تعداد دانشجویان ایرانی در خارج از کشور در سال 2024 به بالاترین حد خود رسیده است که نشان دهنده موج بی سابقه مهاجرت است که به تدریج سرمایه انسانی کشور را کاهش می دهد. این مهاجرت گسترده چالشی حیاتی برای ایران را برجسته می کند: از دست دادن نخبگان آموزشی و متخصصان ماهر در زمانی که توسعه به حفظ و پرورش استعدادها وابسته است. این خروج نشانه ای از مشکلات عمیق تر و سیستماتیک است که ملت را آزار می دهد.

علل ریشه ای این روند به همان اندازه که با هم مرتبط هستند، پیچیده نیز می باشند. مشکلات اقتصادی، که سالهاست با تحریم ها تشدید شده است، چشم انداز مالی تاریکی ایجاد کرده است. تورم بالا، کاهش ارزش پول و کاهش چشم انداز شغلی، جوانان ایرانی را نسبت به آینده خود ناامید کرده است. این امر با ناامیدی های اجتماعی و بی ثباتی سیاسی، از جمله تهدید مداوم درگیری های منطقه ای، تشدید می شود. این عوامل در کنار هم، نه تنها دانشجویان، بلکه کارگران، کارآفرینان و پناهجویان را وادار کرده اند تا فرصت های خود را در خارج از کشور دنبال کنند.

کمبود داده های قابل اعتماد در مورد مهاجرت، مشکل را پیچیده تر می کند. بدون وجود یک نهاد نظارتی متمرکز برای ردیابی این روندها، دولت با شواهد غیرمستند و گزارش های پراکنده دست و پنجه نرم می کند. با این وجود، ارقام نگران کننده ای ظاهر شده است. رئیس جمهور، مسعود پزشکیان، اخیراً ادعا کرد که تا 80 درصد دانشجویان در حال بررسی مهاجرت هستند، در حالی که وزیر علوم وی خاطرنشان کرد که 25 درصد از اساتید دانشگاه در چند سال گذشته کشور را ترک کرده اند.

فارغ التحصیلان دانشگاه و متخصصان ماهر ستون فقرات نوآوری و بهره وری یک کشور را تشکیل می دهند. با این حال، استخر استعداد ایران با سرعت هشداردهنده ای در حال تخلیه است. تعداد ایرانیانی که در خارج از کشور تحصیل می کنند در چهار سال گذشته بیشتر از دو دهه قبل افزایش یافته است – که در سال 2024 به 110000 نفر رسیده است. چنین شتابی نشان دهنده نارضایتی عمیق و اشاره به مسائل سیستماتیک است.

مقاصد انتخاب شده، هم فشارهای مالی و هم واقعیت های ژئوپلیتیکی را منعکس می کند. ترکیه، با نزدیکی و ویزاهای قابل دسترسی، در حال حاضر انتخاب اول است، در حالی که برنامه های بین المللی فراگیر کانادا آن را به دومین انتخاب محبوب تبدیل کرده است. آلمان و ایتالیا به لطف بورسیه ها و فرصت های تحقیقاتی در رتبه سوم و چهارم قرار دارند. ایالات متحده برای دهه ها مقصد اصلی بود و در طول انقلاب اسلامی 1979، 50000 دانشجوی ایرانی را در خود جای داده بود. با این حال، در مقایسه با سایر کشورهای انگلیسی زبان، رشد کمتری در تعداد داشته است. این امر تا حد زیادی به دلیل تشدید محدودیت های ویزا در طول ریاست جمهوری اول دونالد ترامپ است، سیاستی که ممکن است اکنون دوباره ظاهر شود.

بسیاری از آنها اغلب به طور دائم در کشورهای میزبان ساکن می شوند و به از دست رفتن تقریباً دائمی استعدادها کمک می کنند، که اثرات زیانبار آن در حال حاضر مشهود است. کمبود مهارت ها صنایع کلیدی را مختل می کند و نوآوری را متوقف می کند، در حالی که خروج متخصصان آموزش دیده، توانایی پیشرفت علمی و فناوری را تضعیف می کند.

مهاجرت متخصصان ایرانی با ورود پناهندگان افغان به ایران از زمان بازگشت طالبان در سال 2021 پیچیده تر شده است. برنامه های اخراج حدود دو میلیون کارگر افغان تا مارس 2025، تثبیت بازار کار و مدیریت چالش های توسعه را دشوارتر خواهد کرد.

معکوس کردن این روند نیازمند راه حل های جامع و بلندمدت است. دولت باید به علل ریشه ای بپردازد. اصلاحات اقتصادی، همراه با ثبات سیاسی و آزادی های اجتماعی، برای بازگرداندن امید به شهروندان ایران ضروری است. سیاست هایی که بازگشت متخصصان ماهر را تشویق می کند، می تواند به کاهش خسارات کمک کند. متأسفانه، چنین راه حل هایی نیازمند اراده سیاسی است که در حال حاضر به نظر می رسد وجود ندارد.

در حال حاضر، خروج نخبگان هیچ نشانه ای از کند شدن نشان نمی دهد. جامعه جهانی باید توجه زیادی به این موضوع داشته باشد. از دست دادن سرمایه انسانی نه تنها برای ایران فاجعه است، بلکه داستانی هشداردهنده از چگونگی سوء مدیریت و سرکوب است که می تواند یک ملت را از آینده خود محروم کند.

نویسنده رئیس سابق رصدخانه مهاجرت ایران است.

تعداد دانشجویان ایرانی در خارج از کشور در سال 2024 به بالاترین حد خود رسید و موج بی سابقه ای از مهاجرت را نشان می دهد که به طور پیوسته سرمایه انسانی کشور را کاهش می دهد. این خروج چالشی اساسی برای ایران را نشان می دهد: از دست دادن نخبگان آموزش دیده و متخصصان ماهر در زمانی که توسعه به حفظ و پرورش استعدادها متکی است. این خروج نشانه ای از مشکلات سیستماتیک و عمیق تر در کشور است.

دلایل اصلی این روند به همان اندازه که با هم در هم تنیده اند، پیچیده نیز هستند. سختی اقتصادی، تشدید شده با سال ها تحریم، چشم انداز مالی تاریکی را ایجاد کرده است. تورم بالا، کاهش ارزش پول و کاهش چشم اندازهای شغلی، جوانان ایرانی را نسبت به آینده شان ناامید کرده است. این موضوع با ناامیدی های اجتماعی و بی ثباتی سیاسی، از جمله تهدید مداوم درگیری های منطقه ای، تشدید می شود. این عوامل در کنار هم، نه تنها دانشجویان، بلکه کارگران، کارآفرینان و پناهندگان را به دنبال فرصت های خارج از کشور سوق داده اند.

کمبود داده های قابل اعتماد در مورد مهاجرت، مشکل را پیچیده تر می کند. بدون یک نهاد نظارتی مرکزی برای ردیابی این روندها، دولت با شواهد غیرمستند و گزارش های پراکنده دست و پنجه نرم می کند. با این حال، اعداد هشداردهنده ای ظاهر شده اند. رئیس جمهور مسعود پزشکیان اخیراً ادعا کرد که تا 80 درصد دانشجویان در حال بررسی مهاجرت هستند، در حالی که وزیر علوم وی اشاره کرد که 25 درصد از اساتید دانشگاه در سال های اخیر کشور را ترک کرده اند.

فارغ التحصیلان دانشگاه و متخصصان ماهر، ستون فقرات نوآوری و بهره وری یک کشور هستند. اما استعداد ایران با سرعتی نگران کننده در حال از دست رفتن است. تعداد ایرانیان در حال تحصیل در خارج از کشور در چهار سال گذشته بیشتر از دو دهه قبل افزایش یافته است - در سال 2024 به 110000 نفر رسیده است. چنین شتابی نشان دهنده نارضایتی عمیق و مشکلات سیستماتیک است.

مقاصد انتخابی، هم فشارهای مالی و هم واقعیت های ژئوپلیتیکی را نشان می دهند. ترکیه، با نزدیکی و ویزای آسان، در حال حاضر انتخاب اول است، در حالی که برنامه های بین المللی جامع کانادا آن را به دومین انتخاب محبوب تبدیل کرده است. آلمان و ایتالیا به دلیل بورسیه ها و فرصت های تحقیقاتی، در رتبه سوم و چهارم قرار دارند. ایالات متحده برای دهه ها مقصد اصلی بود و در طول انقلاب اسلامی 1979، حدود 50000 دانشجوی ایرانی را پذیرفت. اما در مقایسه با دیگر کشورهای انگلیسی زبان، رشد کمتری داشته است. این امر به طور عمده به دلیل سختگیری های ویزا در دوره ریاست جمهوری اول دونالد ترامپ است که ممکن است دوباره اعمال شود.

بسیاری از این افراد در کشورهای میزبان ساکن می شوند که منجر به از دست رفتن تقریباً دائمی استعدادها می شود و تأثیرات منفی آن مشهود است. کمبود مهارت ها، صنایع کلیدی را مختل کرده و نوآوری را کند می کند، در حالی که خروج متخصصان آموزش دیده، توانایی پیشرفت علمی و فناوری را تضعیف می کند.

مهاجرت متخصصان ایرانی با ورود پناهندگان افغان به ایران از زمان بازگشت طالبان در سال 2021 پیچیده تر شده است. برنامه های اخراج حدود دو میلیون کارگر افغان تا مارس 2025، تثبیت بازار کار و مدیریت چالش های توسعه را دشوارتر خواهد کرد.

برگرداندن این روند نیازمند راه حل های جامع و بلندمدت است. دولت باید به ریشه های مشکل بپردازد. اصلاحات اقتصادی، همراه با ثبات سیاسی و آزادی های اجتماعی، برای بازگرداندن امید به شهروندان ایران ضروری است. سیاست هایی که بازگشت متخصصان ماهر را تشویق می کنند، می توانند به کاهش خسارات کمک کنند. اما متاسفانه، این راه حل ها نیازمند اراده سیاسی هستند که در حال حاضر به نظر نمی رسد وجود داشته باشد.

در حال حاضر، خروج نخبگان هیچ نشانه ای از کند شدن ندارد. جامعه جهانی باید توجه زیادی به این موضوع داشته باشد. از دست رفتن سرمایه انسانی، نه تنها برای ایران یک فاجعه است، بلکه داستانی هشداردهنده از چگونگی سوء مدیریت و سرکوب است که می تواند یک ملت را از آینده اش محروم کند.