 ماه، آلیس هفت چرخه IVF را پشت سر گذاشت. دو مورد جواب نداد، اما پنج مورد جواب داد. همه آنها با سقط جنین به پایان رسیدند. آلیس به یاد میآورد: «برای مدتی آنجا بود – بنگ، بنگ، بنگ.» طولانیترین بارداری او به 14 هفته رسید.
وقتی از پسرعمو خواستند که برای بار دوم اهدا کند، او امتناع کرد. او به آنها گفت: من نمیتوانم دوباره این کار را انجام دهم.
برای بسیاری از استرالیاییها، سفر در همان جا به پایان میرسید. پل و آلیس کمپتون در عوض به یک صنعت جهانی رو به رشد روی آوردند که به زوجهای در حال مبارزه از نقاطی از جهان که اهدای تخمک در آنجا بسیار محدود یا پرهزینه است، خدمات ارائه میدهد. آنها به ایالات متحده روی آوردند و به گفته پل، از «کاپیتالیسم شفاف» کشور قدردانی کردند.
پل مشاور املاک تجاری و آلیس دامپزشک است. آلیس که شوخ و اجتماعی است، در دهه 20 زندگی خود در برنامه Big Brother حضور داشت و از مدتها قبل دونده پرشور بوده است. او با موهای بلوند و چشمان آبی، میخواست اهداکننده تخمکی داشته باشد که شبیه او باشد و سبک زندگی مشابهی داشته باشد.
در ایالات متحده و جاهای دیگر، آژانسهای اهداکننده به عنوان واسطه عمل میکنند و نمایههای آنلاین جامعی را ارسال میکنند که والدین آینده میتوانند آنها را جستجو کنند. غوطهوری عمیق در زندگی اهداکنندگان میتواند بیضرر باشد: رنگ مورد علاقه شما چیست؟ غذای مورد علاقه؟ یا گاهی اوقات مزاحم: آیا موهای بدن زیادی دارید؟ سابقه بیماریهای مقاربتی؟ برخی از آژانسها عکاسانی را استخدام میکنند تا اهداکنندگان تخمک خود را به روشی ملایم و مادری به تصویر بکشند. برخی دیگر عکسهایی از زنان با لباسهای جذاب ارائه میدهند.
آلیس در بیشترین تعداد کاتالوگها ثبت نام کرد و هزینههای اشتراک سالانه تا چند صد دلار برای هر کدام پرداخت کرد. آلیس میگوید: «پل مرا ساعت 3 صبح مییافت که فقط پیمایش میکردم و پیمایش میکردم. ما در مورد هزاران دختر صحبت میکنیم. این مانند پیمایش در Tinder بود.»
در فوریه 2019، در یکی از شکارهای شبانه خود، آلیس پروفایلی را که تازه در کاتالوگ Growing Generations بارگذاری شده بود، مشاهده کرد. این کاندیدایی بود که آنها به دنبالش بودند.
«In vitro» در لاتین به معنای «در شیشه» است. در سال 1978، در انگلستان، لوئیز جوی براون پس از اینکه در ظرف پتری با استفاده از تخمک و اسپرم والدین بیولوژیکی خود باردار شد، به عنوان اولین نوزاد IVF جهان متولد شد. تولد او باعث تجدید نظر در نحوه ساختن نوزادان شد.
بعد، محققان استرالیایی راه حلی را برای زنانی که تخمکهای آنها قابل دوام نبود، ارائه کردند. با استفاده از هورمونها، آنها رحم یک زن 25 ساله در یائسگی زودرس را برای بارداری آماده کردند، سپس جنینی را که از اسپرم همسرش و تخمک اهدایی زن دیگری ایجاد شده بود، کاشتند. در دسامبر 1983، این زن اولین فرزند جهان را که با کمک اهداکننده تخمک به دنیا آمده بود، به دنیا آورد.
در آن زمان، محققان شروع به آزمایش انجماد تخمک کردند. میزان موفقیت پایین بود. تخمک انسان 90 درصد آب است و وقتی منجمد میشود، کریستالهای یخ میتوانند به دوک ظریف کروموزومها در داخل آسیب برسانند. حتی با تبدیل شدن IVF به روشی اصلی، در دو دهه بعد فقط چند تولد با استفاده از تخمکهای منجمد اتفاق افتاد.
در اوایل دهه 2000، فناوری جدیدی به نام ویترفیکیشن به تخمکها اجازه میداد تا به قدری سریع منجمد شوند که مایع فرصتی برای تشکیل کریستال نداشته باشد و در عوض به جامد شیشهای مانند تبدیل شود. در سال 2012، دو مورد از بزرگترین سازمانهای جهان که نمایندگی متخصصان باروری را بر عهده داشتند، از این روش حمایت کردند. ویترفیکیشن رونق گرفت. به گفته مراکز کنترل و پیشگیری از بیماریها، فقط در ایالات متحده، تعداد روشهای باروری با استفاده از تخمک یا جنین اهدایی منجمد از سال 2012 تا 2021 سه برابر شد و به 26700 رسید.
اکنون میتوان تخمکها را در یک قاره منجمد کرد، بارور و در قاره دیگر کاشت.
در حالی که افسر پلیس پیامهای WhatsApp را مرور میکند، شناسنامههای جعلی یکی پس از دیگری روی صفحه ظاهر میشود. دختر نوجوان مورد منزوی نبود و Nova تنها شرکتی نبود که از اهداکنندگانی با اسناد جعلی استفاده میکرد.
در پرجمعیتترین کشور جهان، تقاضا برای تخمک سیریناپذیر است. حداقل 1400 کلینیک باروری ثبت شدهاند، و احتمالاً هزاران کلینیک دیگر در حال فعالیت هستند. بزرگترین زنجیره هند، Indira IVF، سالانه حدود 45000 چرخه انجام میدهد، که بیش از نیمی از تعداد کل انگلستان، زادگاه IVF است. و در حالی که تخمکهای اهدایی در درصد کمی از انتقال جنین در سراسر جهان استفاده میشوند، بیش از دوازده پزشک در هند به ما گفتند که در کلینیکهای آنها میتواند از 30 درصد تا 50 درصد باشد.
نیازهای فرهنگی این تجارت را تقویت میکنند. زنان هندی تحت فشار شدید برای تولید مثل هستند. در یک عروسی هندو، کشیش با آرزوی هشت پسر برای عروس او را برکت میدهد. پس از ازدواج، نیاز به زایمان شروع میشود: «Aur beta، good news kab de rahi ho؟» یا «کودک، چه زمانی خبر خوبی میدهی؟» همه احساس میکنند که حق دارند در مورد موضوعی خصوصی و صمیمی نظر دهند: عمهها، پسرعموها، همسایهها، مغازهداران، رانندگان تاکسی، نگهبان. با گذشت زمان، این سؤالات به سرزنش تبدیل میشوند.
در مناطق روستایی محافظهکار، جایی که موقعیت یک زن از قبل ناامن است، ناباروری اوج شرم است. کلینیکهای باروری ممکن است پادزهری ارائه دهند.
در سال 2009، یک شرکت سرمایهگذاری خصوصی مستقر در نیویورک، GTI Group، Nova را به عنوان یک زنجیره بیمارستانی راهاندازی کرد. NEA سال بعد سرمایهگذاری کرد. سال بعد از آن، Nova وارد بخش باروری شد و سه کلینیک افتتاح کرد. در سال 2012، Nova با یک زنجیره باروری مشهور اسپانیایی که اکنون IVIRMA نامیده میشود، همکاری کرد. در همان سال، Goldman Sachs سرمایهگذاری کرد. این شرکت در نهایت به یکی از بزرگترین سهامداران تبدیل شد.
سرمایهگذاران برای توسعه فشار آوردند. در چند سال، پنج کلینیک به 20 کلینیک افزایش یافت. خوان گارسیا-ولاسکو، مدیر ارشد علمی جهانی IVIRMA، که مرتباً برای ارزیابی استانداردهای بالینی به هند سفر میکرد، سعی کرد در مقابل این فشار مقاومت کند و هشدار داد که جنینشناسان نمیتوانند به سرعت آموزش ببینند. گارسیا-ولاسکو به یاد میآورد: «فشار برای رشد بسیار زیاد بود. ما در مورد آسیب به برند فکر میکردیم، اگر مشکلی پیش میآمد.»
تا سال 2019، Nova در حال ضرر بود و همکاری آن با IVIRMA از هم پاشید. گلدمن و سایر سرمایهگذاران سهام خود را به مالک فعلی، واحد TPG، فروختند. یک مدیرعامل جدید هزینهها را کاهش داد و Nova را به سودآوری بازگرداند. تعداد کلینیکهای Nova در پنج سال سه برابر شد و به بیش از 70 رسید. از جمله آنها کلینیکی بود که در یک ساختمان تجاری پنج طبقه در یک تقاطع شلوغ در واراناسی ساخته شده بود.
با افزایش کلینیکها، شبکهای از مأموران به وجود آمد که در بسیاری از موارد خود را بین ناامیدی یک فرد ثروتمند برای داشتن فرزند و ناامیدی یک زن فقیر برای پول قرار دادند.
انیتا به پلیس گفت که او به عنوان نظافتچی در یک کلینیک باروری کار میکرده و دیده است که زنان با فروش تخمکهای خود «پول خوبی» به دست میآورند. بنابراین او تخمکهای خود را فروخت. سپس او به عنوان نماینده کار خود را شروع کرد و زنان دیگر را متقاعد کرد که تخم
بازار جهانی تخمک: داستانهایی از سود، خطر و سوء استفاده
داستانهایی از زنان جوانی که تخمکهای خود را میفروشند و چالشهای اخلاقی و قانونی این تجارت پر سود
نویسنده
به مدت پنج روز، خانواده کمپتون پورتلند را کاوش کردند. سپس دستیار پزشک با خبر ویرانگری تماس گرفت: هیچ یک از جنینها قابل دوام نبودند.
برای آلیس، این از دست رفتن مانند مرگ بود. او فریاد زد و گریه کرد. او 20 ساعت بعد را روی لپتاپ خود گذراند و هر مقاله پزشکی که میتوانست پیدا کند را خواند. او به این نتیجه رسید: «البته که هرگز قرار نبود کار کند»، آلیس میگوید. «پل اسپرمها را روی باربیکیو برای مدت بسیار طولانی سرخ کرده بود.» (جان هسلا، مدیر پزشکی ORM، در مصاحبهای به ما گفت: «ما همیشه با اسپرمهای آسیبدیده کار میکنیم. ما فکر میکردیم که ادامه دادن برنامه معقول بود.»)
کلینیک موافقت کرد که کل روش را مجدداً و بهصورت رایگان انجام دهد. هسلا در ایمیلی که بیزینسویک مشاهده کرده است، به خانواده کمپتون نوشت: «همه ما، بهویژه من، از این نتیجه بسیار ناامید و غمگین هستیم. من به دفتر تجاری دستور دادهام تا یک چرخه IVF دوم با تخمکهای کارن برای ایجاد جنینهای بیشتر را بدون هیچ هزینهای برای شما تصویب کند.»
کارن نیز پیشنهاد کرد که مجدداً و بهصورت رایگان اهدا کند. برخلاف آمبر و برندی، زنان تایوانی، کارن میگوید که او این را بهعنوان یک بازار یا کاری که انجام میدهد بهعنوان فروش نمیبیند: «من تخمکهایم را نمیفروشم. من هرگز تخمکهایم را نفروختهام.» او میگوید که این فرصتی برای کمک است. اما Growing Generations این کار را اجازه نداد، خانواده کمپتون و کارن میگویند. این آژانس همچنین از چشمپوشی بر هزینه خود خودداری کرد و در عوض تخفیف 20% ارائه داد. (برای این داستان، Growing Generations به درخواستهای کتبی برای اظهار نظر پاسخ نداد.)
جسیکا جونیانت، در آن زمان معاون توسعه بینالملل Growing Generations و شخص رابط کارن در آژانس، در ایمیلی در اکتبر 2019 به آلیس گفت: «دلیل هزینه و قرارداد اضافی آژانس این است که شما کارن را برای اهدای اضافی در چرخه قرار میدهید و هر اهداکننده به 5 تا 6 اهدا محدود میشود.»
جونیانت ادامه داد: «ما بهعنوان یک تجارت، به چرخههای متعدد اهداکنندگان متکی هستیم تا بتوانیم از نظر مالی همه کارهایی که انجام میدهیم را توجیه کنیم. درست یا منصفانه به نظر نمیرسد که بگوییم باید این کار را بهصورت رایگان انجام دهیم یا اهداکننده خود را به ORM بدهیم تا Growing Generations را دور بزنیم.»
خانواده کمپتون مجبور شدند پول بیشتری تهیه کنند. اکنون بدهی آنها به یک چهارم میلیون دلار نزدیک میشد.
در دسامبر 2019، کارن تحت یک برداشت تخمک دوم برای خانواده کمپتون قرار گرفت. در هر چرخه IVF، محاسبات به ندرت مهربان است. 36 تخمک استخراج شد. 19 جنین ایجاد شد. 4 مورد آزمایش ژنتیکی را پشت سر گذاشتند. پس از پنج سقط جنین، آلیس دعا کرد که فقط یکی از جنینها موفق شود.
سیوشش تخمکتصور کنید سنگی با الماسهای جاسازیشده را به یک جواهرساز میبرید. اسکنها تعداد نامشخصی از جواهرات را در داخل نشان میدهند. جواهرساز به کارگاه خود میرود و بعداً با خبر خوب برمیگردد: 10 الماس. شما باید به این اعتماد کنید. اما شاید تعداد واقعی بیشتر باشد.
همین امر در مورد تخمدان زمانی که بیمار تحت بیهوشی است، صادق است. یک مقام اجرای قانون یونانی میگوید: «زمانی که پزشک تخمکها را خارج میکند، فقط او حضور دارد.» زنی که به هوش میآید، در موقعیتی نیست که تعداد را زیر سوال ببرد. و کلینیکها گاهی از این موضوع سوء استفاده کردهاند.
به مدت سه دهه، تجارت تخمک با سرقت تخمک درگیر بوده است. و به مدت سه دهه، حوزههای قضایی مختلف قوانین و شیوههای نظارتی خود را برای مقابله با این تهدید ناکافی یافتهاند.
در سال 1995، تحقیقاتی توسط Orange County Register نشان داد که در یک کلینیک باروری در دانشگاه کالیفرنیا در ارواین، تخمکها بدون رضایت بیماران گرفته میشدند و برای باردار کردن زنان دیگر استفاده میشدند. سیستم دانشگاه کالیفرنیا بیش از 24 میلیون دلار برای حل و فصل دعاوی مطرحشده در پی این واقعه پرداخت کرد. اما در آن زمان، هیچ قانون کیفری در کالیفرنیا سرقت تخمک ادعا شده توسط کلینیک را پوشش نمیداد. (یکی از دلایل: نمیشد بهطور قطعی گفت که تخمکها چه ارزشی دارند.) پس از آن، ایالت قانونی را تصویب کرد که سرقت تخمک انسان را غیرقانونی میدانست.
Orange County Registerدر اسرائیل، پزشکان اعتراف کردند که از سال 1996 تا 1999 صدها تخمک را بدون رضایت بیماران IVF گرفتهاند. پزشک تنها از یک بیمار 232 تخمک گرفت و آنها را به 33 زن دیگر منتقل کرد. هیچ قانونی بهطور خاص اقدامات او را ممنوع نمیکرد، اما در یک اقدام انضباطی، مجوز او به مدت 2.5 سال تعلیق شد. امروز او بنیانگذار کنفرانسی سالانه است: کنگره جهانی مباحثات در زنان و زایمان، زنان و ناباروری.
در ایتالیا، پس از اینکه زنی به پلیس گفت که پزشک بدون رضایت او در طول یک عمل پزشکی تخمکهایش را خارج کرده است، در سال 2016 دستگیر شد. او محکوم شد و به 6.5 سال زندان محکوم شد که به دلایل پزشکی مجاز بود در حبس خانگی باشد.
در کرت، مقامات نظارتی یک سال قبل از جمعآوری تخمکهای ماریا از مشکلات احتمالی در انستیتو باروری مدیترانه آگاه بودند. در سال 2019، سازمان ملی یونان برای تولید مثل با کمک پزشکی، بر اساس شکایتی، دو پزشک و یک وکیل را برای انجام بازرسی از کلینیک MFI اعزام کرد. امانوئل لاسکاریدیس، وکیل، میگوید که بازرسان پروندههای مربوط به برنامه جایگزینی کلینیک را بررسی کردند. در نهایت، او میگوید: «مطمئن بودیم که این همه پروندههای مشتریانی که داشتند، نیست.» تیم با رأی 2-1 مجوز MFI را به دلیل ثبت نادرست سوابق تعلیق کرد.
سازمان ملی یونان برای تولید مثل با کمک پزشکی
اما این تعلیق اعمال نشد و در پاییز 2020، پارلمان یونان این سازمان را منحل کرد. در سال 2021، دولت رئیس جدیدی را برای رهبری نسخه بازسازیشده آژانس تعیین کرد: نیکولاس وراچنیس، متخصص باروری برجسته آتن، تنها بازرس که علیه تعلیق مجوز MFI رأی داده بود.
MFI همچنان باز بود و زنان بیشتری از آن عبور میکردند.
برندی میتواند برای هر استخراج 20000 دلار درخواست کند. آمبر میتواند تا 25000 دلار درآمد داشته باشد. دهههاست که زنان جوان میتوانند تخمکهای خود را در ایالات متحده بفروشند، اما همیشه اینقدر سودآور نبوده است. برای این کار، دختران تخمک و هزاران نفر دیگر مدیون زنی به نام لیندسی کاماکاهی هستند.
در سال 1984، زمانی که تعداد کمی از مراکز در کشور برای کمک به بیماران در استفاده از تخمکهای شخص دیگری ارائه میشدند، قیمت «غرامت» اصطلاح مورد علاقه صنعت برای یک دسته تخمک حدود 250 دلار بود. تا سال 1987 به 500 دلار رسید. تا سال 1993، حدود 1500 دلار. برای خریداران هنوز هم یک معامله عالی بود. سپس، در سال 1999، آگهی در روزنامههای دانشگاههای برتر برای یک زن ورزشکاری با قد 5 فوت و 10 اینچ که حداقل 1400 امتیاز در آزمون SAT کسب کرده بود، منتشر شد. به او 50000 دلار برای تخمکهایش پرداخت میشد.
آگهی در روزنامهها منتشر شد
تا آن زمان، ASRM، گروه تجاری صنعت باروری، شروع به محاسبه این بازار رو به رشد کرده بود و گفت که مبلغ پرداختی به اهداکنندگان «نباید به حدی زیاد باشد که موجب اجبار یا بهرهکشی شود.» در سال 2000، به اعضای خود توصیه کرد که غرامت نباید به حدی بالا باشد که نشان دهد افراد برای قومیت یا شخصیت یا دستاوردهای اهداکننده پول پرداخت میکنند. این گروه تجاری برای تعیین پرداخت عادلانه، محاسبات عجیبی انجام داد. این کار با آنچه اهداکنندگان اسپرم در یک ساعت درآمد دارند، شروع شد، این رقم را در تعداد ساعتهای مورد نیاز اهداکنندگان تخمک ضرب کرد، سپس مبلغی دلخواه برای در نظر گرفتن بار جسمی و عاطفی اضافی به آن اضافه کرد. نتیجه: «مبالغ 5000 دلار یا بیشتر نیاز به توجیه دارند و مبالغ بالای 10000 دلار فراتر از آنچه مناسب است میرود.»
«چرا وظیفه زنان است که مراقبت کنند؟»در سال 2007، کاماکاهی تعدادی تخمک فروخت. پس از دانشگاه به کالیفرنیا نقل مکان کرد، جایی که مرتباً خون و پلاسما اهدا میکرد. او متوجه شد که مردم به تخمک نیز نیاز دارند: «این چیزی است که من دارم و این چیزی است که شما نیاز دارید.» او با زوجی از دانشگاهیان آسیایی-آمریکایی مطابقت داده شد - او همان پیشینه را داشت. قبل از اینکه برای استخراج برود، آنها به او هدیهای، یک شال آبی رنگ کَشمیری با یک کارت دادند. او میگوید که 6500 دلار نیز دریافت کرده است که در آن زمان فکر میکرد منصفانه است. او قبلاً دو شغل داشت، یکی برای تأمین مخارج خود و دیگری برای تأمین هزینه سفر. پول اضافی سفری به هلند را ممکن میساخت.
کاماکاهی دوستان مردی داشت که اسپرم خود را فروخته بودند و بنابراین، برای سرگرمی، درآمد خود را در طول سالها با هم مقایسه کردند. تقریباً یکسان بود. با توجه به سهولت اهدای اسپرم در مقابل سختی اهدای تخمک، این امر عادلانه به نظر نمیرسید. بهطور تصادفی، یکی از این دوستان با زنی در یک شرکت حقوقی قرار میگذاشت که میخواست محدودیتهای غرامت اهداکننده ASRM را بهعنوان تعیین قیمت به چالش بکشد. کاماکاهی به نحوه رفتار کلینیکها با اهدای اسپرم نگاه کرد و عصبانی شد: «مردان میتوانند این کار را برای پول انجام دهند - و هیچ محدودیتی برای میزان درآمد آنها وجود ندارد. دختران باید پرورشدهنده باشند. این یک «اهداء» است. فقط بگویید که یک معامله است.»
او موافقت کرد که خواهان اصلی در یک پرونده ضد انحصار در سال 2011 باشد که ادعا میکرد ASRM قیمتها را بهطور مصنوعی پایین نگه داشته است و کلینیکها از آن بهرهمند شدهاند: «توطئه طرف خریدار»، طبق اسناد قانونی. (ASRM از اظهار نظر خودداری کرد.) کاماکاهی در اولین باری که علناً در مورد این پرونده صحبت میکرد، به ما گفت: «من از نظر مالی انگیزه برای طرح این دادخواست نداشتم. فقط این بود که دختران کمترین سهم را میگرفتند. چرا وظیفه زنان است که مراقبت کنند؟»
در سال 2016، این پرونده حل و فصل شد و تا پایان سال، ASRM دستورالعملهای خود را در مورد غرامت حذف کرد. اهداکنندگان تخمک میتوانستند به همان اندازه که یک والدین مشتاق مایل به پرداخت بودند، درآمد داشته باشند. و والدین مشتاق در چین مایل بودند که مقدار زیادی پول پرداخت کنند. دولت به تازگی سیاست تکفرزندی خود را پایان داده بود. والدین مسنتر که میخواستند فرزند دوم داشته باشند و بسیاری دیگر، به ایالات متحده، بهویژه به کالیفرنیا سفر کردند، جایی که میتوانستند از حمایتهای قانونی و خدماتی که در خانه مجاز نبود، استفاده کنند.
بهزودی، آمبر و برندی و سایر دختران تخمک نیز به ایالات متحده سفر میکردند. برندی در اولین بار خود در سال 2017، 11000 دلار دریافت کرد. دو سال بعد، آمبر 17000 دلار برای یک چرخه درآمد کسب کرد: «مکانیسم بازار»، میگوید او.
سالها قبل از اینکه نوجوان در واراناسی ترغیب به فروش تخمکهایش شود، زنی به نام یوما شرپا از دارجلینگ به دهلی نقل مکان کرد.
شرپا در یک مغازه پوشاک کار میکرد و درآمد کمی داشت. در اواخر سال 2013، زنی با پیشنهادی به او نزدیک شد. او میتوانست تخمکهای خود را به قیمت 25000 روپیه بفروشد - نوع پولی که ماهها طول میکشید تا پسانداز شود و به او اجازه میداد از دختر 3 سالهاش که با اقوامش در دامنههای کوههای هیمالیا زندگی میکرد، دیدن کند. شرپا بدون اینکه به همسرش، سانجو رانا، بگوید، قبول کرد.
در 29 ژانویه 2014، حدود ساعت 4 بعدازظهر، شرپا به یک کلینیک IVF رسید. چند روز قبل، او به پزشکان گفته بود که تزریق هورمون باعث ناراحتی او شده است و میخواهد از آن صرف نظر کند. کلینیک به او گفت که خیلی دیر شده است، او باید به جلو حرکت کند. تخمکهای او در کمتر از 10 دقیقه برداشت شد.
او از اتاق ریکاوری با رانا تماس گرفت و ناراحت به نظر میرسید. او به او گفت که سریع بیاید.
هنگامی که رانا حدود ساعت 7:15 بعدازظهر رسید، شرپا بیهوش بود. طبق پروندههای دادگاه، کارکنان به او گفتند که او فقط استراحت میکند. یک ساعت گذشت. سرانجام پزشکان او را معاینه کردند و سپس آمبولانس فراخوانده شد. ساعت 10 شب بود. او به بیمارستان منتقل شد و بدون نبض به آنجا رسید. اندکی پس از نیمهشب، مرگ او اعلام شد.
معاینه پزشکی قانونی تعیین کرد که شرپا بر اثر سندرم تحریک بیش از حد تخمدان یا OHSS فوت کرده است. تخمدانهای او سه برابر بزرگتر شده بودند. خون و مایعات به شکم او نشت کرده و در اطراف قلب و ریههای او جمع شده بود. گزارشی از پرونده بعداً نتیجهگیری کرد که چنین مرگ و میرهایی از طریق «استفاده دقیق» از هورمونها و نظارت دقیق بر بیماران قابل پیشگیری است.
از اوایل دهه 2000، زمانی که هند به مقصدی محبوب برای درمانهای باروری تبدیل شد، الگویی شکل گرفت: رسوایی، به دنبال آن درخواست برای تنظیم، و سپس هیچ اتفاقی. مرگ شرپا تیتر خبرها شد، اما علاقه بهزودی فروکش کرد. سال بعد، در سال 2015، شورای پزشکی دهلی تعیین کرد که پزشکان که بر استخراج شرپا نظارت داشتند، ظاهراً سهلانگاری نکردهاند. شورا این موضوع را بهعنوان یک «عارضه نادر» حل و فصل کرد. تنها سرزنش آن این بود که کلینیک - متعلق به New Life Global Network - از یک نماینده برای یافتن اهداکننده تخمک استفاده کرده بود. New Life که خدمات باروری را در چهار قاره ارائه میدهد، به درخواستهای اظهار نظر پاسخ نداد.
دو سال بعد، در سال 2017، شورای پزشکی دهلی موضوع دیگری را بررسی کرد. شکایتی از سوی یک منبع آگاه ادعا میکرد که پزشکان در بیمارستان تحقیقاتی عمومی برتر کشور، انستیتو علوم پزشکی هند، دهلی نو، 30 تخمک را از یک بیمار IVF استخراج کردهاند و بدون رضایت او، 14 مورد را به دو بیمار باروری دیگر دادهاند، طبق اسناد شورا که بیزینسویک به دست آورده است. این مورد دیگری از سرقت ادعایی تخمک بود.
این شکایت ادعا میکرد: «این کاملاً غیر اخلاقی است.» دکتر نیتی سینگ که تخمکها را در بیماران دیگر کاشته بود، در مصاحبه تلفنی گفت که کارکنان به او گفتهاند که بیمار رضایت داده است. او آن را «یک اشتباه کوچک در رویه» خواند که به اشتباه مقصر شناخته شده است.
شورای پزشکی دهلی با اشاره به «شدت این اشتباه»، دستور داد که سینگ به مدت یک ماه تعلیق شود. کمیسیون ملی پزشکی این تصمیم را لغو کرد و در عوض او را با اخطار آزاد کرد. در دسامبر 2021، هند قانونی را برای تنظیم فناوری تولید مثل کمکی تصویب کرد. گامی کلیدی، ایجاد یک هیئت ملی برای مشاوره به دولت در مورد سیاستها و ایجاد یک کد رفتاری بود.
سینگ در آن هیئت حضور دارد.
سندرم تحریک بیش از حد تخمدان یا OHSS، یک اختلال ناشی از درمان پزشکی است - یعنی بیماری ناشی از خود درمان پزشکی. درمان در این مورد هورمونهایی است که اهداکنندگان تخمک و بیماران IVF برای القای ابر تخمدانی مصرف میکنند. یک مورد خفیف میتواند به معنای درد شکم، حالت تهوع و اسهال باشد. یک مورد شدید میتواند منجر به لخته شدن خون، ریههای پر از مایع، تخمدانی پیچخورده که میتواند خونرسانی خود را قطع کند، شود. مرگ ناشی از OHSS به نظر میرسد نادر است.
OHSS هنوز بهطور کامل درک نشده است و اغلب گزارش نمیشود. انجمن اروپایی تولید مثل انسان و جنینشناسی میگوید که OHSS خفیف تا 33% از بیماران IVF را تحت تأثیر قرار میدهد. انجمن آمریکایی پزشکی تولید مثل میگوید که OHSS متوسط تا شدید در 1% تا 5% از چرخههای IVF رخ میدهد. در ایالت ویکتوریا استرالیا، بازرسان در یک بازار تحت نظارت دقیق دریافتند که کلینیکها فقط یک سوم موارد OHSS را که نیاز به بستری شدن در شب داشتند از سال 2018 تا 2021 گزارش کردهاند.
33% از بیماران IVF
1% تا 5% از چرخههای IVF
مراقبتهای بعدی برای اهداکنندگان تخمک ناسازگار است، بنابراین نمیدانیم که آنها چقدر اغلب OHSS را تجربه میکنند. بهطور کلی، زنان جوانتر و کسانی که بیش از 15 تخمک در یک چرخه تولید میکنند، بهویژه در معرض خطر هستند. این امر بسیاری از اهداکنندگان را توصیف میکند - آمبر، برندی و کارن از جمله آنها. دیان توبیر، انسانشناس پزشکی در دانشگاه آلاباما و نویسنده کتاب Eggonomics: بازار جهانی تخمک انسان و اهداکنندگانی که آنها را تأمین میکنند، میگوید: «برخی از کلینیکها سعی میکنند تا حد امکان تخمکهای بیشتری بهویژه برای بانکهای تخمک خود، با ارائه دوزهای بالاتر دارو به دست آورند.»
Eggonomics: بازار جهانی تخمک انسان و اهداکنندگانی که آنها را تأمین میکنند
Eggonomics: بازار جهانی تخمک انسان و اهداکنندگانی که آنها را تأمین میکننددر ایالات متحده، مراکز کنترل و پیشگیری از بیماریها دادههای فراوانی را از کلینیکهای باروری جمعآوری میکند و میزان موفقیت آنها - یعنی تولد زنده - را منتشر میکند. اما از افشای اینکه بیماران و اهداکنندگان IVF در هر کلینیک چقدر دچار عوارض پزشکی میشوند، خودداری میکند. بلومبرگ شکایتی را بر اساس قانون آزادی اطلاعات برای وادار کردن آژانس بهداشت عمومی به انجام این کار، مطرح کرده است. (CDC میگوید که در مورد دعاوی حقوقی در حال رسیدگی اظهار نظر نمیکند.)
کارن در اتاقی بدون پنجره در فرودگاه بینالمللی میامی احساس ترس و خستگی میکرد. او پس از پروازی 9 ساعته از بوئنوس آیرس به آنجا منتقل شده بود. تلفن و گذرنامه آرژانتینی او مصادره شد. یک مأمور مهاجرت فدرال او را با سؤالاتی در مورد سفر و ویزای توریستیاش بمباران کرد.
چرا در ایالات متحده هستید؟
چرا در ایالات متحده هستید؟فقط برای بازدید.
از چه کسی دیدن میکنید؟
از چه کسی دیدن میکنید؟دوست پسرم.
آدرس او چیست؟
آدرس او چیست؟کارن دقیقاً نمیدانست. جایی در آتلانتا.
چرا پرواز شما به LA متصل است؟
چرا پرواز شما به LA متصل است؟باز هم، او پاسخی آسان نداشت.
اکتبر 2020 بود و کارن پنجمین سفر خود را به ایالات متحده برای برداشت تخمکهایش انجام میداد. او آخرین بار هفت ماه قبل، در یک HRC در جنوب کالیفرنیا، 60 تخمک را برداشت کرده بود - بیشترین تعداد در تمام روشهایش.
60 تخمکاکنون، در میانه همهگیری، پروازها به ایالات متحده کاهش یافته بود و مقامات مهاجرت بررسیها را افزایش داده بودند. بهطور رسمی، آنها به دنبال نشانههایی از بیماری بودند. اما بهطور غیررسمی، بررسی بیشتر این کار را آسانتر میکرد که داستانهایی را که منطقی نبودند، از هم جدا کنند. و داستان کارن منطقی نبود.
کارن میگوید که در سفرهای قبلی، آژانس او، Growing Generations، به او آموزش داده بود که جزئیات را مبهم نگه دارد و به هر کسی که از او میپرسید بگوید که در تعطیلات است. (Growing Generations در مورد این موضوع پاسخ نداد.)
مقامات مهاجرت تلفن کارن را جستجو کردند و مبادلاتی را در واتساپ پیدا کردند که به قرارداد او اشاره میکرد. وقتی با او روبرو شدند، اعتراف کرد. او میگوید: «سرانجام اعتراف کردم: «باشه، بله، میدانم که گفتم در تعطیلات هستم، اما این قرارداد دلیل اصلی حضور من اینجا است.»
او 24 ساعت در بازداشت بود. او میگوید که به خودش میگفت: «چه کار میکنم؟ آیا این واقعاً آنقدر بد است که آنها با من مثل یک تروریست رفتار میکنند؟» ورود کارن به ایالات متحده رد شد. او مجبور شد به آرژانتین برگردد. کارن در نهایت اهدای خود را در بوئنوس آیرس تکمیل کرد و تخمکها به HRC ارسال شد. او دچار مورد خفیفی از OHSS شد و مجبور شد تا زمانی که مایع در تخمدانهایش از بین برود، چند روز استراحت کند.
کارن تا زمانی که سوار هواپیما شد، تلفن خود را پس نگرفت. وقتی هواپیما به زمین نشست، آن را روشن کرد. واتساپ او پر از پیام بود - از نماینده Growing Generations که از او میپرسید که چرا پرواز متصل خود را انجام نداده است، از دوست پسرش، از دوستش کنیا.
همچنین پیامی از آلیس کمپتون وجود داشت. او با به اشتراک گذاشتن عکسی از یک پسر سالم گفت: «پل و من والدین هستیم.» آنها نام او را روپرت گذاشتند. آلیس گفت: «ما تو را دوست داریم. خیلی زیاد.»
کارن شروع به گریه کرد.
کارن میگوید: «این برای من یک نشانه بود. به من میگفت: کاری که انجام میدهی بد نیست. این امکان را فراهم کرد که این کودک به دنیا بیاید.»
حمله روسیه به اوکراین تجارت جهانی تخمک را مختل کرد و تأمینکننده کلیدی را به خطر انداخت. در فوریه 2022، کارکنان بانکهای کریوبانک اوکراینی قوطیهای حاوی مواد ژنتیکی منجمد را در خودروها پر کردند و آنها را از مرزهای لهستان و اسلواکی عبور دادند. یکی از مقصدها کلینیک MFI در خانیا بود که اعلام کرد که حفاظت امن را ارائه خواهد داد.
با وجود یافتههای قبلی تنظیمکننده یونانی مبنی بر اینکه کلینیک باید تعطیل شود، نمایه MFI در حال افزایش بود، با ورود اهداکنندگان و مادران جایگزین، والدین آیندهنگر، تخمکهای منجمد. (سازمان تولید مثل با کمک پزشکی، در پاسخ به درخواست اظهار نظر، بهطور مستقیم به این موضوع که چرا دستور تعلیق آن اعمال نشده است، نپرداخت.)
در همان سال، واحد جرایم سازمانیافته پلیس ملی یونان شروع به بررسی ملکی در خانیا کرد که کلینیک مادران جایگزین باردار را در آنجا اسکان داده بود. پلیس در دسامبر 2022 با اجازه دادگاه برای شنود تلفنهای کارکنان کلینیک، تحقیقاتی را آغاز کرد.
در 20 فوریه 2023، کارکنان MFI زنی بلغاری را تحت بیهوشی قرار دادند تا تخمکهایش را برداشت کنند. طبق شنودهای تلفنی پلیس، او دچار تشنج شدید شد و اکسیژن او کاهش یافت. این زن زنده ماند، اگرچه استخراج ناموفق بود.
پلیس شبکهای جنایی را با کلینیک در مرکز آن ترسیم کرد. در اوت 2023، آنها هشت نفر از کارکنان MFI، از جمله پزشک مؤسس کلینیک و مدیر علمی آن را دستگیر کردند. هر دو در انتظار محاکمه احتمالی در زندان هستند. وکیل پزشک به درخواست اظهار نظر پاسخ نداد. وکیل مدیر علمی در ایمیلی گفت که لیستی از سؤالات بیزینسویک در مورد پرونده پلیس حاوی نادرستی است، اما مشخص نکرد که آنها چه هستند.
پلیس در بیانیهای مطبوعاتی گفت که این کلینیک زنان آسیبپذیر از اوکراین، رومانی، مولداوی، گرجستان و آلبانی را برای اهداکننده تخمک و مادران جایگزین استخدام کرده و آنها را در بیش از ده خانه اسکان داده است. کارکنان کلینیک سوابق پزشکی و دادگاهی را جعل کردند و در فرزندخواندگی غیرقانونی کمک کردند. پلیس همچنین گفت که در صدها مورد، کلینیک از بیماران برای خدمات IVF که هرگز انجام نشده بود، از جمله انتقال جنین «ساختگی»، هزینه دریافت کرده است.
پلیس کنترل کلینیک را به دست گرفت، که فعالیت خود را متوقف کرد و مواد ژنتیکی در انبار منجمد MFI به بیمارستان عمومی خانیا منتقل شد.
در همان ماه، مطبوعات یونان گزارش دادند که پلیس در حال بررسی این احتمال است که وراچنیس - مردی که علیه تعلیق مجوز MFI رأی داده بود و بعداً رئیس سازمان تولید مثل با کمک پزشکی یونان شد - رشوه گرفته است. پلیس وراچنیس را دستگیر یا نام نبرد، اما دولت او را ظرف یک هفته برکنار کرد. (وراچنیس به درخواستهای ایمیلی برای اظهار نظر در مورد این داستان پاسخ نداد.)
پلیس، که اکنون به پروندههای کلینیک دسترسی دارد، به تحقیقات خود ادامه داد. همانطور که آنها سوابق دستنویس را بررسی میکردند، الگویی را در مورد بیماران IVF مانند ماریا مشاهده کردند. تخمکها از بیمار استخراج میشد. برخی، اما نه همه، برای ساخت جنین برای او استفاده میشد. در همان روز، زنی دیگر «اهدای» تخمک - معادل تعداد استفادهنشده برای بیمار IVF - دریافت میکرد.
جزئیات این تحقیق
تجارت جهانی تخمک: سفری از آرژانتین تا کالیفرنیا
ماجرای پیچیده و پرچالش تجارت بینالمللی تخمک
نویسندگان بیزینسویک
۲۹ تخمک، ۱۷۰۰۰ دلار
۲۲ تخمک، ۱۲۵۰۰ دلار
۳۰ تخمک، ۱۳۰۰۰ دلار
چین، ۲۰۲۱
حدود ۳۰ تخمک، ۱۳۰۰۰ دلار
حدود ۳۰ تخمک، ۱۴۰۰۰ دلار
چین، ۲۰۲۲
۴۴ تخمک، ۱۵۰۰۰ دلار
کالیفرنیا، ۲۰۲۲
۲۹ تخمک، ۲۵۰۰۰ دلار
حدود ۳۰ تخمک، ۱۲۰۰۰ دلار
چین، ۲۰۲۳
۵۲ تخمک، ۲۰۰۰۰ دلار
نیویورک، ۲۰۲۳
۳۶ تخمک، مبادله کالا به کالا
۲۹ تخمک، ۲۰۰۰۰ دلار
نیویورک، ۲۰۲۴
۳۳ تخمک، ۱۶۰۰۰ دلار
کالیفرنیا، ۲۰۲۴
دستگیریها در کلینیک MFI باعث ایجاد هرج و مرجی شد که مرزها را درنوردید.
سم اورینگهام، مشاور استرالیایی با مشتریانی که به MFI مراجعه کرده بودند، اکنون به آنها کمک میکرد تا پیامدها را پشت سر بگذارند. او میگوید برخی از والدین آینده، جنینهای خود را رها کردند، زیرا یا از IVF دست کشیده بودند یا بوروکراسی را دلهرهآور یافته بودند. ردیابی منشاء تخمکها غیرممکن بود. به مشتریان گفته نمیشد اهداکنندگان چه کسانی هستند. برخی از مشتریان با پول نقد به MFI پرداخت کرده بودند، به این معنی که فاقد مدارک بودند: «آنها بدون رسید رفتند.»
این آشوب، اورینگهام را به یاد صنعت باروری انداخت که در هند رها کرده بود. به او و همسرش گفته شده بود که یک اهداکننده همان تخمکها را برای دو دخترشان فراهم کرده است. اما با گذشت زمان، آنها شروع به شک کردند. اورینگهام میگوید: «از اینکه همیشه در حال تعجب بودم، خسته شده بودم.» بنابراین در سال ۲۰۲۳، آنها آزمایش DNA دختران خود را انجام دادند. «مطابقت نداشت.»
او میگوید: «این اتفاق برای تعدادی از زوجهایی که در آن زمان به هند رفته بودند، افتاده است.» و اکنون او آشفتگی مشابهی را در MFI میدید. «این باعث شد که مو بر تنم سیخ شود. دیدن اینکه ۱۲ سال بعد همان اتفاقات در حال رخ دادن است، و به والدین آسیبپذیر هر چیزی را که در یخچال دارند، میدهند، وحشتناک بود.»
در ماه ژوئن، در بیمارستان عمومی Chania، یک جنینشناس وارد اتاقی با حفاظ کلید و دستگاه کنترل دما شد که دمای ۱۶ درجه سانتیگراد (۶۱ درجه فارنهایت) را نشان میداد. در امتداد دیوارها شش مخزن فلزی وجود داشت که شبیه R2-D2 از فیلم جنگ ستارگان بود. مانیتورهای دما مجهز به سیمهایی بودند که از بالای آنها بیرون میآمدند و به زنگهای آنلاین متصل بودند. هر یک حاوی مواد ژنتیکی توقیف شده از MFI بود - در مجموع تخمک، جنین و اسپرم از حدود ۹۰۰ نفر.
جنگ ستارگان
مارگاریتا لیوانیو، یک جنینشناس، اکنون مراقب آنها بود. او ده سال در MFI کار کرده بود، اما در پرونده جنایی دخالتی نداشت. هنگامی که این مجموعه منجمد منتقل شد، او نیز همراه آن آمد. وقتی لیوانیو درپوش یکی از رباتها را باز کرد، مه بیرون آمد. او دست برد و میلهای را که به عنوان نی شناخته میشود، بیرون آورد. به آن ویالهایی متصل بودند که هر کدام با کدی برچسبگذاری شده بودند که به ما هشدار داده شد از آنها عکس نگیریم. آیا در این میله تخمک وجود داشت؟ لیوانیو گفت: «نمیدانم. شاید.» او نگاه دقیقتری کرد و سپس اضافه کرد: «بله.»
لیوانیو گفت که اسناد این مجموعه، که به طور ناامیدکنندهای ناقص بودند، انجام سرشماری دقیق را غیرممکن میکرد. او تعیین کرده بود که حدود ۱۲۵ خارجی تخمک و جنین منجمد در MFI داشتند. حدود ۴۰ زوج از ایتالیا. ۲۲ نفر از استرالیا. برخی از هند، آلمان، فرانسه. بیشتر تخمکها و جنینها بدون صاحب باقی مانده بودند، از جمله بسیاری از آنها که از اوکراین ارسال شده بودند.
گوپال کریشنا با گزارش پلیس که جزئیات پرونده دختر وارناسی را شرح میدهد، نشسته است و صفحات آن را روی میز روکش چوب خود پهن کرده است. ماه جولای است. از نظر یک فرد غیرمتخصص، به نظر میرسد که تحقیقات در حال پیشرفت است، اما کریشنا، وکیلی که به طور رایگان از خانواده نمایندگی میکند، بدبین است.
کریشنا به مدت دو دهه در Guria India، یک سازمان غیرانتفاعی محلی که به نجات قربانیان قاچاق جنسی کمک میکند، کار کرده است.
او به سندی در پرونده دختر نوجوان اشاره میکند: گزارشی که توسط افسر پزشکی ارشد برای پلیس ارسال شده است. این گزارش صریح بود و میگفت که این حادثه بدون اطلاع کارمندان و پزشکان نووا نمیتوانست رخ دهد. با این حال، هنگامی که پلیس یک هفته بعد گزارش اولیه خود را ارائه کرد، نام کلینیک یا حتی یک کارمند را در میان متهمان نیاورد.
او به سؤالاتی اشاره میکند که تاکنون میتوانست به آنها پاسخ داده شود: فیلمهای دوربین مداربسته کلینیک نشان میدادند که زنان دیگری در آن روز وارد شدهاند - آیا پلیس سعی کرده است مشخص کند که آیا دیگران نیز خردسال بودهاند یا خیر؟ تخمکهای دختر کجا بودند؟ طبق قانون، کلینیکها موظف هستند چنین سوابقی را حفظ کنند. متهمان به پلیس گفتند که اهداکنندگان را به کلینیکهای دیگر نیز فرستادهاند - آیا پلیس پیگیری کرده است؟ (یکی از زنجیرههای کلینیکها، Indira IVF، گفت که هرگز توسط پلیس تماس گرفته نشده است و از طریق پرسوجوهای Businessweek از این پرونده مطلع شده است.)
قاضی که بر جلسه دادگاه وثیقه انیتا نظارت میکرد، سؤال کرد که چرا این پرونده به نظر میرسد که نقش کلینیک را نادیده گرفته است. قاضی سورب سرجیواستا از دادگاه عالی آلاهاباد خاطرنشان کرد: «صاحب بیمارستان هرگز به تصویر کشیده نشده است»، و پرسید که آیا دادستانی عمداً از درگیر کردن «برخی از شخصیتهای بسیار بانفوذ» خودداری کرده است تا بر «کارمندان کوچک» تمرکز کند.
وکیل انیتا که توسط Businessweek با او تماس گرفته شد، از اظهار نظر خودداری کرد. سانجیو کومار چاوبی، وکیل سیما، به ما گفت: «یک شبکه بزرگ اهدای تخمک در وارناسی در جریان بود.» او گفت که موکل او از خانوادهای فقیر است و برای نقش خود پول کمی دریافت کرده است. «مقصر اصلی بیمارستان است.»
یک سال بعد، کریشنا تعجب میکند که آیا دستگیری «بازیکنان کوچک»، همانطور که او آنها را مینامد، فقط برای نمایش بوده است.
در سال ۲۰۲۲، یک سال قبل از اینکه نوجوان وارناسی تخمکهای خود را بفروشد، دختر دیگری، ۱۶ ساله، به پلیس گفت که در سه سال گذشته ۸ بار در بیمارستانهای خصوصی سراسر جنوب هند مجبور به فروش تخمکهای خود شده است. تحقیقات پلیس به کندی پیش رفت و متهمان با وثیقه آزاد شدند. در ماه مه، پس از پرسشهای Businessweek، دادستان عمومی متوجه شد که تقریباً دو سال بعد، هنوز نسخه ای از کیفرخواست را از پلیس برای پیشبرد پرونده دریافت نکرده است. او اکنون میگوید که قصد دارد این پرونده را به دادگاه ببرد.
هزار مایل در جنوب خانه این نوجوان در وارناسی، شهر چنای، پایتخت مراقبتهای بهداشتی هند قرار دارد. در حومه آن محلهای وجود دارد که دهها زن در آن تخمک اهدا کردهاند. ما با چهار نفر از آنها مصاحبه میکنیم که از ما میخواهند خارج از خانههایشان، دور از همسرانشان، ملاقات کنیم. همه آنها در دهه ۲۰ یا ۳۰ سالگی خود تخمک فروختند، توسط افرادی استخدام شدند که اهداکنندگان را برای کلینیکهای باروری در سراسر شهر تأمین میکنند. زنان میگویند که یک عامل، زنی مسن به نام لاکشمی، در کنار مخازن آب مشترک که زنان روزانه برای پر کردن ظروف پلاستیکی به آنجا میروند، پرسه میزد. اگر میشنید که زنی از مشکلات مالی صحبت میکند، میگفت: «ایدهای برای پول درآوردن به تو میگویم، آیا به آن گوش میدهی؟»
آیا آنها دوباره این کار را انجام میدادند؟
«چه گزینه دیگری داریم؟»
یک زن میگوید
وقتی از آنها میپرسیم که چرا تخمکهای خود را فروختند، یک زن میگوید: «اگر امروز پول داشته باشم، امروز غذا میخوریم. همین.» دیگری میگوید که خیلی ضعیف بود که خون اهدا کند، بنابراین به جای آن تخمک اهدا کرد. آنها از بدهیها، همسرانی که الکلی و بدرفتار هستند، از تمایل به کنار گذاشتن پول برای جهیزیه دختران صحبت میکنند، اگرچه چنین پرداختهایی از سال ۱۹۶۱ غیرقانونی است. آنها از تمایل به تأمین آیندهای بهتر برای فرزندانشان و از تمایل به کمک به زنان دیگر صحبت میکنند، زیرا انگ ناباروری طبقات اجتماعی هند را در بر میگیرد. آنها شغلهایی مانند نظافت خانه، یا فاضلاب، یا ظروف نقره دارند که روزانه ۳ دلار یا شاید ۵ دلار درآمد دارند. آنها برای تخمکهای خود ۳۰۰ یا ۳۵۰ دلار دستمزد میگیرند. آنها که نمیتوانند بخوانند یا بنویسند، فرمهای رضایت را با اثر انگشت خود امضا کردند. آنها تعداد ایستگاههای اتوبوس را شمردند تا بدانند کجا باید برای تزریقها پیاده شوند. یک زن میگوید که پس از اهدا، «تمام بدنم درد میکرد، معدهام گرفتگی داشت. احساس سوزن سوزن شدن در ناحیه تزریق شده داشتم.» آیا آنها دوباره این کار را انجام میدادند؟ یک زن میپرسد: «چه گزینه دیگری داریم؟»
در کلینیک باروری WeFIV در بوینس آیرس، کامیون کوچکی با دو سیلندر ۲۴ پوندی وارد پارکینگ زیرزمینی میشود.
یکی سفید است و شبیه یک قوطی شیر فلزی قدیمی است. دیگری، خاکستری روشن، میتواند نوعی پوسته توپخانه سنگین باشد. این مخازن، که به عنوان حملکنندههای خشک شناخته میشوند، بارها در سراسر جهان سفر کردهاند. صبح امروز، دوشنبه در ماه جولای، آنها سفر دیگری را آغاز خواهند کرد، قوطی سفید حاوی تخمکهای هفتمین اهدای کارن است، و دیگری حاوی تخمکهای اهداکنندهای است که کارن استخدام کرده است.
دامین گوستاو توررا سیلندرها را از پلهها به لابی کلینیک میبرد، جایی که آنها را به یک تکنسین آزمایشگاهی با لباس آبی و کلاه جراحی گلدار میدهد.
تکنسین به او میگوید: «بیست دقیقه.»
توررا میگوید: «من اینجا هستم.»
تکنسین به طبقه پنجم کلینیک میرود، جایی که ۲۷ تخمک کارن به مدت ۳۲ روز در مخزن شماره ۴۷۸۰ نگهداری شدهاند. تخمکهای اهداکننده دیگر در مخزن شماره ۴۷۸۲ در کنار آن قرار دارند. با همکاری دو تکنسین، فقط چند ثانیه طول میکشد تا نیهای حاوی تخمکهای کارن را به حملکننده خشک منتقل کنند. بقیه ۲۰ دقیقه برای بررسی دوگانه و سهگانه این موضوع لازم است که تخمکهای صحیح به مکان صحیح میروند.
توررا سیلندرها را به همراه یک پوشه پلاستیکی از مدارک دریافت میکند و به انباری میرود که توسط Space Courier، یک شرکت لجستیکی که او در آن شریک است، اجاره شده است.
توررا، که پیش از این بارمن بود، قد کوتاه و کچل است و شباهتهای زیادی به جو روگان دارد. چند سال پیش او سهامی از Space Courier خریداری کرد و به شبکه لجستیکی گستردهای پیوست که تجارت جهانی تخمک رو به رشد را ممکن میسازد. Space Courier برای هر صادرات ۳۰۰۰ دلار هزینه میگیرد و اخیراً تجارت خوبی داشته است.
تخمک بزرگترین سلول بدن انسان است، اما بسیار شکنندهتر از اسپرم یا جنین است و در طول حمل و نقل بسیار آسیبپذیر است. اگر حملکننده خشک واژگون شود، تخمکها ممکن است از بین بروند. اگر مخزن از دستگاه اشعه ایکس عبور کند، تخمکها از بین خواهند رفت. تکانهای بیش از حد، گرمای بیش از حد، زمان انتظار بیش از حد در گمرک - فهرست تهدیدها طولانی است.
در انبار، در طبقه سوم، مدارک مربوط به دو محموله تخمک روی نیمکت قدیمی یک نجاری چیده شدهاند. مدارک اندک هستند: اعلامیههای تک صفحهای از وزارت بهداشت آرژانتین مبنی بر اینکه هیچ چیز را نمیتوان اشعه ایکس کرد؛ از WeFIV مبنی بر اینکه هیچ چیز عفونی نیست؛ و از Space Courier مبنی بر اینکه هیچ چیز منفجره نیست. صفحه آخر، بارنامه حمل و نقل، ارزش تخمکهای کارن را ۱۳۵ دلار یا ۵ دلار برای هر عدد تعیین میکند. این همان تخمکهایی هستند که او ۳۵۰۰۰ دلار برای آنها دریافت کرده است.
دو سیلندر در جعبهها قرار میگیرند. جعبه تخمکهای کارن مقوایی است، حدود ۲.۵ فوت ارتفاع دارد، و روی آن پیکانهایی وجود دارد که نشان میدهند کدام طرف به بالا است. سپس به سمت فرودگاه میروند، جایی که جعبهها روی یک چرخ دستی قرار میگیرند و از منطقه بار محموله عبور میکنند. آنها ساعتها در میان کیسههای بزرگ کربنات لیتیوم مینشینند. آنها برای مواد منفجره اسکن میشوند، از یک نقاله پایین میآیند و در یک ظرف بار نقرهای ساییده شده بستهبندی میشوند که سپس در محفظه پرواز شماره ۹۵۴ خطوط هوایی آمریکایی قرار میگیرد. این پرواز شبانه است: بوینس آیرس به نیویورک.
صبح روز بعد، هواپیما در وسط یک موج گرما در فرودگاه بینالمللی جان اف کندی در کوئینز فرود میآید. در داخل مخازن، سرمای قطبی تغییر نکرده است. برای اطمینان، Space Courier سنسوری را بررسی میکند که هر ثانیه از سفر، دما را کنترل میکند. طبق سوابق حمل و نقل، گمرک و حفاظت مرزی ایالات متحده هر دو جعبه را بدون بازرسی فیزیکی آزاد میکند.
یک توقف هشت ساعته. سپس دو دسته تخمک راه جداگانهای را طی میکنند. یکی به سان فرانسیسکو میرود. تخمکهای کارن با پرواز شماره ۳۰۰ خطوط هوایی آمریکایی به لسآنجلس میروند.
جعبه از نقاله بالا میرود، و وارد محفظه بار با چمدانهای همه میشود.
شش ساعت بعد، در فرودگاه بینالمللی لسآنجلس، جعبه از نقاله دیگری پایین میآید. به پهلو افتاده است. یک باربر چمدان قوی آن را از نقاله میکشد و به داخل یک چرخ دستی بار میاندازد. برای لحظهای در هوا معلق است. با یک صدای ضربه به پهلو میافتد. سوراخهایی که به عنوان دستگیره عمل میکنند، پاره میشوند و جعبه به سمت انبار خطوط هوایی آمریکایی در لبه فرودگاه میرود. شب را در آنجا در میان دریایی از پالتها و جعبههای مقوایی پشت حصار زنجیرهای میگذراند.
روز بعد، وقتی یک مامور وزارت کشاورزی ایالات متحده برای بررسی یک پالت فلفل Carolina Reaper که از هلند ارسال شده است میرسد، گرما طاقتفرسا است. چند ساعت بعد، ماموری از سازمان حفاظت از حیات وحش ایالات متحده میرسد تا محمولهای از ۳۶ کولر استایروفومی را بررسی کند که حاوی ماهیهای آب شور گرمسیری از استرالیا هستند. او مدارک را بررسی میکند و به طور تصادفی تعدادی از کولرها را برای باز کردن و بازرسی انتخاب میکند.
ساعت ۱۲:۰۵ بعد از ظهر، یک کامیون باری زرد برای جمعآوری تخمکها میرسد. یک باربر از لیفتراک برای انتقال جعبه، که اکنون فرورفته و فرسوده است، استفاده میکند. راننده تحویل با کلاه پسر بچه برای بسته امضا میکند - نیازی به بازرسی دولتی نیست، هیچ بازدید از FDA وجود ندارد. طبق یک راهنمای انطباق سال ۲۰۱۷، این سازمان در زمان ورود، واردات تخمک یا اسپرم را بررسی نمیکند و در اولویت خود اقدام «سریع» را برای رسیدن آنها به زنانی که ممکن است تحت درمانهای هورمونی هستند، قرار میدهد.
گزارشگر Businessweek به راننده میگوید: «سلام. این عجیب به نظر میرسد، اما من این بسته را از بوینس آیرس دنبال کردهام. میدانید داخل آن چیست؟»
او میپرسد: «داخل؟» «هیچکس هرگز به ما نمیگوید که داخل چیست.»
گزارشگر میگوید: «تخمک انسان.»
«شوخی میکنید.»
او متوقف میشود تا جعبه را در نظر بگیرد، تنها در فضای خالی وسیع محفظه کامیون. او میگوید: «شاید باید آن را در صندلی جلو بگذارم. میدانید، با کمربند ایمنی دور آن.» او در نهایت آن را در گوشهای از بستر کامیون جا میدهد و سپس آن را با یک کمربند بوم محکم میکند.
کامیون LAX را ترک میکند و به جمعیتی از ماشینهایی که در بزرگراه بین ایالتی ۴۰۵ در حال عبور هستند، میپیوندد. این یک رانندگی ۴۵ دقیقهای است. ساختمانهای آپارتمانی کم ارتفاع و بوتههای مرتب نشده جای خود را به حیاطهای مرتب و درختان نخل میدهند.
کامیون به یک کلینیک باروری در بورلی هیلز میرسد. تابلویی که در میز پذیرش داخل قرار دارد، بستههای جوانسازی تخمک ۵۰۰ دلاری را تبلیغ میکند. در گوشه خیابان، Rodeo Drive قرار دارد.
پنجاه و هفت ساعت و ۳۲ دقیقه پس از ترک کلینیک در بوینس آیرس، تخمکهای کارن به مقصد خود میرسند. از اینجا ممکن است نقطه شروعی برای زوجی در مکزیک باشند. کارن نام زوج را نمیداند و ما هم نمیدانیم، بنابراین سفر ما در اینجا به پایان میرسد.
در بیشتر نقاط جهان، تجارت بینالمللی تخمک با حداقل نظارت دولتی انجام میشود. Businessweek از طریق درخواستهای سوابق، فروشندگان خصوصی و گزارشهای تحقیقاتی، به دنبال دادههایی در مورد واردات و صادرات تخمک در ۱۵ کشور بود. به غیر از این، نتیجهگیری دشوار بود: ردیابی جریان تخمکهای منجمد یا خود اهداکنندگان تقریباً غیرممکن است.
ما دریافتیم که ژاپن و اسپانیا به طور قابل اعتمادی حرکت تخمکها را به داخل یا خارج از کشور ردیابی نمیکنند. کانادا فهرستی از شرکتهایی را که برای واردات تخمک ثبت نام کردهاند، نگهداری میکند، اما نه تعداد محمولههایی که وارد میکنند.
در برخی از کشورهایی که محمولهها را ردیابی میکنند، این اعداد نشان میدهند که رشد در حال رونق است. در ایتالیا، واردات تخمک در طول پنج سال تقریباً سه برابر شد و در سال ۲۰۲۱ به ۱۷۸۷۳ محموله رسید. در برزیل، واردات از ۴ محموله در سال ۲۰۱۶ به ۲۶۶۸ محموله در سال ۲۰۲۳ افزایش یافت.
در ایالات متحده، FDA پایگاه دادهای را نگهداری میکند که در آن کلینیکها و بانکهای تخمک موظف به ثبت واردات هستند. فقط ۶۴ محموله بین سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۲۴ فهرست شدهاند. از دو محمولهای که ما از بوینس آیرس به کالیفرنیا در ماه جولای دنبال کردیم، فقط تخمکهای کارن ثبت شده بودند. تخمکهای اهداکنندهای که او استخدام کرده بود، ثبت نشده بودند. هنگامی که در مورد این اختلاف سؤال کردیم، سخنگوی FDA ورود آن را در پایگاه داده تأیید نکرد و گفت که این سازمان این موضوع را بررسی خواهد کرد.
ماریا در یک روز آفتابی هفته در Chania، یک گزارشگر را در مغازهای که در مرکز شلوغ شهر کار میکند، ملاقات میکند. نمادی از مریم مقدس که کودک عیسی را در آغوش دارد، روی دیوار آویزان است. وقتی از او در مورد حالش پرسیده میشود، ماریا به صفحه کامپیوتر خود میچرخد، یک صفحه وب را با Google Translate باز میکند و کلمهای را به زبان یونانی در سمت چپ تایپ میکند. در سمت راست، نتیجه ظاهر میشود: «روانشناس».
او در حال دریافت کمک حرفهای است، اما درمانگر او میگوید که هیچ مطلبی در کتابهای روانشناسی برای آسیب روانی دزدیده شدن تخمکها وجود ندارد.
ماریا آن را با آدمربایی مقایسه میکند، مانند داستانهای قدیمی زنانی که به آنها گفته شده بود که نوزادشان در هنگام تولد زنده نمانده است، در حالی که در واقع آنها برای فرزندخواندگی داده شده بودند. او میگوید: «حتی دیگر نیازی به این کار ندارند. آنها فقط تخمکهای شما را میگیرند.»
سناریوها در ذهن او میچرخند. یکی این است: فرزندش بزرگ میشود و عاشق کسی تقریباً همسن و سال خود میشود. ماریا تعجب خواهد کرد: آیا آنها میتوانند خواهر و برادر باشند؟ آیا ماریا دائماً به دنبال شباهت خانوادگی خواهد بود؟ و اگر فرزند دیگری از تخمک ماریا متولد شود، چه؟ او میگوید: «این فرزند من است، اما فرزند من نیست. فرزند آنهاست.»
ماریا در مورد آن کدهای ردیابی - کد او و کد زنی که تخمکهای او را دریافت کرده است - فکر کرده است. او در مورد اینکه چه کاری با آنها انجام دهد، فکر کرده است. او امیدوار است که پلیس راهی را برای ارتباط خانوادهها با یکدیگر فراهم کند - اگر بخواهند. اما اگر هیچ مسیر رسمی وجود نداشته باشد، زنانی که در اختیار این کدها هستند، میتوانند خودشان اقدام کنند، شاید با استفاده از رسانههای اجتماعی. این میتواند به سادگی یک گروه فیسبوک باشد که مادران در آن پست میکنند: «کد ۱۲۳۴ به دنبال کد ۶۷۸۹ است.»
ماریا در مورد خانوادهای که تصور میکند در آمریکای شمالی یا استرالیا و یا در نزدیکی محله خود در کرت زندگی میکنند، میگوید: «من نمیخواهم فرزندشان را از آنها بگیرم.»
«فقط میخواهم بدانم.»
وقتی دوباره در ماه سپتامبر با آمبر صحبت میکنیم، او در مورد تجارت جانبی خود به عنوان یک عامل به ما میگوید. برای هر زوجی که او جفت و جور میکند، والدین آینده معمولاً بین ۲۰۰۰ تا ۵۰۰۰ دلار به او میدهند. او حدود ۳۰ اهداکننده را نمایندگی میکند. او بسیاری از آنها را به چین فرستاده است. اگر نگران آنچه ممکن است در آنجا اتفاق بیفتد هستند، قول میدهد که تحت بیهوشی هیچ دردی احساس نمیکنند، و اندامهای آنها خارج نمیشود.
اما او میگوید: «آنها در حال سرکوب این تجارت هستند.» گزارشهای خبری محلی این موضوع را تأیید میکنند. تماس اصلی او در چین دستگیر شد، به مدت چهار ماه بازداشت شد و در ماه اوت آزاد شد. او قبلاً تماس گرفته است. او گفت که اقدامات احتیاطی انجام خواهد داد: بهتر است که اهداکنندگان اولین تزریق هورمونی را در تایوان انجام دهند و پس از آن به چین سفر کنند. زمان کمتری روی زمین، شاید خطر کمتری.
آمبر برای دختران تخمکی خود برنامههای دیگری دارد. سرمایهگذاران، پزشکان و بیماران چینی قبلاً به پونوم پن، کامبوج منتقل شدهاند. سفر آسانتر است؛ هزینهها کمتر است. بارداری جایگزین ممنوع است و کلینیکها باید برای فعالیت خود مجوز بگیرند، اما قوانین کمی دیگر این صنعت را کنترل میکنند. بنابراین او میگوید این یک منطقه خاکستری است، اما او میتواند با آن کار کند.
با این حال، او مایل است اگر زمان و پول مناسب باشد، به چین برگردد. در ماه اکتبر او برای بازیابی شماره ۱۶ در آنجا است. او ترجیح میدهد دقیقاً کجا را ذکر نکنیم. او میگوید مشکلی نداشته است، اگرچه نمیداند چند تخمک تولید کرده است. کلینیک به او نگفت و او در حالی که در چین بود، هیچ سؤالی نپرسید. او با حدود ۱۱۰۰۰ دلار آنجا را ترک کرد.
آمبر در مجموع حدود ۲۲۴۰۰۰ دلار درآمد داشته است. بخشی از این مبلغ صرف رهن خانه، شهریه برای معلم انگلیسی به عنوان زبان دوم در ایالات متحده، و سفر به مسابقات رقص شده است. پس از بازیابی، از توکیو و بانکوک دیدن کرد. در ماه نوامبر به ما گفت که دو مورد دیگر را ترتیب داده است، شاید آخرینها. این بهار، آمبر ۳۱ ساله میشود.
شاید وقتی ۳۴ ساله شود، قطعاً قبل از ۳۶ سالگی، آمبر امیدوار است که صاحب فرزند شود. یک سال پیش، او با یک بانک تخمک در نیویورک قرارداد بست. در ازای دادن نیمی از تخمکهای بازیابی شده به بانک، مجاز بود بقیه را برای خود به مدت ده سال بدون هزینه منجمد کند. این یک راهکار است. وقتی زمانش فرا برسد، آمبر امیدوار است که بتواند مردی بلند قد، تحصیلکرده در دانشگاه آیوی لیگ، قفقازی یا اسپانیایی زبان پیدا کند تا اسپرم را تأمین کند. او آماده پرداخت است.
در سال گذشته از برداشت تخمک دختر، تلفن مورد علاقه او به یک نفرین تبدیل شده است.
به نظر میرسد که همه در وارناسی میدانند که او برای پول کاری غیرقانونی انجام داده است. تعداد کمی میدانند که فروش تخمک به چه معناست یا چگونه انجام میشود؛ مادر خودش در ابتدا آن را با رابطه جنسی اشتباه گرفت. مادر او در شکایت خود به پلیس گفت: «دخترم باکره است. دخترم برای انجام کاری نادرست فروخته شده است.»
دختر پس از کلاس هفتم، نتوانست تمسخرها را تحمل کند و از مدرسه خارج شد. همسایگان در خیابانها با مادرش روبرو میشوند و او را به خاطر دادن آزادی بیش از حد به دخترش سرزنش میکنند. زمزمهها شک و تردیدهایی را ایجاد میکنند که زنان هندی از آن وحشت دارند: آیا او هنوز میتواند بچهدار شود؟
این نوجوان روی یک صندلی فلزی نشسته است و یک کورتای سفید پوشیده است که باسنهایی را که به تازگی با بلوغ شروع به پهن شدن کردهاند، برجسته میکند. او در مدرسه خوب بود، سریع یاد میگرفت. مادرش آشپز فوقالعادهای است، اما دختر از درست کردن نودلهای فوری Maggi در یک فنجان راضی است. او جاهطلبیهای دیگری دارد. او چیزهای بیشتری از مسیر همسر و مادر شدن میخواهد. او قبلاً آرزو داشت که آرایشگر شود. او میگوید: «میخواهم در زندگی کاری انجام دهم.»
اکنون شرم او را میخورد. او میگوید: «احساس میکنم که هیچ کس حتی نمیخواهد با من ازدواج کند
«همه چیز خیلی بیدقت به نظر میرسید»، کارن به یاد میآورد. «همه چیز در مورد آن موقعیت اشتباه بود. من الان این را میدانم، اما در آن زمان هیچ ایدهای در مورد هیچ چیز نداشتم.» (HRC به درخواستهای اظهار نظر برای این داستان پاسخ نداد.)
هنگامی که بازیابی در HRC 45 تخمک را به همراه داشت، به نحوی این خبر بیرون رفت. ظرف یک هفته، یک آژانس جایگزینی و اهدای تخمک به نام Growing Generations با پیشنهاد حداقل 10000 دلار برای هر اهدا، اگر کارن با آنها قرارداد امضا کند، تماس گرفت.