تغییرات واقعی، فرصت های از دست رفته

از بسیاری جهات، هرگز زمان بهتری برای متولد شدن در آفریقا وجود نداشته است. از سال 1960، میانگین امید به زندگی بیش از نصف افزایش یافته است، از 41 سال به 64 سال. سهم کودکانی که قبل از تولد پنج سالگی می میرند، سه چهارم کاهش یافته است. نسبت جوانان آفریقایی که در دانشگاه تحصیل می کنند، از سال 1970 نه برابر افزایش یافته است. فرهنگ آفریقایی در سراسر جهان به رسمیت شناخته می شود. در دهه 2020، نویسندگان آفریقایی برنده جایزه بوکر، جایزه گنکور و جایزه نوبل ادبیات شده اند. امسال گروه 20 اولین اجلاس خود را در این قاره، در آفریقای جنوبی برگزار خواهد کرد. این پیشرفت ها برای جوان ترین و پر جنب و جوش ترین قاره جهان نویدبخش است.

و از دوران ماقبل تاریخ تاکنون، زمانی وجود نداشته است که احتمال متولد شدن افراد در آفریقا بیشتر باشد. مجموع جمعیت 54 کشور آن در 30 سال دو برابر شده و به 1.5 میلیارد نفر رسیده است. سازمان ملل پیش بینی می کند که تا سال 2070 دوباره دو برابر شود. انتظار می رود بیشتر رشد جمعیت در طول قرن بیست و یکم در آفریقا رخ دهد. این نسل های جدید در حال حاضر تأثیر خود را می گذارند. احزاب سیاسی که ریشه در مبارزات استقلال طلبانه قرن بیستم دارند، حمایت نسل جدیدی از آفریقایی های تحصیل کرده تر و متصل تر به دیجیتال را از دست می دهند. در دهه گذشته نزدیک به 30 رئیس جمهور در انتخابات عمومی شکست خورده اند.

جمعیت شناسی، شهرنشینی، سیاست و فناوری های مصرفی به این معنی است که این قاره در حال تجربه تغییرات اجتماعی عمیقی است. اما این تغییر توسط تحول اقتصادی پشتیبانی نمی شود. در عوض، اقتصادهای آفریقایی هر چه بیشتر از بقیه جهان عقب می افتند. در سال 1960 تولید ناخالص داخلی سرانه در آفریقا، تعدیل شده برای هزینه های متفاوت کالاها در مکان های مختلف (به اصطلاح برابری قدرت خرید یا ppp)، حدود نیمی از میانگین در بقیه جهان بود. امروز حدود یک چهارم است. در آن زمان این منطقه تقریباً با آسیای شرقی هم تراز بود. امروزه میانگین درآمد آسیای شرقی هفت برابر بیشتر از آفریقای جنوب صحرا است. جکی سیلیه از مؤسسه مطالعات امنیتی، یک اندیشکده در آفریقای جنوبی، می گوید وقتی ترسیم می شود (به نمودار مراجعه کنید)، شکاف به طور پیوسته در حال رشد "مانند آرواره های یک تمساح خمیازه کش" به نظر می رسد. یک خط بالا می رود، دیگری تقریباً ثابت می ماند.

نمودار: اکونومیست
نمودار: اکونومیست

در مورد مسائل بزرگ قرن بیست و یکم، این واقعیت که آفریقایی ها به طور نسبی فقیرتر می شوند، حتی در حالی که به رشد جمعیت جهان قدرت می بخشند، در کنار تغییرات آب و هوایی و خطر جنگ هسته ای قرار می گیرد. بر اساس روندهای فعلی، آفریقایی ها تا سال 2030 بیش از 80 درصد از فقیرترین افراد جهان را تشکیل خواهند داد، در حالی که این رقم در سال 1990، 14 درصد بود.

اگرچه به نظر می رسید این قاره شروعی امیدوارکننده در قرن بیست و یکم داشته است - این روزنامه در سال 2000 در جلد خود از قاره ناامیدکننده ابراز تاسف کرد و در سال 2011 از ظهور آفریقا تجلیل کرد - اما جهش رشد کوتاه مدت و نسبتاً ضعیف بود. حتی در روزهای پرهیاهوی 2000 تا 2014، زمانی که تولید ناخالص داخلی واقعی سرانه 2.4 درصد در سال افزایش یافت، سایر مناطق در حال توسعه بیش از دو برابر سریعتر رشد می کردند و مشاغل بیشتری ایجاد می کردند. از آن زمان، علیرغم عملکرد درخشان برخی، درآمد سرانه ثابت مانده است. بانک جهانی از "یک دهه بیهودگی در عملکرد اقتصادی" در آفریقای جنوب صحرا صحبت می کند.

تا سال 2030 آفریقایی ها بیش از 80 درصد از فقیرترین افراد جهان را تشکیل خواهند داد

این امر به نگرانی فزاینده ای دامن می زند که آفریقا ممکن است لحظه خود را از دست داده باشد. در دهه 2000، اقتصادهای آفریقایی تحت تأثیر تقاضای چین برای کالاها و ظهور جهانی شدن قرار گرفتند. بخشودگی گسترده بدهی ها که در اواسط دهه 2000 نهایی شد، به این معنی بود که دولت های آفریقایی می توانند بیشتر برای مدارس و زیرساخت ها هزینه کنند و راحت تر وام های جدید دریافت کنند.

اشتباه است اگر بگوییم فرصت هایی که در آن زمان در اختیار این قاره قرار گرفت، همگی هدر رفت. آببه سلاسی، رئیس بخش آفریقای صندوق بین المللی پول، دوست دارد به کسانی که نگران آخرین بحران های آفریقا هستند یادآوری کند که اگرچه این روزها ممکن است روزهای سختی باشند، اما این قاره نسبت به زمانی که او یک تکنوکرات جوان اتیوپیایی در اوایل دهه 1990 بود، وضعیت بسیار بهتری دارد. وی در سخنرانی در ماه ژوئیه گفت: "اگر کسی در آن زمان به من می گفت که آکرا، کامپالا و آدیس پس از 30 سال شبیه چیزی خواهند بود که امروز هستند، فکر می کردم آنها تحت تأثیر چیزی بیش از یک فنجان قهوه قوی اتیوپیایی قرار گرفته اند."

و این منطقه می تواند به برخی داستان های موفقیت پایدار ببالد. طی 60 سال گذشته، بوتسوانا، موریس و سیشل به سرعت رشد کرده اند و تقریباً همگام با افزایش تولید ناخالص داخلی سرانه در سایر نقاط جهان پیش رفته اند. اخیراً کشورهایی مانند ساحل عاج، اتیوپی و رواندا رشد چشمگیری را به ثبت رسانده اند. اما آنها استثنا بودند نه قاعده. و بزرگترین اقتصادها - مصر، نیجریه و آفریقای جنوبی - به ویژه کند بوده اند. حتی قبل از شوک های دوقلوی کووید-19 و جنگ در اوکراین، برخی این سوال را مطرح می کردند، به قول عنوان مقاله ای که در سال 2019 توسط ایندرمیت گیل، اقتصاددان ارشد فعلی بانک جهانی، به طور مشترک نوشته شده بود: "آیا آفریقا اتوبوس را از دست داده است؟"

نقشه: اکونومیست
نقشه: اکونومیست

در بیشتر مناطق آفریقا، بیشتر مردم فقیر هستند و رشد بهره وری همچنان کند است. تا زمانی که این وضعیت ادامه داشته باشد، جمعیت جوان این قاره نمی توانند به نیرویی برای تغییر تبدیل شوند که باید باشند. ماویس اوسو-جیامفی، رئیس مرکز آفریقایی تحول اقتصادی، یک موسسه سیاست گذاری پان آفریقایی، می گوید: "ما باید برای جوانان خود شغل ایجاد کنیم." «آنها نمی توانند همچنان به عنوان یک "فرصت" برچسب گذاری شوند که هرگز محقق نمی شود.» سر مو ابراهیم، بازرگان سودانی-بریتانیایی، می افزاید: «انتظارات برآورده نشده، به ویژه برای جوانان، باعث ناامیدی و خشم می شود، بهترین محرک ها برای ناآرامی و درگیری.»

اقتصادهای در حال رشد با فرصت های فراوان نه تنها برای آرامش مدنی خوب هستند، بلکه برای مقاومت در برابر تغییرات آب و هوایی نیز حیاتی هستند. کمیسیون اقتصادی سازمان ملل برای آفریقا می گوید که 17 کشور از 20 کشوری که بیشتر در معرض تغییرات آب و هوایی هستند در آفریقا قرار دارند. در سال 2024، خشکسالی ها و سیل های مرتبط با فاز ال نینو از نوسان جنوبی ال نینو، یک پدیده آب و هوایی گرمسیری، نشان داد که معیشت کشاورزان چقدر در برابر تغییرات شدید آب و هوایی آسیب پذیر است. سیل ها 4 میلیون نفر را آواره و هزاران مدرسه را تعطیل کرد. سازمان جهانی هواشناسی، یکی از آژانس های سازمان ملل، تخمین زده است که کشورهای آفریقایی تا 9 درصد از بودجه خود را برای مقابله با چنین شوک هایی اختصاص می دهند. بر اساس مقاله اخیر فیلیپ کوفی آدوم برای مرکز توسعه جهانی، یک اندیشکده مستقر در واشنگتن دی سی، اگر دمای جهانی بیش از 2 درجه سانتیگراد بالاتر از قرن نوزدهم افزایش یابد، درآمدهای محصولات کشاورزی آفریقا می تواند 30 درصد کاهش یابد.

اما پایه و اساس چنین رشدی در حال تخریب است. صندوق بین المللی پول می گوید که حدود نیمی از کشورهای آفریقایی دچار "عدم تعادل های کلان اقتصادی بالا" هستند، که به معنای یک یا چند مورد از موارد زیر است: تورم 50 درصد یا بیشتر؛ کسری مالی گسترده؛ هزینه های خدمات بدهی 20٪ یا بیشتر از درآمد دولت؛ و ذخایر ارزی که فقط می تواند سه ماه واردات را پوشش دهد.

دسترسی به منابع مالی به طور فزاینده ای دشوار است. استقراض به دلار در بازارهای سرمایه نسبت به دهه 2010 گران تر است. جریان سرمایه گذاری مستقیم خارجی از سال 2021 حدود یک سوم کاهش یافته است. در سال 2023، وام های چین به آفریقا 4.6 میلیارد دلار بود، که یک جهش از مقادیر ناچیز در ابتدای دهه بود، اما همچنان کمتر از آنچه در هر سال دهه 2010 دیده می شد. سهم کمک های غرب به آفریقا در حال کاهش است.

دلایل دیگری برای نگرانی وجود دارد. تنش های ژئوپلیتیکی در بالاترین حد پس از جنگ سرد قرار دارد و صندوق بین المللی پول می گوید که آفریقای جنوب صحرا منطقه ای است که در صورت تقسیم جهان به بلوک های تجاری جداگانه بیشترین آسیب را خواهد دید. برخی از سیاست گذاران همچنین نگران این هستند که افزایش اتوماسیون جذب انواع تولیدات کارگرمحور را که به رشد آسیا قدرت بخشید، دشوارتر می کند.

این گزارش ویژه استدلال خواهد کرد که تحت سناریوی روال عادی، شکاف آفریقا بسته نخواهد شد. کشورهای این قاره به سطوح بسیار بیشتری از سرمایه گذاری از سوی آفریقایی ها و خارجی ها نیاز دارند. بیشتر آنها به بخش خصوصی بزرگتر و پویاتری، مزارع پربازده تر و حکمرانی مؤثرتر نیاز دارند. آنها به تامین بهتر کالاهای عمومی و رشوه خواری کمتر نیاز دارند. تنها در این صورت می توانند انتظار انواع دستاوردهای بهره وری و تحول اقتصادی را داشته باشند که در سایر نقاط جهان در حال ظهور دیده می شود.

نمودار: اکونومیست
نمودار: اکونومیست

برای تحقق این امر، کسانی که در قدرت هستند باید بخواهند که این اتفاق بیفتد. در حال حاضر، این امر اغلب چنین نیست. نخبگان آفریقایی اغلب به طرز ناامیدکننده ای نسبت به آینده این قاره از خود راضی هستند. استثنائاتی وجود دارد، اما در بیشتر موارد این نسل از رهبری سیاسی عمیقاً بی انگیزه است. رهبران تجاری آفریقا نیز به نوبه خود، به دلیل دخالت های سیاسی فلج شده اند و بنابراین انگیزه دارند که به طور مخربی کوتاه مدت باشند. این می تواند منجر به غنی سازی متقابل و رضایت از وضعیت موجود شود. اما کسب و کار و سیاست به روال عادی در حال شکست دادن آفریقایی های عادی امروزی هستند - و چشم اندازهای آینده را تیره می کنند.